شنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۶

پول در آوردن رو باید از شیطان بزرگ یاد گرفت


این قضیه پول درآوردن این آمریکاییها واقعا خیلی جالبه ... این مهم نیست که شما کی هستید ... عرب ، فارس ، چینی و یا حتی اهل آنگولا ... تا زمانی که بشه از شما پول درآورد شما با آغوش باز پذیرفته اید ... شرط میبندم اگه بتونید توجیح کنید که اسم واشنگتن رو به تهران عوض کنند و این کار براشون سود دهی داره ... مطمئن باشید این کار رو میکنند ... برعکس ما که وقتی مثالا ماشین میسازیم کافیه اشتباها اسمش رو بزاریم پرشیا ... تا همه شروع کنن به غر زدن که که این اسم فارسی نیست و غرب زدس و ما هم تندی عوضش کنید

پنجشنبه، آذر ۱۵، ۱۳۸۶

پريود وبلاگی



چرا اينجوری نگاه ميگنی ؟ مگه نميشه ؟ ... باسه اکثر کسانی که وبلاگ مينويسن يک روزی پيش مياد ... از دست تو ... به تو که داری برو بر منو نگاه ميکنی ... آره تو خواننده دو چشم ... هرچی ميکشم از دست تو ميکشم ... وقتی ۱۰۰۰ نفر يک مطلب رو که باسه من تحقيق کردن و نوشتنش گاهی يک هفته کار ميبره رو ميخونند و دريغ از يک دونه نظر خشک خالی که مثلا بابا ما خونديم ... خيلی بيکاری يا يه چيزی ... از اينجور جوابها هم به من نده که : کی حال داره بابا جمش کن ... من روزی شونصدتا وبلاگ ميخونم ... اگه بخوام باسه همه يک دونه کامنت بزارم که شب ميشه ... که من ميگم : به من چه !!! بابا آخه ما وبلاگ نويسها هم آدميم ... تو يکی که ديگه خفه ... با تو ام ... چش سيا ... تويی که ميخوای مطلب بدبخت منو کپی کنی توی سايتت ... اگه دستم بهت برسه که يک لقمه چپت ميکنم ... جلل الخالق ٫ آدم رو حرسی ميکنند ٫ خلاصه اينجوری ميشه که همه اينها و اون وقت عجيب و غريبی که ما در روز برای اين مکان مجازی ميزاريم يهو به يه جايی ميرسه که بهترين وبلاگ نويسها يک روزی از خواب بلند ميشن و ميبينن بله گلاب به روتون پريود شدند رفت پی کارش ... زرتی يک نامه خودکشی مينويسن و دست رو ميبرن رو دکمه اسمش رو نيار و زرتی تمامش رو پاک ميکنن

آخه برادر ٫ خواهر ... چرا وبلاگ رو دليت ميکنی ... تو پريود شدی وبلاگ که مشکلی نداره ... به قول حسنی ... برو بيل بزن که به مملکتت خدمت کنی ... نه عزيز دل برادر نميخوام دليت کنم من ... پريود هم نشدم ( البته مطمئن نيستم ) ... خوشحال نشو ... به کوری چشم آمريکای جهان خوار که هنوز نفهميدم کجای جهان رو گاز زده پدر سوخته ... ای بابا اگه گذاشتين point ام رو بگم ... point اينه که اگه آثارت رو بذاری بمونه يک روزی شونصد سال ديگه يکی از نتيچه پتيجه هات وبلاگت رو به ارث ميبره ميفهمه که جناب عالی چجور آدمی بودی ٫ به چه چيزايی فکر ميکردی ٫ زندگی روزمرت چجوری بوده ٫ بر خلاف ما که درباره زندگی اجدادمون چيز زيادی نميدونيم و اصولا غير از زندگی شاه ها و غيره درباره اجدادمون چيز خاصی نميدونيم ... نوادگان ما خيلی متفاوت از ما زندگی خواهند کرد و ما هم اين شانس رو داريم که به غير از ژن درب و داغونمون که تا اون موقع بارها تعمير شده يک چيز ديگه بهشون بديم ... فکرش رو بکنيد شونصد سال ديگه حميد ٫ نديده نبيره نخورده شما ٫ داره ميفهمه که شما کی بودين و هر هر ميخنده

جمعه، آذر ۰۹، ۱۳۸۶

وقتی اسرائیلیها برای رضای خدا آمریکاییها را سانسور میکنند

داستان


به دنبال بررسی عملیات آخوندک Operation Praying Mantis , April 18, 1988 بزرگترین برخورد نظامی بین ایران و آمریکا ( بزرگترین جنگ دریایی بعد از جنگ جهانی دوم ) بودم و روایتهای مختلف از طرفهای ایرانی و آمریکایی رو با هم مقایسه میکردم


اختلاف نظر


در منابع آمریکایی این جنگ بطور کامل با جزئیات دقیق و کامل وجود دارد ولی در منابع ایرانی در اینترنت دقیق و گویا نیست ... نقطه عطف تفاوت این دو منبع ادعای ایرانیها در مورد وارد کردن خسارت ۸۰٪ به دو ناو آمریکایی توسط نیروهای ایرانی (1),(2), ... ولی منابع آمریکایی تنها به از دست دادن یک فروند هلیکوپتر در این عملیات اشاره میکنند (1),(2) با این فرض که برخورد یک مین ایرانی به یکی از کشتیهای آمریکا USS Samuel B. Roberts که علت حمله تلافی جویانه آمریکاییها و شروع جنگ بود ( چند روز قبل از این درگیری ناو سامویل بی آدامز با یک مین در خلیج فارس برخورد کرد که تا مرز غرق شدن پیش رفت) را کشتی اولي در نظر بگیریم تنها مدرک منابع ایرانی مربوط به ناو دیگر خسارت دیده آمریکایی عکسهای زیر است



نکته شرم انگیز داستان



تصاویر مربوط به ناو خسارت دیده آمریکایی مربوط به ۱ سال قبل از این ماجراست که یک خلبان میراژ عراقی به اشتباه USS Stark - FFG-31 را هدف قرار داد ... ولی ایرانیها با وجود گذشت ۲۰ سال از جنگ کماکان مشغول غلو کردن کار نشده و دروغگویی هستند ... آیا ارزش کسانی که میدانستند به طور حتم کشته میشوند ولی با تمام وجود جنگیدند اینگونه زیاد میشود




نکته اسرائیلی داستان



وقتی دنبال عکسهای این اتفاق میگشتم متوجه شدم که رو عکسها همانطور که در شکل میبینید به جای عکس جملاتی به زبان عبری قرار دارد ... در حقیقت این عکسها برای من سانسور شده بود ... بعد از کمی تحقیق فهمیدم که این فقط ISP منه که خطوط پر سرعت به مشترکان میده
هر چی فکر کردم که اسرائیلیها چرا باید این عکسها که در حقیقت دروغ است برای من در آمریکا سانسور کنند به هیچ نتیجه ای نرسیدم جز اینکه اینکار را برای رضای خدا میکنند که آمریکاییها یکوقت خدای نکرده نبینن که یک ایرانی دروغی میگه ما کشتی آمریکاییها رو زدیم ناراحت بشن

دوشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۶

The Mist - ابهام


آی خونه دار و بچه دار همین الان اگه بچت رو گازه ولش کن و هرجور شده خودت رو به اولین سینما و یا CD فروشی سر کوچه برسون و این فیلم رو ببین ... فرانک دارابونت Frank darabont بالاخره بعد از 6 سال بی فیلمی و بعد از فیلمهایی مثل
The Majestic (2001) The Green Mile (1999) The Shawshank Redemption (1994) دوباره علاقه مندان به سینما رو این بر مبنای اثری از سلطان رمانهای ترسناک Stephen Kingبه سینما دعوت میکنه
The Mistبه معنی مه یا غبار که البته من ترجیح میدم از معنی دیگر اون استفاده کنم ... اسم فیلم رو به ابهام ترجمه میکنم ... چون بر خلاف ظاهر و قیافه فیلم که مه آلود است کارگردان بیشتر به دنبال ابهام های شخصیتی ... عقیدتی و فلسفی بازیگران و شماست که پر از ابهام است ... بیشتر از این توضیح نمیدم و توصیه میکنم خود فیلم رو حتما ببینید
پ.ن چند نفر که فکر کنم مذهبی بودند وسط فیلم پاشدن رفتن



سه‌شنبه، آبان ۲۲، ۱۳۸۶

جــــهــــود خــــون د یـــــده

آره با توام ... خود خودت ... که فکر میکنی نژادپرستی یک چیزیه مال توی فیلمها که سفیدها با سیاهها و سرخپوستا از این جور رفتار میکنند ... میخوام بگم من و تو هم سر موقع نژادپرستیم ... یکی از معضلات فراموش شده جامعه ما نژادپرستیست ٫ معضلی که هیچگاه و به هیچ وجه درباره اش صحبت نمیشود ولی با تاروپود جامعه ما گره خرده است


کدوم نژادپرستی بابا دلت خوشه


بچه که بودیم وقتی زمین میخوردیم و جایمون خون میومد این مادربزرگ مهربونمون بود که با خنده میامد سراغمون و میگفت : اوه ... اوه ... حالا انگار جهود خون دیده ... این ضرب المثل به نظر خیلی چیز معمولی بود و بعدها که ما هم بزرگتر شدیم بکار میبردیمش ولی هرگز نمیدونستیم که اگه یک یهودی بشنوه که ما بکارش میبریم حسابی بهش بر میخوره


چرا نژادپرستی درد داره؟


نمونش وقتی عربها به ما پارسها میگفتند عجم ( یعنی زبون نفهم ) ، فکرش رو بکون تا کجای آدم میسوزه ٫ عربهای سوسمارخور بخوان با ما پارسها بگن زبون نفهم ... بله همینه ...خودشه ... منم شدم نژاد پرست ... اگه تو هم با شنیدن عرب سوسمارخور دلت خونک شد و فکر میکنی انتقام گرفتی توهم نژادپرست شدی ... وقتی من به کارگرایی که برام کار میکردند به خاطر کارگربودنشون توی ذهمنم نگاه پست میکردم که اینا فقط یک مشت کارگر بدبختند ، منم نژاد پرست بودم وقتی میشنویم دوتا افغانی آدم کشتند و فکر میکنیم همه این افغانها سرو ته یک کرباسند من و تو هم نژادپرست شدیم


توی فیلم Mississippi Burning اونجایی که جن هکمن ( کارآگاه اندرسون ) از خانوم Pell میپرسه : آخه اینا (سفیدها) باسه چی یک همچین کاری با سیاهها میکنند ؟خانوم Pellجواب میده : اگه به تو هم از وقتی بچه بودی هر روز میگفتند این سیاهها کثیفند و آدم نیستند فکر میکنی تو اگه جای ما بودی چی میشدی؟



