بدون شرح
Thursday، November 12، 2009
نمونه محرمانه طراحی احمدی نژاد برای حل علمی مشکل ترافیک شهر تهران برای همیشه
at 4:53 PM 1 comments Labels: funny, Politic
Wednesday، November 11، 2009
چرا طرح اوباما برای برقراری رابطه عادی با ایران به نفع دمکراسی در ایران است؟
حتما شما هم شعار "اوباما اوباما یا با اونا یا باما" رو شنید و نوشته هایی که خیلی از ایرانیها و آمریکاییها خواستار این هستند که اوباما بین حکومت و مردم ٫ مردم را انتخاب کند و به دولت فشار بیاورد
ولی سوالی که باید پرسید این است که آیا این فشار در ۳۰ سال گذشته اثری داشته است؟جواب ساده است : خیر ... این فشارها هرگز باعث نشده که معترضان به حکومت ایران به عامل استکبار بودن متهم نشوند.
کافیست چند دقیقه پای سخنان آقای خامنه ای بنشیند و تعداد واژه دشمن را بشمارید تا به اهمیت وجود دشمن در ذات یک حکومت دیکتاتوری پی ببرید.
این را هم بگویم که تاثیر وجود دشمن در تمام دنیا حتی آزادترین کشورها همیشه وسیله ای بوده برای حکومتها برای منحصر کردن دمکراسی و اولین و مهمترین اصل آن آزادی بیان 
در ماجرای سناتور مک کارتی در دهه ۵۰ ٫ این سناتور آمریکایی (با پشتوانه دولت ) با بیان اینکه دشمن ( کمونیستها) امنیت کشور را در خطر قرار دادند دست به پاکسازی عظیم عقیدتی در بین شهروندان آمریکایی زد و یکی از تاریک ترین دوران در دمکراسی آمریکایی رو قلم زد.
این دشمن بعدها هم در آمریکا کار خودش را کرد ٫ در فضای پر از ترس و نفرت از دشمن بعد از ۱۱ سپتامبر هم وجود یک دشمن بار دیگر اصول اولیه دمکراسی رو در آمریکا مورد هجوم قرار داد ٫ پروفسور Ward Churchill وقتی در یک برنامه زنده رادیویی سوالی پرسید بر این مبنا که : آیا شما راه بهتری میشناسید برای مخالفان با سیاستهای آمریکا در جهان که مخالفت و نفرت خود را نشان بدهند ؟ خشم مردم را برانگیخت و حق آزادی بیان از او گرفته شد به این ترتیب که با فشارهای مردم بر دانشگاه محل تدریسش از دانشگاه اخراج شد ( هرجند بعدها با شکایت از دانشگاه توانست حقش را پس بگیرد).
ولی مساله این است که همیشه وجود دشمن میتواند بهترین بهانه برای سرکوب مخالفین و محدود کردن دمکراسی و آزادی بیان شود ... فقط تصورش را بکنید که فردا اوباما به تهران بیاید و با احمدی نژاد و خامنه ای دست دهد و عکس بیاندازد ... و از خودتان بپرسید پس فردا وقتی خامنه ای نتواند واژه دشمن را در نماز جمعه بگوید آیا دق نمیکند و یا اگر از محمود آمریکا رو بگیریم دیگر چه میخواهد بگوید؟
تصورش را بکنید که جمهوری اسلام دیگر دشمن نداشته باشد ... همان اتفاقی که با شوروی افتاد زمانی که آمریکا شروع کرد
به برقراری روابط عادی با یک نظام دیکتاتوری و دشمن را به مرور زمان از آنها گرفت و وقتی دشمنی وجود نداشت و ترسی ... دلیلها برای حذف مخالفان بی رنگتر و بی رنگتر شد
کاریکاتور : نیک آهنگ کوثر
at 12:56 PM 0 comments Labels: Hope, Politic
Thursday، October 29، 2009
مخم بلکل گوزیدم
بعد از این انتخابات احساس میکنم هیچ چیز دیگه ای مهمتر نیست و اصلا نمیتونم دو خط بنویسم ... فکر کنم مخ پخم بکل گوزیده
at 10:33 AM 0 comments Labels: Hope, life, Me
Tuesday، September 15، 2009
تا حد مرگ از محمود بترسیم !
