جمعه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۶

Hejab


وزارت ارشاد شعر ((اتل،متل،توتوله))را به دلايل زير ممنوع كرد: 1وجود كلمات توتوله،پستان و تحريك كودكان

استفاده از كشور هندوستان

زن كردي

.ترويج بي حجابي

شعر اصلاح شده:.... اتل متل زباله،گاو حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش ضخيمه

ehsan Valizadeh



چهارشنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۶

شجریان مشدی !

...كار دِرَه بالا مي‌گيره
یک آهنگ مشدی خیلی باحال از محمدرضا شجریان:

یرگه(یارکم) کار مو و تو دِرَه بالا مي‌گيرهذره
ذره دِرَه عشقت تو دلُم جا مي‌گيره

روز اول به خودُم گفتُم اي‌یم مثل بَقي
حالا كم‌كم مي‌بينُم كار دِرَه بالا مي‌گيره
کار دره بالا می‌گیره

چن شبه واز مودوزُم چشمامَه تا صبح به چْخت (سقف)
یا به يَک سمت بی‌خودي مات مِمنه ، راه مي‌گيره

چن شبَه باز مث چل سال پيش از اي مرغ دلُم
تو زمستون بَهِنه‌ي سبزه و صحرا مي‌گيره
سِبزه و صحرا می‌گیره

تا سحر جُل مي‌زنُم (تکون می خورم) خواب به سراغُم نمياد
هي دلُم مثل بِچِه بَهَنه‌ی بي‌جا مي‌گيره

موگومش هرچي كه مرگت چيه؟ كوفتي نمِگه
عوضش نق مِزنه ذكر خدايا مي‌گيره(
به به، ساغ‌ اول، دمت گرم)

پيري و معركه‌گيري كه مِگن حال مويه
دِره کم‌کم ای کتاب صفحه پينجا50 مي‌گيره
صفحه‌ی پینجا می‌گیره

هر كه عاشق مِشه پنهون مِكِنه مثل اويه(2)
كه سوار شُتُرَ و پوشتِشَه دولا مي‌گيره
پشتشه دولا می‌گیره...
این بیتش رو هم البته شجریان سانسورکرده:
كتا كردن (کوتاه کردند) دامنا رَ تا بيخ رون مشتي عماد
!ديگه مجنون توي خواب دامن ليلا مي‌گيره
(شاعر: عماد خراسانی)
Zeiton

سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۶

Lake Hamoun دریاچه هامون


نمونه بالا یکی از بارزترین نمونه مهمترین مشکل حال و آینده کره زمین ... چه جنگها یی قرار است سر آب اتفاق بیافته
عکسهای فوق یکی در سال 1976 و دیگری در سال 2001 از حوزه آبریز دریاچه هاموناست که به دنبال بسته شدن سد توسط افقانستانی که با ایران مشکل داشت باعث شده است که دریاچه به طور کامل خشک شود ... ولی کمک کردن ایران به آمریکا برای اشغال افقانستان و مسایل دیگه که احتمالا تدابیر دولت مرکزی افقانستان برای دوستی با ایران و پایین آمدن تنش با همسایگان است باعث شدهکه دوباره آب به دریاچه در سال 2003 باز گردد ... البته اینکه این امر تا کی ادامه داردخدا داند ... میتونید بقیه توضیحات رو توی سایت بخونید

چهارشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۶

دیوید و من

فکر نمیکردم که هیچ وقت برای دیوید بکام آرزویی طول عمر کنم ... وقتی تصمیم گرفت که بیاد اینجا تو لس آنجلس گلکسی فوتبال بازی کنه ... همین کارش باعث شده ... بیلیتهای ورزشگاه از الان برای سال دیگه همش فروش بره ... یعنی کساییکه اصلا نمیفهما فوتبال چی هست میخوان برن ورزشکاه که آقا رو ببینن ... اگه این اومدنش باعث بشه که کانالایی تلویزینی اینجا که فقط دنبال پولن ... فوتبال نشون بدن که بعید هم نیست ... من حالی میکنم اصاصی ... آخرین فوتبالی که درست حسابی دیدم بازیه فینال ایتالیا فرانسه بود ... داشتم دق مرگ میشدم ... اینمیدونید یعنی چی ... قدرت یک سلبریتی یه همون هنرمند خودمون ... یعنی میتونه یک فرهنگ رو عوض کنه ... اونم یک شبه ... اگه این اتفاق بیفته که البته در آینده دیگه اروپا باید بره لنگ بندازه ... البته آینده ... ولی خوب خیلیها حتما مخالفت میکنن مثل ان بی ای و فوتبال آمریکایی و بیسال ... که از نبود فوتبال حسابی پول به جیب میزنن ... فقط لیگ غیره
حرفهای بسکتبال دانشگاه های آمریکا سال قبل در آمدش بیشتر از 2.5 میلیارد دلار بود ... اگه اشتباه نکنم ... نکته جالب اینه که میدونید کی باعث شده دیوید بکام بیاد اینجا ... تام کروز ... شب قبل از اینکه تصمیمش رو بگیره زنگ میزنه به دیوید بکام اقای تام کروز و دو ساعت باهاش حرف میزنه که بیاد اینجا :))دیوید جان هم برای 2 سال 250 میلیون دلار دستمزد میگیره که اینجا پول کم نیاره

چهارشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۶

سرود ملی ایران

شُد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد هم دنیا به ما
یاریگر ما دست خداست
ما را در این نبرد او رهنماست
از انقلاب ایران دِگر
کاخ ستم گشته زیر و زِبَر
تصویر آینده ما، نقش مراد ماست
شور سلحشوری ما، ایمان و اتحاد ماست
شام سیاه سختی گذشت
خورشید بخت ما تابنده گشت
در صحنه قرآن جاودان
پاینده باد نام ایران
Do you remmember ?

جمعه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۶

حسام پولیس گرفته

واقعیت این است که در دیار مردمانگان همانند سگان از صاحبان خود می هراسندندی و پولیس های چموش که میدانند که مردم از آنها به اندازه گاد میترسند با آنان رفتاری خدا بنده وار مینمایند ... بهترین دلیل بر این مدعا همانا تلفیزیون جمهوریه اسلامیست
القسه روزی از روزها که ترافیکی سخت بر ونچورا بولوار سر ون نایز حاکم بود حسام قسه ما گفت : اه چرا در این ترافیک گیر کننندم ... بروم از این ور و ترافیک را دور بزنندم ولی او نمیدانست که یک پولیس ژنده پوش با موتور سیکلت گاریش در کمین طعمه ای روز شماری میکند
حسام آنچنان خلاف کرد که پولیس که خود را خدا میپنداشتی کف کرده شده که این عجب بنده پروری است ... پولیس فوق الذکر که نمیدانست با این بنده چه کند به میان خیابان پرید و گفت : چه میکنی ای اعرابی و دستهایش تکان داد طوری که حسام فهمید که کار تمام است و کنار همی بزد و پلیس گفت : آیا میدانی که آن خط خدایی را پس کردی و اکوردینگ تو د کالیفرنا لا یو هو تو گو تو کورتننندی ... حسام که دیگر دستش رو شده بود گفت : شرمنده ... چون ننت ننویس و دست در جیب همی کرد و یک اسکناس سبزامامی همی از جیب مبارک بیرون آورد با یک کله امام ... پولیس آمریکایی بیچاره بهت زنان به کله امام نگریست و فکر کرد آخر الزمان شده ( خالی بسته شد همی در اینجا ) خلاصه برگ جریمه را به حسام داد و گفت میروی در محضر دادگاه الهی تا بفهمی دنیا دست کی است ... حسام بیچاره قصه ما یک روز از کار افتاد و در
دادگاه 192 دلار پول بی زبان داد و بعدش هم 4 ساعت آنلاین مدرسه ترافیک رفت و 19 دلار هم آنجا داد تا حالیش بشود که بندگان در کار خدایان رخنه نباید
visitor stats