بله ... نکته همینه ... آموزش ... باید یاد گرفت که چه زمانی میشه نژادپرست نبود کاری که باید توی مدرسه بشه ولی هرگز نشده ... باید یادگرفت که آدمها رو برای شغل ٫ رنگ پوست ٫ لهجه ٫ لباس ٫ ملیت ٫ و مذهبشون و ... کوچک نکنیم
آره اول از همه از خودت شروع کن ... همین امروز یک جایی رو که نژادپرست بودی رو بنویس ... (دعوت از حرف حساب ٫ کمانگیر٫ نگاه ما ٫ یوزپلنگ٫ دیده ها و ندیده ها ) عکس از نامه یکی از کارگرایی که هیچوقت آدم حسابشون نکردم چون کسی بهم یاد نداده بود که نژادپرست نباشم


چهارشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۶

ممنوعیت خرید و فروش مشروبات الکلی در آمریکا

در ۱۶ ژانویه سال ۱۹۲۰ دولت فدرال ایالات متحده آمریکا رسما خرید ٫ فروش ٫ صادرات و واردات هرگونه مشروبات الکلی را در این کشور ممنوع کرد و این رویه به مدت ۱۳ سال تا سال ۱۹۳۳ در آمریکا در جریان بود ... در طی این مدت تجارت سیاه مشروبات الکلی به اصلی ترین منبع درآمد قاچاقچیان و خلافکاران آمریکا بدل شد و یکی از معروفترین گانگسترهای جهان کار خود را در همین دوره با سازماندهی بازار سیاه مشروبات الکلی در شیکاگو شروع کرد ... او اما کسی نبود جز آلکاپون معروف.


فلسفه ممنوعیت مشروبات الکلی


البته دلایل زیادی باعث شد تا دولت فدرال تصمیم به اتخاذ ممنوعیت فروش الکل بگیرد که مهمترین آن وجود مشروبات الکلی به عنوان یک عادت روزانه در بین مردم آمریکا بود ( یک چیزی مثل نان در فرهنگ ایرانی ) که استفاده بیش از حد از آن جامعه را به نقطه فروپاشی پیش میبرد ... البته صرف مضر بودن الکل برای جامعه چنین اجازه ای را به دولت برای محدود کردن آزادیهای فردی نمیداد مگر ...


چگونه قانون توانست با یک آزادی فردی مثل نوشیدن الکل برخورد کند


طبق تعریف آزادی ... فرد آزاد است هرکاری میخواهد انجام دهد تا زمانی که عمل او باعث صدمه دیدن دیگران نشود ... استدلال قانون گذاران این بود که تعداد زیاد افراد دایم الخمر در جامعه باعث شده است این افراد برای تهیه پول جهت رفع اعتیاد خود به مشروبات الکلی اقدام به دزدی و به خطر انداختن جان افراد بیگناه کنند ( دقیقا به همین دلیل مصرف مواد مخدر در آمریکا غیر قانونی اعلام شده بود)ولی هزینه بالای مبارزه با باندهای مخوف قاچاق و عدم توانایی در کسب موفقیت در جلوگیری از آن باعث شد تا در نهایت این قانون برداشته شود جالب است که بدانیم بزرگترین عامل مرگ و میر در آمریکا در حال حاضر حوادث جاده ایی است که شخص خاطی تحت تاثیر مشروبات الکلی بوده است



بنابراین طبق اصول آزادی فردی که در بالا توضیح دادم مشروبات الکلی باید همانند مواد مخدر در آمریکا غیر قانونی باشد !!! قابل توجه اسلام زده های عزیز مثل آقای خیابان شماره ۱۱ ( شوخی )

عکس اول - آلکاپون از ویکیپدیا عکس دوم - زنی در حال مخفی کردن بطری مشروب در چکمه مدل روسی خود

سه‌شنبه، آبان ۱۵، ۱۳۸۶

خدا - جبران خلیل جبران


در روزهای کهن ، هنگامی که نخستین لرزش سخن به لب هایم آمد ، از کوه مقدس بالا رفتم و با خدا گفتم "خداوندگارا ، من بنده توام. اراده پنهان تو قانون من است و تا ابد تو را فرمان بردارم."اما خدا پاسخی نداد ، و مانند طوفانی سهمگین گذشت.


آنگاه پس از هزار سال از کوه مقدس بالا رفتم و باز با خدا گفتم "آفریدگارا ، من آفریده توام. تو مرا از گل ساختی و من همه چیز را از تو دارم."اما خدا پاسخی نداد و مانند هزار بال تیز پرواز گذشت.


آنگاه پس از هزار سال باز از کوه مقدس بالا رفتم و با خدا گفتم "ای پدر ، من فرزند توام. تو با رحمت و محبت مرا به دنیا آورده ای. و من با محبت و عبادت ملکوت تو را به ارث می برم."اما خدا پاسخی نداد و مانند مهی که تپه های دوردست را می پوشاند گذشت.


آنگاه پس از هزار سال باز از کوه مقدس بالا رفتم و با خدا گفتم "خدای من، ای آرمان و سرانجام من ، من دیروز توام و تو فردای منی. من ریشه تو ام در خاک و تو گلاله منی در آسمان ، و ما با هم در برابر خورشید می بالیم."آنگاه خدا بر من خمید و در گوشم سخنان شیرینی به نجوا گفت ، و مانند دریایی که جویباری را در بر می گیرد مرا در بر گرفت.و هنگامی که به دره ها و دشت ها فرود آمدم خدا هم آنجا بود.

جبران خلیل جبران

دوشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۶

آدمی که خواهر مادرش یکی میشود


نه عزیزم بی تربینی نیست ... این قضیه مربوط به یکی از فوق ستاره های عالم سینماست که تا به حال ۳ جایزه اسکار گرفته است و ۱۲ بار نامزد شده است ... توی فیلمهایی مثل دیوانه از قفس پرید (One flew over cuckoo's nest)٫ طلعلع ( The shining )٫ The Departed و ... بازی کرده اگه با دیدن عکس گوشه چپ تصویر و این توضیحات نفهمیدین که منظورم کی هست حتما باید علاقه ای به عالم سینما نداشته باشید ٫ بگذریم ... جواب آقای جک نیکلسون (Jack Nicholson) خودمونه ... وقتی مادر آقای نیکلسون ایشون رو حامله میشه به دلایلی خانواده تصمیم میگیره ( که یکیش این بوده که دقیقا نمیدونستن باباش کیه :) ) که پدر بزرگ و مادر بزرگش رو به عنوان پدر و مادر اصلی معرفی کنند ... اینجاست که خواهر و مادر ایشون یکی میشه ... جالب اینه که آقای نیکلسون این حقیقت رو تازه در سن ۳۷ سالگی میفهمه که خواهرش همون مادرش ... شما هم دوست دارید معروف باشید مثل آقای نیکسلون؟


جالبه اینم بدونید که بر اساس ۱۰ مرد معروف که بیشترین س.ک.س رو داشتن آقای نیکلسون با داشتن رابطه با بیش از ۲۰۰۰ زن یک رکورد دار حساب میشه

شنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۶

جمعه، آبان ۱۱، ۱۳۸۶

چگونه یک عمل قبیح از نگاه ما، یک واقعیت مذهبی میشود

قبیله ای در هندوستان وجود دارد که یکی از رسوم رایج مذهبی آن این است که وقتی دختران به سنی میرسند که برای اولین بار عادت زنانه در آنها روی میدهد خانواده دختر در طی یک مراسم بسیار مفصل و پرخرج برای اینکه دخترشان درآینده زندگی بهتری داشته باشد و درهای سعادت و پاکدامنی به روی او باز باشد با دعوت از بزرگ دینی از او درخواست میکنند که در این مراسم برای اولین بار با داشتن دخول پرده بکارت دختر آنها را پاره کند که البته این عمل توسط مرید دینی و حداقل چهارتن از شاگردان او انجام میشود ... در این ضمینه فیلم معروفی نیز ساخته شده است به اسم Maya که این روایت را به تصویر میکشد ... با وجود غیر قانونی بودن این مراسم در هندوستان و تلاش دولت مرکزی برای جلوگیری از آن سالیانه تعداد بسیار زیادی از دختران جوان در این مراسم شرکت داده میشوند
زمانی که این پست را مینوشتم عرق سردی روی پیشونیم نشسته بود و دمای دستام که داشتم تایپ میکردم چند درجه کاهش پیدا کرده بود ... تصورش رو بکنید که از این موضوع هیچ چیز ندونید و یهو فیلم را ببینید


نکته حساس این است که تمام پیروان این مذهب ٫پدرها و مادرها این مساله را میدانند و خودشان آن را تجربه کرده اند ... پس یعنی با این مساله عجیب هیچ مشکلی ندارند و قبول کرده اند که این یک واقعیت است و آن را به عنوان یک نقطه عطف خوب برای بچه هایشان میدانند ...یعنی این کار کثیف و قبیح در نگاه ما یک عمل مثبت از نگاه آنهاست شما چه میگویید ؟


چهارشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۶

آقای خاتمی نکون برادر نکن !!!