تحلیل شرایط امروز ایران بی شک یکی از دشوارترین کارهاست برای این تحلیل قصد دارم از روش متفاوتی استفاده کنم
فرض : محمود احمدی نژاد در انتخابات با رای ۲۴ میلیونی مردم انتخاب شده است و در انتخابات هیچ تقلبی رخ نداده است (ادعای محمود و طرفداران )
در نتیجه آقایان موسوی ٫ کروبی ٫ خاتمی ٫ هاشمی و ... میبایستی با یک برنامه حساب شده و از پیش طراحی شده ( قسمتی از سخنان اخیر خامنه ای ) تمام حوادث را برنامه ریزی کرده باشند و به قول اعترافات ابطحی به یکدیگر قول داده اند که تا آخرش هم در کنار یکدیگر خواهند بود ... این بدان معنی است که آنها علم این را داشته اند که حوادث و اعتراضات حتما اتفاق خواهد افتاد و آن را برنامه ریزی هم کرده بودند و بخوبی میدانستند که نتیجه آن قبل از هر چیز دیگری از بین رفتن چیزی است که آن را جمهوری اسلامی نمایندگان خدا میدانستند ... جمهوری اسلامی که ۳۰ سال برایش از جان مایه گذاشتند
در اینجا یک سوال بسیار ساده به ذهن میرسد : چرا ؟
چرا این افراد که بعضا از ارکان مهم و صاحب قدرت و برش در این نظام بودند حاضر شدند آن را با فدا کنند ؟ چرا حاضر شدند که خانه و کاشانه خودشان را فدا کنند؟
چند دلیل برای این عمل به سرعت به ذهن میرسد
۱- نحوه اداره امور داخلی کشور : که به شدت مورد انتقاد گروههای زیادی در ۴ سال گذشته بوده ولی آیا نحوه اداره که همه میدانیم که کاملا هم تحت کنترل محمود نیست میتواند دلیل این کار باشد ( همه میدانیم که اختیارات رئیس جمهور در ایران چیزی در حد یک وزیر هم نیست ... دلیل این مدعا عقب نشینیهای متعدد رئیس جمهور در مقابل مجلس در چهار سال قبل بود) این را هم به یاد داشته باشیم که محمود نهایتا ۴ سال دیگر میتواند رئیس جمهور باشد
۲-نحوه اداره امور خارجی : که بازهم مورد انتقاد بوده ولی آن را همه میدانیم که در تمام ۳۰ سال گذشته کاملا زیر نظر رهبری بوده
۳-مسئله از میان بردن ولایت فقیه و شورای نگهبان :با اینکه میتواند دلیل بسیار مهم و منتقی باشد ولی به یاد داشته باشید که تمام این افراد ۳۰ سال در جهت تقویت آن کوشیده اند
۴-می ماند حمله محمود احمدی نژاد به هاشمی و ناطق نوری : که باز آن هم با میانجگری رهبری و برگزاری دادگاهی فرمایشی و تبرئه افراد و مسایل پشت پرده قابل حل بود ... مثل گذشته سی ساله انقلاب که مسائل همیشه در پشت درهای بسته بین خودشان حل شده بود
حتی اگر تمام موارد بالا را در کنار هم قرار دهیم بازهم درک کاری که محمود و طرفدارانش آن را "ادعای واهی تقلب" در انتخابات نامیدند به نظر منتطقی نمیرسد ... اینکه این افراد (معترضین ) بخواهند خود را خودشان آتش بزنند
جواب تنها یک چیز میتواند باشد : این افراد به طرز بسیار زیادی از محمود و طرفدارانش و آنچه آنان در ذهن دارند میترسند
علت ترس : شاید پهن کردن جانماز اضافی برای امام زمان ٫ بشقاب اضافه برای امام زمان و یا ادعاهای مدیریت جهان توسط امام زمان و ظهور او را هر روزه شنیده ایم و با شک و تردید از کنارشان به عنوان شایعه گذشته ایم ولی نکته این است که بدانیم اگر تمام موارد بالا و ادعاهای حجتیه بودن محمود راست باشد افراد فوق را به این نتیجه رسانده است که باید به هر قیمتی شده او را متوقف کرد
هرچند اکثرا ماجرای مشایی بعد از انتخابات را بازی سیاسی دانستند ولی عصبانیت بیش از حد اصول گرایان از نامه محمود به خامنه ای که در نوع خودش بی نظیر بود را باید نشانه دیگری دانست از شخصی که معتقد است که ابزاری است برای آماده سازی دنیا برای ظهور دانست ٫ فراموش هم نکنید که اهمیت و حساسیت مساله امام زمان انقدر در ایران بالاست که در حقیقت تبدیل به پاشنه آشیل شده است که محمود دارد با آن بازی میکند و هیچ کس چیزی نمیتواند به طور مستقیم بگوید
وقتی به این قسمت تحلیل میرسیم باید گفت واقعا فرقی نمیکند که تقلب شده باشد یا نه
at 1:21 PM 2 comments Labels: Politic, stupid
Saturday، July 18، 2009
من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :
وقتی که دیدم جسد 20 هوطنم را یک ماه است که روی زمین چیدند ... و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید
من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :
وقتی که دیدم جوانان کشورم در خون غلتیدند ................................ و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید
من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :
وقتی که دیدم چینی ها 150 مسلمان را فرموده اند .......................... و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید
من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :
وقتی که در فیلم دیدم بسیجی ها با مسلسل مردم را در خیابان دریدند ......... و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید
اگر شما هم ریدید بنویسید تا اضافه کنم
at 4:49 PM 9 comments Labels: life, Politic, stupid
Tuesday، July 07، 2009
What goes around comes around
دیروز تا در ماشینم رو دیدم که یک عوضی زده بود و رفته بود یک صحنه جلوی چشمم با وضوح کامل نمایان شد ... وقتی خود عوضیم چند سال پیش از در پارکینگ خونمون توی پونک اومدم بیرون و زرتی زدم به ماشینی که توی خیابون پارک بود و گذاشتم رفتم ( البته دوستان میدانند که بنده در زدن و این حرفها ید طولایی دارم ولی تنها یک بار این کار و کردم و دیروز ... ).
at 12:28 PM 0 comments Labels: life, Me