در خبرها داشتیم که آقای خاتمی دوباره میخواهد به قدرت برگردد ... و این همان مسئله فراموش شده ایست که سالهاست داریم از آن رنج میبریم آقایانی که رئیس مجلس بودند و رئیس جمهور شدند و بازهم خواستند رئیس شوند و در نهایت بیخیال قدرت نشدند که نشدند

می دانی آقای خاتمی چرا باید قدرت را بیخیال شد ... مثالی میاورم از بلاد کفر برایت ... آمریکا

در آمریکا تا به امروز چهل و اندی رئیس جمهور آمده اند و رفته اند وفتی آمدند با تمام قدرت حکومت کردند و وقتی رفتند قدرت را بوسیدند و گذاشتند برای بقیه ... ولی چرا ؟
در میان رئیس جمهورهای آمریکا رئیس جمهوری بود به نام Nixon ... نیکسون وقتی به قدرت رسید قدرت آنچنان در زیر دندانش مزه کرد که هرچه خواست کرد ... از ضبط کردن صدای تمام آدمهای مهم کاخ سفید که ببیند پشت سرش چه میگوییند (حتی صحبتهای خودش را نیز ضبط کرد!!! تا فرستادن عده ای دزد برای جاسوسی از وضعیت حذب مخالف انتخاباتیش به دفتر حذب در Watergate ... ولی روزی گوشه ای از دستش در رفت و قضیه به یک رسوایی تبدیل شد که آن رسوایی باعث گردید تا استعفا دهد
آمریکاییها امروز نوار فحشهای نیکسون به اطرافیان را در تلویزیون پخش میکنند و در محافل رسمی و تلویزیون هم عملا از او انتقاد میشود و چهره زشتی در میان مردم دارد ... ولی مردم خوشحالند چون میداند کسی که از قدرتش سواستفاده کند روزی آبرویش خواهد رفت و رئیس جمهورهای بعدی هم میداند که سرنوشتی مثل نیکسون در آینده در انتظارشان است اگر از قدرت سواستفاده کنند
آقای خاتمی در کشور ما کسی نمیگوید خوب خمینی هم میتوانست اشتباه کند ... در کشور ما نمیشنویم که در مدرسه ای یا در رسانه ای بگویند هشت سال جنگی که میتوانست یک ساله تمام شود یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا را به یکی از فقیرترین ها تبدیل کرد و این کار را تقبیح کنند


آقای خاتمی این یکی از همان چیزهایی است که منجر به انقلابی دیگر میشود ... وقتی مردم از پرستیدن بت آن بالا بالاها به ستوه بیایند ... آیا همان یک انقلاب برای هفت پشتمان بس نبوده است ؟ ... دور قدرت را خط بکش برادر تا بتوان یک روزی هم نیکسون را نکوهش کرد ... آقای خاتمی بیخیال شو ... نکون برادر نکن !!!

لینکهای مرتبط خاتمی: یاورش باشیم / عکس

عکس اول میلاد پیامی / عکس دوم ویکیپدیا

سه‌شنبه، آبان ۰۸، ۱۳۸۶

بازيكن جديد استقلال




اين هم بازيكن جديد استقلال در اولين روز تمرين اين تيم در ورزشگاه شهيد كشوري... عکس از میلاد پیامی ۱۳۸۶/۰۴/۲۶ متاسفانه وبلاگش آدرس جداگانه برای هر پست نداره برای همین مجبور شدم عکس رو بزارم

پنجشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۶

میدانید بزرگترین ضربه به ناوگان آمریکا بعد از جنگ جهانی توسط چه دولتی صورت گرفته است؟

بله گوشهایتان درست میشنود و چشمهایتان درست میبیند جواب اسرائیل است ... در ۸ جون ۱۹۶۷ در چهارمین روز جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل هواپیماها و ناوهای اژدرافکن اسرائیلی در یک عملیات غافلگیرانه با حمله به ناو USS Liberty ٫ ۳۴ آمریکایی رو کشتند و ۱۷۳ نفر را زخمی کردند و ناو تا مرز غرق شدن پیش رفت
مقامات اسرائیلی بعدها این اقدام را یک اشتباه که بر اثر فشار زیاد ناشی از جنگ با اعراب بوجود آمده قلمداد کردند و بابت آن از آمریکاییها عذر خواهی کردند همچین مبلغ ۱۳ میلیون دلار به بازماندگان قربانیان و دولت آمریکا پرداخت کردند

نکته جالب اینکه قاض دادگاه نیروی دریای کسی نبود جز آدمیرال پدر جان مک کین ( همان شخصی که همینک کاندیدای ریاست جمهوری آمریکاست و به شدت به جناهای طرفدار اسرائیل و حمله به ایران نزدیک است )
نکته جالب دیگر اینکه بازماندگان و عده دیگر این حمله را کاملا تعمدی و با قصد قبلی میدانند و دادگاهی در آمریکا کماکان این ماجرا را دنبال میکند و به تازگی اسرار جدیدی توسط دولت آمریکا در این باره منتشر شده که قضیه را بسیار پیچیده تر کرده است

پ.ن: آمار این جنگ شش روزه هم بسیرا قابل توجه است ... به جدول دست راست این صفحه یک نگاه بیاندازید ... متاسفانه پرچمهای مصر و سوریه توی این جدول درست نیست و از اون بدتر اینکه من بلد نبودم چطور درستش کنم ... اگر کسی تونست یک در دنیا و صد در آخرت ثواب کرده


اشتباهی از من در مورد جان مکین رخ داد که عذر خواهی میکنم/ پدربزرگ : جان مک کین سینور /پدر : جان مک کین جونیور /پسر : جان مک کین سوم

چهارشنبه، آبان ۰۲، ۱۳۸۶

ندیدهِ فتحلیشاه در هالیوود



آهو جهانسوز شاهی معروف به سارا شاهی ندیده فتحلیشاه قاجار پادشاه قرن ۱۹ ایران از پدری و مادری ایرانی تبار با نامهای عباس و ماه منیر جهانسوز شاهی در تگزاس متولد شده است ٫ او تاکنون در تعداد بیشماری از فیلمها و سریالهای هالیوود بازی کرده است که معروفترین آنها L-Word (دنیای لزبین ها) ٫ Life (درحال پخش)٫ The Sopranos و Teachers و ... .
فتحلی جون آسوده بخواب که حرمسرات در امن و امان است (داستان سرسرو که حتما شنید؟)
فکر میکنی اگه فتحلیشاه اگه الان زنده بود و این صحنه رو میدید چیکار میکرد؟



عجب روزگار عجیبی است







دوشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۶

صیغه گورباچف با لوییس ویتان


گورباچوف و لوییس ویتان هم صیغه جالبیست ... آقای گورباچف بعد از یکی از عجیب و مرموزترین اتفاقات تاریخ دنیا این روزها حسابی مشغول پول پارو کردنه ... این عکسی که میبینید عکس حجت الاسلام میکاییل گورباچف به همراه کیف چند هزار دلاری لوییس ویتانه پشت هفته نامه Time است ... در آمریکا گورباچف رو یک روشنفکر میدونند که با دادن آزادی به کشورهای تشکیل دهنده شوروی که خیلیهاشون هرگز وجود خارجی نداشتند به اونها دمکراسی و آزادی رو با هم داد ولی واقعیت اینه که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رو شاید بشه یکی از نقاط اوج سیاستمداران آمریکایی دونست ... که البته حالا حالاها کسی نخواهد فهمید که نقش واقعیه آمریکاییها این وست چی بود ... من خودم به شخصه هنوز باورم نشده که این اتفاق چطور یکشبه اتفاق افتاد

خنده داره ولی یکی از آرزوهام هم اینکه انقدر زنده بمونم که اسناد این قضیه یک روز روبشه البته اگر بشه تا منم بفهمم واقعا چی شد که شوروی با اون عظمت ( که خیلیها توخالی میدونن البته) یک شبه ... بله ... یک شبه محو شد

فهمیدم اسلام دیگر در خطر نیست اسلام




یکی از آشنایان که از قضا مسلمان بسیار مومن و دانشمندی صاحب نام ولی سالیان درازی است که در فرنگ زندگی میکند بعد از حدود ۳۰ سال به ایران بازگشته بود تا علاوه بر چند سخنرانی دیداری نیز از وطن داشته باشد ٫ بعد از سفر به ایران دچار افت روحی شدید به همراه افسردگی شدید شده بود و علت را اینچنین توضیح میداد:


"قبل از انقلاب دانشجوی مسلمانی بودم مانند بقیه در یکی از دانشگاه های تهران درس میخواندم ( از همان پیروی خط امامی ها ) در نمازخانه دانشکده ما روزی نبود که جای سوزن انداختن باشد و کسی نبود که روزی نماز سروقتش عقب بیافتد ... جو دانشگاه آنچنان مذهبی بود که بلواقع با مسجد فرقی نداشت ٫ البته نه اینکه دختران بی حجاب نباشند ولی تعدادشان انگشت شمار بود و معمولا توسط جو کلی دانشگاه زیاد تحویل گرفته نمیشدند ... مسجد محله ما در سه نوبت صبح و ظهر شب آنچنان دچار ازدهام جمعیت بود که اکثر اوقات حتی گاهی در نماز صبح دو بار نماز جماعت برگذار میشد تا همه بتوانند شرکت کنند


و اینطور ادامه میداد


در سفرم به ایران در اولین ورودم به دانشگاه چیز دیگری دیدم ... دخترها و پسرها اصلا شبیه آن ایام نبود ... آنچنان لباس پوشیده بودند که اگه در فرنگ زندگی نمیکردم میگفتم اینها از مریخ آمده اند ٫ البته فرنگ هم باید جلوی بعضیها لنگ میانداخت ٫ نه اینکه بگویم همه اینگونه بودند ولی چند نفر انگشت شمار کجا و اکثریت کجا ... نمازخانه دانشگاه غیر جایی که چند نفر چرت میزدند خبری نبود ... یک روز صبح به مسجد محله قدیممان رفتم ... مسجد تعطیل بود و درش قفل ولی از بلندگو اذان پخش میشد ... آنچنان دلم گرفت که تصمیم گرفتم بلیطم را جلوتر بیاندازم تا زودتر به مسجد خودمان در فرنگ برگردم تا دیگر آنجا نباشم
اینجا بود که فهمیدم جایی که من زندگی میکردم و اسلام در قلب و روح آدمهایش بود حالا دیگر اسلامی وجود ندارد ... فهمیدم اسلام را به جای وارد کردن از دل از جایی وارد کرده اند که دردش اسلام را از دل بیرون کرده است ... میخواستم به دوستان و آشنایان آن سخن قدیمی خمینی را بگویم که دیگر جای نمیشنوی که اسلام در خطر است ... ولی فهمیدم اسلام دیگر در خطر نیست اسلام مدتها است که به ... رفته است "


در ادامه درخواست عرفان عزیز در مورد نامه ی قدردانی ته گشاده ... تا حالا کسی نخواسته بود همچین چیزی بنویسم :)
عکس

مطالب داخل گیومه تماما نقل قول است برای همین امیدوارم کسی بد برداشت نکند

جمعه، مهر ۲۷، ۱۳۸۶

کدوم کمپانی اتومبیل سازی صاحب کدام است





در بازار چند صد میلیارد دلاری اتومبیل ... روابط کمپانیهای اتومبیل سازی با یکدیگر یکی از جالب ترین مسایل است ... کمپانیهای اتومبیل سازی به دنبال افزایش بازار فروش و به کاهش هزینه های تولید از هیچ کوششی فروگذاری نمیکنند ... در چارت اول شاهد این هستید که چگونه این کمپانیها مالک کمپانیهای دیگر هستند و در چارت دوم اینکه این روابط همکاری در زمینه های مختلف چگونه است

در چارت دوم هم میتونید ایران خودروی کوچولوی خودمون رو ببنید که با اینکه نسبت به غولهای بزرگ خیلی دور و کوچک به نظر میرسد ولی تونسته با حمایت دولت و البته پشتکار خوب در چند سال گذشته برای خودش جای پایی جالب در این صنعت پیدا کنه و مسیر رو به رشد قابل توجهی داشته باشه

در قسمت دوم منابع هم میتونید روابط این کمپانیها با کمپانیهای عجیب چینی که دنیای آینده رو تحت سلطه خواهند داشت دنبال کنید


منابع ¹ ²

حمید در حال شنا


پنجشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۶

دومین سال ممل


دوستای عزیز که میدونم وقت ندارن به اینجا سر بزنن اینو برای شما مینویسم دومین سال ممل آمریکایی بودن من هم گذشت و وارد سال سوم شدم ... از روزی که پامو از ایران گذاشتم بیرون مهمترین اتفاق این بوده که ۸ تا از دوستا و فامیلا ازدواج کردن ... آرتور،حمید،پژمان و ... که از همینجا به همشون تبریک میگمبه هرصورت مبارکا باشه اینشالا ولی این رسمش نبود که پشت سر من همتون حول شدین عروسی کردین :)‌ ... خلاصه منم توی این دوسال کلی عوض شدم ظرف میشورم غذا میپزم صبح تا شب ظهر کار میکنم ... تازگیها برنامه اقامتم هم به جاهای خوبی رسیده ... توی این دوسال فهمیدم که بیشترین چیزی که دلم براش تنگ شد ... میدون آزادی با اون ساندویچهای کثیفشه :)) ... نه بابا ... فهمیدم که چیزی که دلم براش تنگ شده و دلم میخواد ببینمش خانواده و دوستام ... در حقیقت وطن اونجایی که آدم دلش باشه ... همتون رو تا برنامه بعد به خدا میسپورم

یکشنبه، مهر ۲۲، ۱۳۸۶

ایرانی که قصد دارد رکود جهان و آمریکا را بشکند




رضا بلوچی ... ایرانی که قصد دارد رکورد آمریکا وجهان را بشکند ... رکورد قبلی دور آمریکا را که مسافتی در حدود 10608 مایی ( در حدود 17000 کیلومتر ) و 9 ماه است را در 6 ماه بپیماید او میبایست 60 مایل در روز ( 96 کیلومتر ) در روز را طی کند تا موفق به شکستن این رکورد شود

اطلاعات بیشتر

Run with reza , Rezabaluchi.com



جمعه، مهر ۲۰، ۱۳۸۶

غرق شدن بیسمارک رزمناو مخوف هیتلر


بزرگترین و مدرنترین کشتی جنگی هیتلر در اولین ماموریت جدی خود غرق شد و علت اصلی تنها چند هواپیمای کوچک انگلیسی بود ... این اتفاق آغاز تحول جدید در جنگهای کلاسیک بود که در انتها باعث این شد تا رزمناوها (battleship) به تاریخ بپیوندند و دور جدید تسلط بر هوا آغاز شود ... و اصل هوا همان اصلی بود که باعث شکست متحدین در جنگ جهانی اول شد
ولی بیسمارک در طول اولین و آخرین ماموریت خود با غرق کردن سمبل نیروی دریای انگلستان HMS Hood در چند دقیقه معروفیت خاصی ازآن خود کرد که این مهم انگلیسیها را بسیار عصبانی کرد به طوری که چرچیل گفت : بیسمارک رو غرق کنید
داستان پایان غم انگیز زندگی هزاران نفر در ۵ انیمشن فوق با مهارت به روایت درآمده است ... به راستی اینان برای چه مردند





پنجشنبه، مهر ۱۹، ۱۳۸۶

آیا پیشرفت ناگهانی آمریکا در ۶۰ سال گذشته به علت پیدا شدن یک سفینه موجودات فضایی بوده است



این موضوع کتاب جنجالی Philip J. Corso با عنوان The Day After Roswell بود که در آن آقای روسکو مدعی شده بود که پیشرفتهای شگفت انگیز و باورنکردنی ایالات متحده در ۶۰ سال گذشته از فیبرهای نوری ، لیزر ٫ مدارهای هوشمند الکترونیکی CPU ، کلور ( فیبری که در لباسهای ضد گلوله استفاده میشود ) و بسیاری از دیگر دستاورها نتیجه پیدا شدن سفینه فضایی بود که در سال ۱۹۴۷ درصحرای رازول در ایالت نیو مکزیکو یافت شد
روسکو در این کتاب مدعی شده که مسوول اصلی پیگیری و بررسی و استفاده از وسایلی که از این فضاپیمای موچودات فضایی به دست آمده از طرف ارتش بوده است و دانشمندان در زیر دست او به بررسی وسایل و ابزار به دست آمده از این فضاپیما پرداخته اند البته گفته های او هیچگاه از سوی منبع معتبری تایید نشده است و مورد حمله تعداد زیادی از دانشمندان و مورخان علوم قرار گرفته است ولی جزییات و نکاتی که توسط او توضیح داده شده گاهی تا اندازه ای دقیق است که شنونده را به شک وا میدارد
او همچنین ادعا کرده است که مسایلی که برملا کرده است تنها ۱۰ درصد از مسایل بوده و بقیه آنها بدلیل طبقه بندی بودن قابل بازگو کردن نبوده است همچنین جالب است که بدانیم او در دوران زندگی در سیاست هم دارای مقامات بالایی در کشور بوده است

گزارش آقای کرسو به عنوان یکی از معتبر ترین منابع موجود UFO و طرفداران وجود موجودات فضایی در جهان در آمده است ... شما چه فکر میکنید آیا موجودات فضایی واقعا وجود دارند ؟

شنبه، مهر ۱۴، ۱۳۸۶

احمدی نژاد در نماز جمعه : من به شما عرض می کنم، اون ممه رو لولو برد



بعد از التحریر: راستی امروز توی سخنرانی احمدی نژاد در نماز جمعه (اواخرش)شنیدم که کف کردم! حاجی از دست حسن روحانی اینا که رفته بودن آلمان و ...شاکی بود، داشت به غرب فحش می داد که از دهنش پرید: من به شما عرض می کنم، اون ممه رو لولو برد!! کور شم اگه دروغ بگم! با همین دو تا گوشم شنیدم! (به نقل از کلاشینکف دیجیتال)

احساس کردم که این مطلب از اونجایی که در انتهای مقاله بود از قلم افتاد و مورد توجه در بالاترین قرار نگرفت ( در سایه فاطمه رجوی ) با ارز پوزش از فرستنده لینک اصلی


یکشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۸۶

وقتی ایرانیها آمریکاییها را سانسور میکنند


داشتم دنبال مطلبی مربوط به جنگ میگشتم که خواستم وارد سایت فوق بشم که پیقام داد آی پی شما معتبر نیست برای ورود به این سایت ... البته به این خاطر که احتمالا ز آمریکا میخواستم برم توی سایت ... ولی خوب رفتنش کار سختی نبود مخصوصا برای ما ایرانیهای نسل سانسور و پروکسی ... نکته این بود که جنگ ادامه دارد

سه‌شنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۶

ترسناک بودن آقای ریيس جمهور



درک اینکه چرا احمدی نژاد همچین حرفهایی میزنه از اولش برام یک معما بود


احمدی نژاد درخواست کرد تا از محل برجهای دوقلو یا منطقه صفر دیدن کنه ... آمریکاییها در هر دو صورت جواب مثبت و منفی دادن به نوعی بازنده بودند ... اگر جوابشان مثبت بود اجازه داده بودند بزرگترین دشمن حال حاضر آنها از مکانی که به نوعی مقدس ترین مکان کشورشان است استفاده تبلیغاتی کند و اگر جواب منفی می دادند باز هم باخته بودند زیرا هدف او از این کار ادای احترام به قربانیان حادثه بود

قضیه وقتی جالب تر میشود که احمدی نژاد مسلما میدانست جواب به این سوال منفی است ... پس با بیان این موضوع و گرفتن جواب منفی خودش نیز بازنده این قضیه بود ... کافیست به حرفهای این یکی دوسال گذشته از قبیل هولوکاست و غیره نگاه بیاندازیم تا ببینیم احمدی نژاد انگشتش را در سوراخهایی کرده است که علاوه بر اینکه سوراخ فوق گشاد تر شده است انگشت خود او هم بریده است


قضیه دانشگاه کلمبیا هم دقیقا همین بود ... او با این علم به دانشگاه رفت و میدانست که کشته خواهد شد ... منظور هموم آبرو ریزیه ... ولی به نوعی طرف مقابل را نیز کشت ... رییس یک دانشگاه به معروفت کلمبیا با این همه جنجال و ادای دمکراسی و احترام به طرف مقابل به احمدی نژاد

فحش داد (دیکتاتور حقیر یا بیچاره ... که لغت به کار رفته میتونه معنی های موازی زیادی داشته باشه ) نکته ترسناک همینه که من اسمش رو میزارم استراتژی انتحاری ... دقیقا مثل این بمگذارای انتحاری که شاید خودشون رو میکشند ولی به نتیجه ای که میخواهند میرسند ... امیدوارم این قضیه به اونجا ختم نشه که برای از بین بردن قدرت آمریکا ایران رو به صورت بمب انتحاری دربیارند



میگویند مسلکی وجود دارد ( که اسمش را نمی آورم :) چون یادم نیست ) در شیعه که معتقد است برای تسریع در ظهور حضرت مهدی باید دنیا به نهایت بدبختی برسد ... پس باید کارهای کرد که دنیا به اون لحظه برسد

سه‌شنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۸۶

آخه هواپیمای ایران ایر این وسط چیکار میکنه

اینکه آمریکایی جماعت وقتی میخوان فیلم بسازن از اینجور کارا بکنند رو میفهمم
همه میدونن که هیچ اثری از رابطه القاعده و عراق پیدا نشده ولی به هر صورت
هر کشور دیگه هم جای اونا بود از اینجور خالی کردن عقده ها میکرد ... البته
اینم همه میدونیم که خیلی از آمریکاییها هنوز نمیدونن چرا به عراق حمله کردن
البته اگه رییس جمهورشون بدونه
از ارتش اخراج میشه و عکس بالا مقر نظامیان آمریکایی در آلمان است که به کماندوی
قصه ما در اینجا میگن که شما خوش اومدی و اخراجی

مهمترین قسمت که مد نظر من است همینجاست ... کماندوی قصه ما از ارتش و مقر

اون در آلمان اخراج میشه و به آمریکا پیش خانوادش برمیگرده که در همین صحنه

فیلم صحنه نشستن هواپیمای فوق و ذکر رو نشون میده که همینجور که میبینید

همواپیما همون هواپیمای ایران ایر خودمون که بخاطر کمبود تجهیزات معلوم

نیست کی قراره یکی یکی ...

و اما ... این هواپیما اینجا چکار میکنه !؟ این سوالی بود که من با کمال تعجب

و باداشتن دو شاخ سبز شده بر پس گردنم از خودم میپرسیدم و بعد از دو روز

فکر کردن به این نتیجه رسیدم ... ازاونجایی که فیلم بکار رفته در هر فیلم فرق

میکنه با بقیه فیلمها بسیار بعید به نظر میرسد که این یک قسمت آرشیوی بوده باشد

به خصوص که در هالیوود امروز با خرج ملیون ها دلار برای هر فیلم به ریزه کاریهای

این چنینی اهمیت زیادی داده میشود ... قضیه از این قرار بوده که احتمالا موقع فیلمبرداری

فیلمبردان مشکلات زیادی برای تهیه مجوز برای فیلم بردای از خطوط هوای دیگر داشته اند

و اینکه این عمل در آینده برایشان مشکلات تبلیغاتی و حقوقی نداشته باشد ... یک انسان

خیر اون وسط پیدا شده و گفته بابا از این ایران ایر فیلم بگیرید ... خیلی خر توخر تر

از این حرفهاست که چهار روز دیگه کسی سومون کنه ... البته این فقط حدث منه

به نظر شما این تصویر این وسط چیکار میکنه

پنجشنبه، شهریور ۰۱، ۱۳۸۶

چگونه به کوروش افتخار کنیم ؟


چندی پیش پستی در بالاترین به اون بالا بالاها رسید که امروز سالگرد در گذشت شادروان رضا شاه پهلوی است و توی خیلی از نظرات نوشته شده بود خدا بیامرزتش ... اینجا بود که به این فکر کردم چطوره که ما میتونیم به یک سیاستمدار افتخار کنیم !؟
در نزدیکی الامباتور پایتخت مغولستان تپه بزرگی وجود دارد که از تمام شهر میشه اون رو دید ... حدس بزنید روی تپه چی هست ؟ ... نه عزیز من ننوشته هالیوود ... روی تپه شمایل ( لطفا قبل از منفی دادن تا انتهای مطلب را بخوانید و همچنین دلیل منفی دادنتان را قید بفرمایید )یا همون عکس بسیار بزرگی از چنگیز خان هست بطوری که از تمام شهر بشه اون رو دید در واقع مردم این کشور دارند به کسی که میلیون ها نفر آدم رو توی کوتاهترین مدت ممکن از بین برد و تمدن های بزرگی رو یک شبه از روی نقشه کره زمین پاک کرد افتخار میکنند ... روی هر جایی که بخوان با کلاس باشه یه اسم چنگیز میزارند و به اینکه جدشون به چنگیز میرسه به خودشون میبالند
اینجا بود که این سوال به ذهن من رسید ... فرق چنگیز با کوروش چی بود ؟ .. مسلما اونقدر که چنگیز کشته بود کوروش نکشته بود ...البته کی میدونه ... وقتی که ما میخواهیم با افتخار بگیم که ما ایرانی هستیم میگیم جد ما کوروش بوده و یک نقشیه هخامنشنیان هم به طرف نشون میدیم ... و میگیم ببین ما چی بودیم ... اولین منشور حقوق بشر دنیا رو کوروش نوشته .... ۲۵۰۰ سال پیش آزادی مذهب برقرار کرده ... برده داری نکرده ... ولی آیا کوروش هم چیزی جز یک سیاستمدار بوده است ... یک شاه برای شاه بودن باید برادرش رو بکشه ... شاههایی که این کارها رو نکردند شاه نشدند مثل قضیه بردیا ... شاه باید همیشه هوای مخالفان خودش رو داشته باشه و به محض اینکه قوی شدند ترتیبشان را بدهند مگرنه مخالفان ترتیب شاه را میدهند ... سیاستمداران باید بده بستان های کثیف بکنند ... مگرنه سیاستمدار نیستند ... وقتی یهودیان آمریکا نیمی از هزینه سربه فلک کشیده انتخاباتی دموکراتها رو میدهند از آقا یا خانم کلینتون میخواهند بعد از به قدرت رسیدن هوای اسراییل را جلوی قطعنامه های سازمان ملل داشته باشند و

محمد رضا شاه و پدرش خدمات زیادی به ایران کردند ولی فرقشان با کسانی که فقط این چند دانشجوی بی نوا را به این روزگار آوردند چیست ؟ و یا گنجی ها را در زندان شکنجه کردند ... آیا مسوول تمام اینها کسی جز رهبر است ... پس چه کسی غیر از محمد رضا شاه مسوول شکنجه های قبل از انقلاب ساواک بوده است ... آیا میشود به اینها گفت خدا پدرشان را بیامرزد ... آیا همه اینها به غیر از این است که سیاست کثیف است ... حال شما به من بگویید چگونه به کوروش افتخال کنم ؟

هفت هزار و پانزده سال بعد در چنین روزی : رادیو تهران ... تقویم تاریخ ... بعد از پخش آهنگ تایم از پینک فلوید ... هفت هزار سال پیش در چنین روزی ... ِسر احمدی نژاد کبیر با یک حرکت گازانبری شهر واشنگتن را به تسلط درآورد ( و ما با افتخار از اینکه یک ایرانی امپراتور آمریکا را به زانو درآورده به خود میبالیم !!! ) او سپس نفت را بشکه ای ۵۰۰۰ دلار فروخت و ایران باشکوهی ساخت که در هفت طبقه معلق بود

چهارشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۶

وقتی مجله تایم هم سوتی میدهد

همانجور که همه میدانیم مجله تایم یکی از معروف ترین و پیشرو ترین مجله های دنیاست ... چندی پیش کتابی رو تحت عنوان آمریکا تاریخ مصور رو چاپ کرد ... این کتاب بسیار جالب مجموعه است از عکسها فوق العاده جالب به همراه توضیحات کامل درباره تاریخ آمریکا از ابتدا تا حال ... که دیدنش واقعا خالی از لطف نیست ... ولی

همینطور که میبینید عکسی که از ماجرای گروگان گیری سفارت آمریکا در این کتاب هست بر عکس چاپ شده ... البته به احتمال قوی عکاس نباید ایرانی بوده باشه و موقع چاپ عکس نگاتیو رو چپه چاپ کرده ... این هم خیلی عجیبه ... چون عکاسهای حرفه ای در این سطح ممکن نیست پشت روی نگاتیو رو ندونند چطوره ؟ ... ولی به هر ترتیت این اشتباه در این کتاب جالب دیدنش بد نبود ... بمنظورم اینه که برای یک مجله حرفه ای که ادعای حرفه ای بودن رو دارد یک همچین سوتی واقعا زشت است ...در ضمن برای اون عزیزانی که احساسات وطن پرستانشون یهو اینجور مواقع به اوج میرسه ... بگم زیاد خونتون رو کثیف نکنید ... یک بمب بسازید ... البته گوگلی تا تخلیه شید
خود کتاب در ۱۹ دلار است در آمازون ... به من که مثلا مشترک طولانی هستم و کلی ازشون خرید کردم با تخفیف دادند ۳۵ دلار :)
البته ارزشش رو داشت

چهارشنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۸۶

برای یک مشت بالاترین

اوووه ... این دیگه آخر پست احمدی نژادیه ... حتما بالای ۱۰۰ تا رای میاره ... تا کسی نگذاشته بهتره من سریع بزارم ... که یکهو چشمام سیاهی رفت ... احساس کردم مغزم اومده توی دهنم و دارم میجوامش ... ولی
این رئیسم بود از پشت سر محکم پس گردنی رو زده بود ... همینجور که چشای من هنوز سیاهی میرفت داشت فحش میداد ... تو نمک نشناسی ... و ... آخرشم به این ختم شد که تو اخراجی
نمیدونم شما از کدوم نوعش هستید ولی اگر از نوع من باشید که سالها کیک بوکسینگ بازی کرده باشید و بدترین چیز براتون اینه که مشت اول رو از حریف بخورید ... خون جلوی چشمای شما رو هم میگرفت ... و سریع فکر میکنید ... خوب ضربه اول رو که اون زده ... پس میتونید به پلیس بگید که دعوا رو اون شروع کرده ... منم که واقعا پیش این آدم کنس و گدای انقدر حمالی به خاطر یک حقوق بخور نمیر که خیلی کمتر از اون چیزی هست که باید واقعا به من بده ... پس موقعش الانه که انتقامم رو هم بگیرم
همونجور که به سمتش چرخیدم مشت راستم رو با قدرت آوردم و از زیر ... چشمتون روز بد نبینه ... عین فیلم ماتریکس رییس ما روی هوا بلند شد و محکم به دیوار خورد و بیهوش ... گفتم کشتمش ... توی یک لحظه تمام خاطرات زندگیم از جلوی چشمم رد شد ... همکارها هم که همه توی شک بودند و سرعت این فعل و انفعالات میخشون کرده بود ... و برو بر منو و ریس ولو شده رو نگاه میکردند
ماشالا این پلیس هم هنوز ۵ دقیقه نشده بود پیداش شد و ... خودتون حدث بزنید ... پلیس آمریکا ... چهارتا چک و لگد و دو تا تیزرگان و دست بند و زندان
ولی زندان
وقتی وارد شدم همه شروع کردن به فیش فیش کردن ... یعنی گوشت تازه ... با خودم کر میکردم اگه خیلی هم قوی باشم دوتا رو بزنم ... شب اول البته انفرادی بود ... البته اینم بگم از اونجایی که ضربه خیلی سنگین بود رییس محترم ۱ روز بیهوش بود ... باسه همین قاضی با قرار وثیقه موافقت نکرده بود و عمل منو اقدام به قتل تصور کرده بود
شب دوم ولی دیگه انفرادی در کار نبود ... از ترس شب قبلش نخوابیدم ... هیچ راهی نبود ... یا باید مثل بچه آدم فر رره ... یا اینکه له و لورده میشدم فر رره ...ولی یک ایرانی تا آخرش میره تا حق مسلمش رو بگیره ... این که مشخص بود ... نمیخوام قیافه ها رو تعریف کنم که جفت کنید ... ولی شب رسید ... یهو دیدم یکی پامو گرفته ... سریع پای راستمو کشیدم بیرون و با پاشنه پا گذاشتم توی وست صورتش ... صدای شکستن استخون رو شنیدم ... ولی پامو ول نکرد ... همون موقع یکی از پشت زیر شونه هام رو گرفت ... این یکی خیلی قوی بود ... هر چی زور زدم نشود ... همین لحظه یکی چونمو گرفت ... صورتمو چرخوند سمت خودش تا چشاشو ببینم ... عجیب بود ... عجیب چشمای قشنگی داشت ... بهم گفت پاشو بابا پاشو ... جفت کردم ... خاک بر سرم این چرا فارسی حرف میزنه ... شانس مارو ... این همه آمریکایی ببین آخرش هم یه ایرانی باید ... باز گفت پاشو پاشو عزیزم ... به خودم گفتم ... زرشک ... عزیزشم شدم ... کارم تمومه ... گفت حسام پاشو ... یهو ... دیدم اه ... مریم چونم رو گرفته دستش ... مریم : کابوس میدیدی عزیزم ... گفتم آره ... کابوس بالاترینی

با الهام از یکی از نوشته های بهروز مدرسي

پ.ن : البته پستی که فرستادم ... هنوط نیومده چهارتا منفی تکراری گرفت حذف شد ... تولدت مبارک

سه‌شنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۶

آیا احمدی نژاد واقعا خنگ است ؟

با توجه به گذشت مدتی از طرح سهمیه بندی بنزین اینجور به نظر میاد که کماکان طرح جیره بندی بنزین تمدید میشود ... این نکته به ذهن خطور میکند که آیا واقعا هدف جیره بندی بنزین بوده است یا خیر ؟
همانطور که میدونید پایین بودن قیمت بنزین و تاثیر آن بر جامعه و یارانه مستقیم به این کالا باعث شده همواره در دو دهه گذشته سیاستمداران با ادامه روش یارانه دهی به این محصول باعث شودند که مشکلات عدیده ای برای اقتصاد مملکت به وجود آید ... رسیدن سقف واردات بنزین به بیش از ۳ میلیارد دلار در سال ( بیش از دو برابر بیشتر از بودجه عمرانی کشور ) باعث شد که فشار عمده ای به اقتصاد وارد شود
از طرفی برآوردها نشان میداد که نهایت مصرف بنزین به تعداد اتومبیلها نباید بیش از ۴۵ میلیون لیتر در روز باشد ... در صورتی که این عدد قبل از سهمیه بندی به بیش از ۷۰ میلیون لیتر در روز رسیده بود ... این به این معنی بود که بنزین لیتری ۸۰ تومان به طور گسترده به خارج از کشور قاچاق میشد ... در نظر بگیرید که بنزین در کشور همسایه ترکیه بیش از ۱۶۰۰ تومان در لیتر به فروش میرسد این یعنی سودی ۲۰۰۰ درصدی ... البته فکر اینکه مردم دهاتی مناطق مرزی بیش از ۲۰ میلیون لیتر در روز به خارج از کشور قاچاق کنند کمی اغراق به نظر میاید ... این به این معنی است که قاچاقچیان حرفه ای مبادرت به انتقال بنزین در اندازه های خیلی بزرگتر میکرده اند در مدت کوتاهی از طرح سهمیه بندی ۱۵ میلیون لیتر از مصرف روزانه کشور کاسته شده و از اونجایی که مردم عادی کماکان از سمیه خود استفاده میکنند ... نشان دهنده این بوده که طرح دولت احمدی نژاد برای مقابله با قاچاق بنزین موفقیت آمیز بوده است ... ولی
مساله ای که این وسط مهم است اینه که من گمان میکنم دولت در آینده باز هم میزان سهمیه را افزایش خواهد داد و در حقیقت دولت هدفی برای جیره بندی بنزین از روز اول هم نداشته است بلکه تمام اینها یک برنامه جالب و زیرکانه بوده است تا مصرف بنزین در کشور تحت کنترل در آید ... اما چرا از ابتدا به این موضوع که هدف از کارتهای بنزین مقابله با قاچاق بود اشاره نشد
الف ) در صورتی که کارتهای بنزین فقط برای مقابله با قاچاق مورد استفاده قرار میگرفت مردم احساس نمیکردند که با زندگی روزمره آنها در ارتباط است و احتمالا مانند طرحهای دیگر با کم توجهی مردم ممکن بود با شکست مواجه شود
ب )‌ دلیل اصلی دیگر تبلیغات مثبت برای آقای احمدی نژاد خواهد بود که هم توانسته است جلوی قاچاق در حدود دو میلیارد دلار در سال از بودجه مملکت را بگیرد و هم اینکه با دادن سهمیه دوباره و یا آزاد کردن مصرف بنزین ( البته با کارت که بشود توزیع آن را کنترل کرد ) در زمان انتخابات نشان دهد که رییس جمهور لایقی بوده است

البته ادامه افزایش سهمیه بنزین نظر شخصی من است و باید منتظر نشست و دید که با پایان سهمیه عده بیشتر مردم چه اتفاقی خواهد افتاد و مساله دیگری که در این مدت فشار زیادی به دولت خواهد آورد مساله اماکن توریستی که با توجه به ترس مردم از پایان سهمیه به طرز شدیدی آسیب دیده است ... و در کنار این موضوع گازوییل هم میتواند چالش دیگری برای دولت باشد ( انتقال قاچاقچیان از بنزین به گازوییل ) ... این بعید به نظر میرسد که دولت جرلت برخورد مشابه با گازوییل را هم داشته باشد ...
تیتر رو به این دلیل انتخاب کردم که نوع برخورد با احمدی نژاد و مطالب مرتبط که هر روز میبینیم اینگونه به نظر میرسد که یک دیوانه زنجیزی از تیمارستان فرار کرده و شده رییس جمهور ... در صورتی که باید تمام جوانب رو دید نه فقط نیمه خالی را

چهارشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۶

چگونه بفهمیم که یک نفر ایرانی است بدون اینکه ببینیمش

یکی از تفریحات سالم من و مریم اینجا اینا اینه که وقتی میریم بیرون بگیم کی ایرانیه کی نیست ...

روش معمول اینه که از روی ظاهر بگیم که یک نفر ایرانی هست یا نه ... که از مشخصاتش میشه به رنگ پوست ... نوع آرایش صورت و چهره برای خانومها ... و نوع آرایش مو و سبیل و اینجور چیزا برای آقایون اشاره کرد ... البته این قسمتها هم همه جالب است
ولی قسمتی که میخوام الان براتون بگم روشی هست متفاوت ... اینکه چطور بدون اینکه ببینیم کسی رو بگیم طرف ایرانیه ... یکی اینکه میشه از روی فارسی صحبت کردن اینو فهمید ... ولی روشهای دیگه ای هم وجود داره که یکیشو توی یکی از ویدیو ها دیدم که کمدینه میگفت که اگه توی اداره مالیات کار میکنید و میخواین آمار یه نفر رو بگیرین و بعد میفهمید طرف خونش توی بورلی هیلز ولی یک پنی توی حسابش پول نداره بفهمید طرف باید ایرانی باشه ... ولی این یکی رو خودم کشف کردم ... اگه خواستید توی یه جای عمومی برین دستشویی و تا اومدین درو باز کنین دیدید در قفله و بعدش یه صدای اوههههههههوم اومد ... میفهمید که طرف باید ایرانی باشه ... روشهای دیگه رو شما بگید

دوشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۸۶

سوال ؟ آیا اگر اجرای مجازات های غیر انسانی باعث حرکت به سمت جامعه سالمتر شود آن مجازات ها واقعا غیر انسانی است ؟

یک از اولین مسایلی که ذهن انسان را از آغاز روند تمدن و بالاخص شهرنشینی به خودش مشغول کرده است مساله خلافکاران بوده است ... از ابتدا سعی بر آن بوده که با شیوه های مختلف جلوی اعمال خلاف گرفته شود تا با کم شدن این افراد جامعه سالم تر گردد و جامعه سالم تر به معنی پیشرفت بوده است ... یکی از اصلی ترین فلسفه های تشکیل حکومتهای کمونیستی و یا سوسیالیستی حمایت مستقیم از بخش فقیر جامعه و کاستن از تعداد افرادی که بخاطر فقر دست به خلاف میزنند بوده است

ولی تئوریها و نظریات مختلف در این زمینه هیچگاه حتی نزدیک به حد قابل قبول نیز نشدند ... نکته جالب این است که تنها تعداد انگشت شماری از کشورها توانسته اند در این زمینه آمار شگفت انگیزی داشته باشند ... که در راس آنها کشور عربستان صعودی است ( همانطور که میدانیم مجازات دزدی در عربستان صعودی قطع دست است و ... ) آمار فوق نشان میدهد که تنها در یکسال در این کشور ۱۱ فقره دزدی صورت گرفته است که در مقایسه با استرالیا با جمعیت نزدیک ... با داشتن ۴۳۶۸۶۵ فقره سرقت ... اعداد فوق واقعا تامل انگیز هستند وقتی که بدانیم در استرالیا به ازای هر ۱۰۰۰ نفر ۲۱ نفر دزد است و در عربستان با ازادی هر ۱۰۰۰ نفر ۰.۰۰۰۴۲ که در واقع یعنی صفر
نکته فوق وقتی تامل انگیزناکتر میشود که که بدانیم که تنها بودجه مبارزه با مواد مخدر در آمریکا در سال گذشته ۲۸.۷ میلیارد دلار بوده است ... و در این کشور در یک سال ۲۰۰۰۰۰۰ دزدی صورت گرفته میگیرد و اینکه بدانیم از هر ۱۰۰ نفر که در زندانها این کشور هستند ۷۹ نفر در صورت خروج از زندان به کار دیگری جز دزدی فکر نمیکنند

جمعه، تیر ۲۹، ۱۳۸۶

حجاب !

تا حالا چند بار سر این مساله با مریم دعوای حسابی کردیم ... شاید باسه همین میخوام اینجا بنویسم
حجاب از نظر من دو بخش دارد الف) اجتماعی ب) دینی
الف) تعریف حجاب در حالت اجتماعی بر میگرد به تعریف آزادی غربی « انسان آزاد است هر عملی را انجام دهد (در سن قانونی ) تا زمانی که آن عمل باعث آسیب به بقیه اشخاص جامعه نشود » بر این اساس زمانی که اکثر یک جامعه مثلا در کلیفرنیا نمیپذیرد ( نمونه این برخورد بسیار انتقادی جامعه با خانم جنت جکسون بعد از اتفاقی که در افتتاحیه اون مسابقه معروف افتاد) که کسی کاملا ل.خ.ت در خیابان راه برود ... به این معنی است که جامعه برای خودش تعریفی از حجاب ایجاد کرده که عرف جامعه میگوییم ... با توجه به تعریف آزادی غربی علت حق قانونی پلیس کلیفرنیا برای بازداشت شخصی که مثلا ل.خ.ت در خیابان راه برود این است که مردم عادی بر اثر دین شخص ل.خ.ت که از عرف جامعه خارج شده است دچار آسیب روانی میشوند
حال اگر راه رفتن زنها بدون حجاب در خیابانهای تهران باعث ایجاد آسیب روانی بر اکثریت مذهبی جامعه باشد بر طبق قانون آزادی غربی پلیس وظیفه دارد با فرد خاطی برخورد کند ... مساله بدحجابی هم در همین راستا است ... یعنی اگر اکثریت جامعه با دیدن دختری که مانتوی تنگ و آرایش زیاد دارد یا پسری که موی قلمبه یا دست لاک زده (شخصا دیدم ) دارد دچار ناراحتی روحی میشوند و احساس میکنند شخص فوق از عرف جامعه خارج شده ... بنابر تعریف آزادی غربی پلیس جامعه موضف است با فرد بد حجاب برخورد کند

ب) و اما حالت دینی ... دید من از برداشت اسلام از حجاب که منظور از حجاب در اسلام یک امر ظاهری نیست بلکه یک امر درونی است و اسلام میگوید این مغز و قلب ماست که باید حجاب داشته باشد نه موی ما ...
متاسفانه در کشور ما مخلوط کردن دین و اجتماع در این قضیه و خیلی قضیه های دیگه و ارتباط هر مساله ای به دین باعث لوس شدن یک امر عادیه اجتماعی شده است ... این جاست که یاد شعار قدیمی آقای خمینی می افتم که دیگر نمیشنویم که ... اسلام در خطر است

جمعه، تیر ۰۸، ۱۳۸۶

آخرین خبر ... آخرین خبر


یه چند وقتی اینجا چیزی ننوشتم ... حالا بگم ... سرم شلوغ بود یه ذره ... به عرض عنور تمام دوستان برسونم که ... مریم بالاخره دکتر شد ... نسخه باسه حذف پزشکی مینویسم ۷۵۰ تومان ... مفت ... میتونید تبریک بگید به من ... شوخی به خودش ... در ضمن ما داریم خونمون رو عوض میکنیم چون صاحب خونه جوابمون کرده ... میگه میخواد برا پسرش زن بگیره ... ما باید پاشیم ... شوخی
بود ... میخواد بکوبه بفروشه:)) ... اینجا حسابی رو بورسه بساز بندازی

خلاصه اینکه منم قراره یه عمل داشته باشم ... لایپو ساکشن ... اینم شوخی بود قرار نیست :))‌ ... احسان ملاحسینی هم باسم نامه نوشته ... بهش گفتم از خودت تعریف کن ... خط اولش نوشته بود ماتیز رو فروختم ۲۰۶ خریدم ... این شوخی نبود به جان شما ... از خودش بپرسید ... پژمانم بعد از ۱.۵سال یهو توی چهار روز ۱۰ باز بهم زنگ زده ... البته من خونه نبودم ( بی وقت زنگ میزنه آخه ) ... احتمالا دلش تنگ شده یهو ... دیگه اینکه من نگاران همه شما هستم که حالا که بنزین ندارید چی میخورید ... خبرشو بدین بهم

جمعه، خرداد ۰۴، ۱۳۸۶

پدیده ای به اسم بالاترین

تقریبا در حدود ۱ سال قبل سایتی شروع به کار کرد در عالم اینترنت که سرعت اطلاع رسانی به ما که دوست داریم همیشه سریع به اخبار رسمی و غیر رسمی دست رسی پیدا کنیم ... مثلا چیزایی که یکی در باره تکنولوژی مینویسه ... یا هراتفاق مهمی که توی عالم وب میگذره ... سایت بالاترین این کمک رو به من و شما میکنه که با سرعت باور نکردنی به این اطلاعات دسترسی پیدا کنیم که البته این کار توسط من و شما میکنه
من که هنوز در کفم
آدرس سایت
www.balatarin.com
اگه سانسور بود برین به این آدرس

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۶

احمدی نژاد : این بنز که میگن همینه ؟ خارجیه ها
شیخ محمد : آره
محمود :یه بوق بزنم
شیخ : نه ... محمود بشین سر جات شلوغ نکن
محمود : جون شیخ یک بوق ... این تن بمیره یه بوق
شیخ : نه عزیزم ... نکن
محمود : ببین من یک پژو ۵۰۴ دارم عروسک ... موتور تخت ... اومدی ایران حتی میزارم یه دور باهاش بری تا سر هفت حوض شیخ : خر خودتی دادش ... کچلم کردی به مولا محمود

محمود : اگه نمیزاری بوق بزنم حداقل بگو اون علامت اون جلوی ماشین چیه ؟

شیخ : اون باسه اینه که باهاش آدمهارو نشونه بگیری زیر کنی یه وقت از دستت در نرن

محمود : اِ اِ اِ ... بگو چرا این قالبیاف پدر سوخته رفته این همه بنز خریده ... آتوشو گرفتم کارش تمومه

کی میدونه این دوتا دارن واقعا درباره چی حف میزنن احتمالا شیخ گذاشته آخرش که محمود انقدر خوشحاله لابود شیخ داده یه بوق رو بزنه

یکشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۶

تاثیر نوشیدن الکل بر بچه fetal alcohol syndrome

توی دو عکس بالای سمت راست تاثیر الکل بر دو بچه موش موش آزمایشگاهی
یکی در حالت نرمال و دیگری که به مادرش الکل داده شده است رو میبینید ... و
در سمت چپ یک نوزاد انسان که تحت تاثیر الکلی که مادرش در زمان حاملگی
خورده به دنیا اومده ... اینجا روی تمام بطریهای مشروب نوشته که مادر ها نباید در زمان
حاملگی الکل مصرف کنند ... البته توی ایران از اونجایی که کسی الکل مصرف
نمیکنه لازم هم نیست روی شیشه های الکل طبی چیزی بنویسن ... نکته ای که
میخواستم بگم اینه که الان به طور کاملا علمی تاثیر الکل
بر نوزاد انسان اثبات شده ... و این کاملا مبرحا است ... احتمال بسیار زیاد
اینه که زمانی که الکل میتواند تاثیری به این شدت در بچه انسان داشته باشد
احتمالا تاثیرات زیادی بر خود انسان دارد که علم البته قسمت
زیادیش رو میدونه که میتونه جزو مضرات کوتاه مدت باشه ولی شاید
خیلی از مضرات بلند مدت هنوز برای دانشمندها مشخص نیست
نکته جالب اینه که توی خیلی از مذاهب بخصوص اسلام الکل حرام
شده ... اینجاست که آدم به فکر فرومیره که شاید در پشت هر چیزی حتی
اگه اون چیز یک عقیده مذهبی دموده شده باشه حکمتی است البته طبق شیوه ای که
الان ما بخصوص توی ایران داریم پیش میریم این که میگن فلان چیز حرام
است یک جفنگ بیشتر نیست

دوشنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۶

ما چه میکنیم

احسان ولیز : چطوری عمو حسام ؟
من : والا تا اونجایی که من میدونم هنوز عمو نشدم ... و حالا حالا ها هم قرار نیست ... غیر از اینکه ... شما ها دست بکار شدید و به بچه هاتون هم بگین منو عمو حسام صدا کنن ... ولی در کل شکز ... خوبم عمو احسان

احسان ولیز : از یو اس چه خبر ؟
من : والا خبر نیست ... اینجا که همه خبرا از ایران میاد

احسان ولیز : یکم برای ما از آزاد نفس کشیدن بنویس
من : چشم احسان جان ... همین الان یک نفس عمیق کشیدم ... شاعر میگه در هر نفسی شکری واجب ... ولی آزاد رو نمیدونم ... چون احتمالا برای همین نفس کشیدن هم دارم 20 درصد از حقوقم رو بدون چون و چرا مالیات میدم ... تازه این منهای اون مالیاتی است که هر چیز که میخری باید یه پولی مالیات بدی روش یه 7 درصدم اونجا

اجسان ولیز : از هوای تازه از زمین بزرگ از رفاه از آزادی از خنده از ته دل
من : هوای تازه تازه که فکر کنم اگه بخوام باید پولشو بدم باسم میفرستن دم درزمین بزرگ والا این یکییرو دیگه بیلمیرم
از آزادی ... متاسفانه اینجا ما میدون آزادی نداریم ولی قراره بسازن یکی ... راستشاینجا اصلا میدون نداریم ما چه برسه به میدون آزادی
از رفاه ... راستش اینجا فروشگاه رفاه هم نداریم ... ولی یا عالمه از این فروشگاهای زنجیره ای داریم
از خنده ته دل ... دوست دارم اینجا رو یکم توضیح بدم ... بر عکس ایران که نمیشه داد و فریاد کرد و اگه داد و فریاد کنی باید بری زندان آب خنک بخوری ... اینجا تا دلت بخواد میتونی داد بزنی ولی تنها مساله کوچک اینه که اینجا همه داد میزنن و وقتی همه با هم داد میزنن دیگه صداشون به گوش کسی نمیرسه ... نتیجش میشه عین ایران که صدای کسی به گوش نمیرسه
احسان ولیز : هر جا که هستی خوش باشی
من : منظورم از همه این حرفها اینه که مهم نیست کجا هستی و چیکار داری میکنی مهم اینه که خوش باشی ... و اگه فکر کنی مثل دادش من که الان توی آخر دنیا داری زندگی میکنی و از اینجا بدتر نمیشه قافلرو باختی ... در اینجامیخوام به یک حدیث نبوی اشاره کنم
حتی اگه داری گاییده میشی از گاییده شدنت لذت ببر
امام حمید قدس ره

پ.ن : ببخشین حدیث یک مقداری بی آدبی بود ... بخاطر حفظ ارزش مجبور شدم اصلش رو بنویسم

شنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۶

Orkut

یک خبر نچندان جالب اینکه اورکات داره پروفایل کسایی رو که مدت زیادی به
سایت سر نزدند رو پاک میکنه ... اینو از اونجا فهمیدم که خودم شخصا دیدم
یهو تعداد دوستام از 37 نفر شد 19 نفر ،البته میدونم که اکثر کسایی که
سر نمیزنن به اورکاتشون باسه اینه سایت فیلتر شده ... ولی از اونجایی
که اورکات یکی از بهترین سایتهای شبیه اینه که آدم میتونه باهاش
با دوستاش در ارتباط باشه یا حداقل سر تاریخ تولدشون یادش باشه که
بهشون تبریک بگه و اینکه سایت یکم بهتر از سایتهای مشابه است
سعی خودتون رو بکنیم ... فیلتر دور زن هم اینجاست ... اگه خودش فیلتره
بگین بزارم یه جا بتونین بگیرین

جمعه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۶

Hejab


وزارت ارشاد شعر ((اتل،متل،توتوله))را به دلايل زير ممنوع كرد: 1وجود كلمات توتوله،پستان و تحريك كودكان

استفاده از كشور هندوستان

زن كردي

.ترويج بي حجابي

شعر اصلاح شده:.... اتل متل زباله،گاو حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش ضخيمه

ehsan Valizadeh



چهارشنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۶

شجریان مشدی !

...كار دِرَه بالا مي‌گيره
یک آهنگ مشدی خیلی باحال از محمدرضا شجریان:

یرگه(یارکم) کار مو و تو دِرَه بالا مي‌گيرهذره
ذره دِرَه عشقت تو دلُم جا مي‌گيره

روز اول به خودُم گفتُم اي‌یم مثل بَقي
حالا كم‌كم مي‌بينُم كار دِرَه بالا مي‌گيره
کار دره بالا می‌گیره

چن شبه واز مودوزُم چشمامَه تا صبح به چْخت (سقف)
یا به يَک سمت بی‌خودي مات مِمنه ، راه مي‌گيره

چن شبَه باز مث چل سال پيش از اي مرغ دلُم
تو زمستون بَهِنه‌ي سبزه و صحرا مي‌گيره
سِبزه و صحرا می‌گیره

تا سحر جُل مي‌زنُم (تکون می خورم) خواب به سراغُم نمياد
هي دلُم مثل بِچِه بَهَنه‌ی بي‌جا مي‌گيره

موگومش هرچي كه مرگت چيه؟ كوفتي نمِگه
عوضش نق مِزنه ذكر خدايا مي‌گيره(
به به، ساغ‌ اول، دمت گرم)

پيري و معركه‌گيري كه مِگن حال مويه
دِره کم‌کم ای کتاب صفحه پينجا50 مي‌گيره
صفحه‌ی پینجا می‌گیره

هر كه عاشق مِشه پنهون مِكِنه مثل اويه(2)
كه سوار شُتُرَ و پوشتِشَه دولا مي‌گيره
پشتشه دولا می‌گیره...
این بیتش رو هم البته شجریان سانسورکرده:
كتا كردن (کوتاه کردند) دامنا رَ تا بيخ رون مشتي عماد
!ديگه مجنون توي خواب دامن ليلا مي‌گيره
(شاعر: عماد خراسانی)
Zeiton

سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۶

Lake Hamoun دریاچه هامون


نمونه بالا یکی از بارزترین نمونه مهمترین مشکل حال و آینده کره زمین ... چه جنگها یی قرار است سر آب اتفاق بیافته
عکسهای فوق یکی در سال 1976 و دیگری در سال 2001 از حوزه آبریز دریاچه هاموناست که به دنبال بسته شدن سد توسط افقانستانی که با ایران مشکل داشت باعث شده است که دریاچه به طور کامل خشک شود ... ولی کمک کردن ایران به آمریکا برای اشغال افقانستان و مسایل دیگه که احتمالا تدابیر دولت مرکزی افقانستان برای دوستی با ایران و پایین آمدن تنش با همسایگان است باعث شدهکه دوباره آب به دریاچه در سال 2003 باز گردد ... البته اینکه این امر تا کی ادامه داردخدا داند ... میتونید بقیه توضیحات رو توی سایت بخونید

چهارشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۶

دیوید و من

فکر نمیکردم که هیچ وقت برای دیوید بکام آرزویی طول عمر کنم ... وقتی تصمیم گرفت که بیاد اینجا تو لس آنجلس گلکسی فوتبال بازی کنه ... همین کارش باعث شده ... بیلیتهای ورزشگاه از الان برای سال دیگه همش فروش بره ... یعنی کساییکه اصلا نمیفهما فوتبال چی هست میخوان برن ورزشکاه که آقا رو ببینن ... اگه این اومدنش باعث بشه که کانالایی تلویزینی اینجا که فقط دنبال پولن ... فوتبال نشون بدن که بعید هم نیست ... من حالی میکنم اصاصی ... آخرین فوتبالی که درست حسابی دیدم بازیه فینال ایتالیا فرانسه بود ... داشتم دق مرگ میشدم ... اینمیدونید یعنی چی ... قدرت یک سلبریتی یه همون هنرمند خودمون ... یعنی میتونه یک فرهنگ رو عوض کنه ... اونم یک شبه ... اگه این اتفاق بیفته که البته در آینده دیگه اروپا باید بره لنگ بندازه ... البته آینده ... ولی خوب خیلیها حتما مخالفت میکنن مثل ان بی ای و فوتبال آمریکایی و بیسال ... که از نبود فوتبال حسابی پول به جیب میزنن ... فقط لیگ غیره
حرفهای بسکتبال دانشگاه های آمریکا سال قبل در آمدش بیشتر از 2.5 میلیارد دلار بود ... اگه اشتباه نکنم ... نکته جالب اینه که میدونید کی باعث شده دیوید بکام بیاد اینجا ... تام کروز ... شب قبل از اینکه تصمیمش رو بگیره زنگ میزنه به دیوید بکام اقای تام کروز و دو ساعت باهاش حرف میزنه که بیاد اینجا :))دیوید جان هم برای 2 سال 250 میلیون دلار دستمزد میگیره که اینجا پول کم نیاره

چهارشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۶

سرود ملی ایران

شُد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد هم دنیا به ما
یاریگر ما دست خداست
ما را در این نبرد او رهنماست
از انقلاب ایران دِگر
کاخ ستم گشته زیر و زِبَر
تصویر آینده ما، نقش مراد ماست
شور سلحشوری ما، ایمان و اتحاد ماست
شام سیاه سختی گذشت
خورشید بخت ما تابنده گشت
در صحنه قرآن جاودان
پاینده باد نام ایران
Do you remmember ?

جمعه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۶

حسام پولیس گرفته

واقعیت این است که در دیار مردمانگان همانند سگان از صاحبان خود می هراسندندی و پولیس های چموش که میدانند که مردم از آنها به اندازه گاد میترسند با آنان رفتاری خدا بنده وار مینمایند ... بهترین دلیل بر این مدعا همانا تلفیزیون جمهوریه اسلامیست
القسه روزی از روزها که ترافیکی سخت بر ونچورا بولوار سر ون نایز حاکم بود حسام قسه ما گفت : اه چرا در این ترافیک گیر کننندم ... بروم از این ور و ترافیک را دور بزنندم ولی او نمیدانست که یک پولیس ژنده پوش با موتور سیکلت گاریش در کمین طعمه ای روز شماری میکند
حسام آنچنان خلاف کرد که پولیس که خود را خدا میپنداشتی کف کرده شده که این عجب بنده پروری است ... پولیس فوق الذکر که نمیدانست با این بنده چه کند به میان خیابان پرید و گفت : چه میکنی ای اعرابی و دستهایش تکان داد طوری که حسام فهمید که کار تمام است و کنار همی بزد و پلیس گفت : آیا میدانی که آن خط خدایی را پس کردی و اکوردینگ تو د کالیفرنا لا یو هو تو گو تو کورتننندی ... حسام که دیگر دستش رو شده بود گفت : شرمنده ... چون ننت ننویس و دست در جیب همی کرد و یک اسکناس سبزامامی همی از جیب مبارک بیرون آورد با یک کله امام ... پولیس آمریکایی بیچاره بهت زنان به کله امام نگریست و فکر کرد آخر الزمان شده ( خالی بسته شد همی در اینجا ) خلاصه برگ جریمه را به حسام داد و گفت میروی در محضر دادگاه الهی تا بفهمی دنیا دست کی است ... حسام بیچاره قصه ما یک روز از کار افتاد و در
دادگاه 192 دلار پول بی زبان داد و بعدش هم 4 ساعت آنلاین مدرسه ترافیک رفت و 19 دلار هم آنجا داد تا حالیش بشود که بندگان در کار خدایان رخنه نباید

جمعه، فروردین ۱۰، ۱۳۸۶

خوف


این عکس البته خیلی قدیمیه .... ولی یکی از خفن ترین عکسها تو اینمایه هاست ... کسی که عکس رو میگیره ...شش ماه بعدش خودکشی میکنه

دوشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۶

آخرین سال زندگی مجردی

اقایون متاهل , ضمن تبریک سال نو , واقعا عید دیدنی رفتن حال می ده ؟
من که تا بچه بودم و عیدی قلمبه می گرفتم عید و عید دیدنی رو دوست داشتم
ولی الان حالم گرفته می شه وقتی روز اول سال می شه و قرار می شه هی زرت و زرت برم خونه این و اون و هی فرت و فرت و تف توف این و این رو تف مالی کنم یا بالعکس
در کل شایعات حاکی از اینه که عید دینی برای متاهل ها فقط حال می ده ...
خدا می دونه
حالا سال بعد ما هم نظر کارشناسی خودمون رو اینجا خواهیم گفت
امسال عید که من خونه هرکس خواستم برم نبود خونه و هرکی هم اومد خونه ما من یا بیرون بودم یا توی راهروی بلوک ماچ و بوس کردم و رفتم به سمت خونه کسی که نبوده
:))
خیابونها هم که همه ماشاا... همه خلوتن بجز مسیر رانندگی من
از همکاری راهنمایی و رانندگی در این زمینه کمال تشکر رو دارم
امیدوارم امسال انرژی هسته ای از 200 تومن بسته ای به 200 تومن دبه ای برسه و ارزون بشه و همه ما از نعمت این ارزونی بهرهمند بشیم
انشاا... تعالی
حمید

یکشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۶

خبر جدید

از امروز حمید ادیگوی قراره توی این بلاگ بیاد بنویسه ... تا بتوانیم در کنار
یکدیگر ارزشهای والای انقلاب و نسل انقلاب را پاس بدهیم ... حمید جان بیا بنویس

ادامه یک روز معمولی

من سر میزم با یه عالمه کتابهای خارجی
و مطالب و وسایل محرمانه مربوط به دولت
یک کتاب کاملا انگلیسی
اینک کتاب کد ها کلیفرنیا ... من همشو حفظم ... خالی که هناق نیست ... هناق راستی اینطوری مینویسن ... من تاحالا ننوشته بودم
اینم قایق من ... میدونید اینجا مد که همه قایق دارن ... ما هم رفتیم بخریم تو رو دروایستی گیر کردیم ... این کشتیرو
خریدیم دیگه ... یه چیزیه تو مایه های تایتانیک :) البته قبل شما رو ندارد ... میزارم یه بوق بزنید باهاش

visitor stats