پنجشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۶

درصورت بروز جنگ ٫ آیا خواهید جنگید؟

فرض ... شما در ایران هستید ، اجباری در کار نیست و از لحاظ بدنی میتوانید بجنگید

۱۵ نظر:

کمانگیر گفت...

مهلت رای دادن رو زیاد می کنی بی زحمت؟

nariman گفت...

http://www.greenpalace.blogfa.com/post-40.aspx

Ashegh گفت...

هان بپا شو در جوار یارها



صف به صف سردارها بر دارها
این شده حکم همه بیدارها

تازیانه، داغ و شلاق و درفش
مینشیند بر تن و بر پیکر هشیارها

جرم دانشجو شده رذل و محارب با خدا
این چنین است محکم جبارها

هر نویسنده شده نسل برانداز نوین
تو ببین این خفت غدارها!

موی زن گشته است شمشیری کنون
میکشد بر خون زنان شرارها

رزم و جنبش رسم و راهش یکدلی است
یکدلی باشد طریق جملگی دلدارها

اشرفم باشد نشانی سر بلند
بوسه بر خاکش زنند زوارها

فصل خیزش گشته یاران، هان بپا
هان بپا شو، هان بپا شو درجواریارها

ایران گفت...

رییس جمهور ان آقا میره میرینه ما بریم کون خودمونو جر بدیم!؟!؟!؟

pmt گفت...

آقا اولا اون کسی که به خاطر یه قطعه خاک بی ارزش از جون خودش می گذره باید نه تنها شرم کنه بلکه باید به عقلشم شک کرد دوم اون چیزی که شما وطن مینامید میشه یه تعریف ازش به من بدید؟آیا اون قسمتهایی نظیر بحرین.افغانستان.نخجوان و… که از این وطن کذایی قبلا جدا شدند هم جز ان هست یا نه؟چون اگه نباشد که باید واقعا به مفهوم وطن شک کرد؟سوم اون چیزی که واسه انسان باقی مونده عقله نه یک تکه خاک قراردادی که اگر در افسانه آرش کمانگیر آرش زه کمانشو یه کم کمتر میکشید الان خلیج کذایی فارس که رگ گردن خیلیا واسش بالا میزنه و نه بفکر پیشرفت دانش نه تکنولوژی و نه انسان هستند و تنها بفکر این پسوند مسخره که سرش جون هزاران نفر به خطر افتاده.احتمالا اسمش خلیج نمیدونم چیچیک بود چهارم کسی باید شرو کنه که ایدئولوژیش یه چیز قراردادی بنام مرز و وطن هست این از همه مسخره تر هست که بگم طرز تفکر من براساس خاک شکل میگیره ادیسون اگه وسط سحاری مصر هم زندگی می کرد مخترع برق بود چون اون چیزی که مهمه عقلشه نه خاکش پنجم کشورهای زیادی بعد از تجاوز نیروی مسلح به کشورشون و دفع دیکتاتوری و دولتهای خودی بی عقل از آن کشور کلید ترقیشان استارت خورد نظیر آلمان وژاپن ششم وقت آن رسیده که با منطق و تفکر از قید و بند خیالی و غیر واقعی وطن رها بشیم و به جای شعار بی محتوا و نخ نمای چو ایران مباشد تن من مباد فریاد بزنیم چو تن من مباشد ایران مباد که به نظر می رسد همانطور که رای گیری بالاترین نشون میده نسل روشنفکر و فرهیخته ما هم به این نظریه رسیده است ولی متاسفانه ۲۷ سال دی

Yasin گفت...

نتیجه اش واقعا خجالت آوره. موجودات متوهم و گیج! این نظر من درباره این جماعته

آرمان گفت...

متاسفم برای جماعتی که هنوز هیچ اتفاقی نیافتاده خیانت خودشون رو با کشور با افتخار اعلام می‌کنن. این‌ها همون‌هایی هستند که اگه بهشون اجازه بدی ساعت‌ها در مورد اینکه کشور و دولت چه کوتاهی‌هایی در حقشون کرده حرافی می‌کنند اما یک بار هم حاضر نیستند به این سوال جواب بدهند که "شما برای کشورتان چه کار کردید که این قدر ادعا دارید؟"

behrang گفت...

man be onvan ye daneshjoo chi kar gharar boode vase keshvaram bokonam ke nakardam ooni ke vazifash boode be keshvar khedmat kone nakarde hata in shanse az maham gerefte ke betoonim kari vase keshvar bokonim.
in kos sher ha dige rangi nadare.
ishala jang shod shoma mire jebhe ham vase islam bejang ham vase keshvaret ham az in donya zoood khalas sho boroo hoorihaye cheshm gonde montazeran.

ناشناس گفت...

چرا من باید جانم را برای حماقت و ندانم کاری دیگران بدهم؟ احمدی نژاد می خواهد اسراییل را محو کند، من که نمی خواهم. اگر خامنه ای و احمدی نژاد و دیگر سران و دولتمردان رفتند من هم می روم. زمان جنگ جوانها را می فرستادند شربت شهادت بنوشند و سران فرزندانشان را می فرستادند فرنگ شربت بخورند! مثل پسر رفسنجانی و دیگران. اگر دولتمردانمان حماقت نکنند نیازی نیست به جنگ برویم. چرا مالزی که کشور مسلمان هست، با کسی جنگ ندارد؟ اگر پا روی دم کسی نگذاریم کسی گازمان نمی گیرد!

ناشناس گفت...

خدمت کردن به کشور این است که دولتمردان خطایی کنند و ما جانمان را برایشان بدهیم؟ خدمت این است که جلوی خطایشان را بگیریم. من در یک سازمان دولتی که تصمیم گیرنده و برنامه ریز استانی بود کار کرده ام و دیده ام که چگونه با ندانم کاریشان و بی عقلی و کج فهمیشان زندگی مردم را به خطر می اندازند و بعد همه خطاهای خوشان را به گردن آمریکا و اسراییل و دشمنان می اندازند.هیچ کدامشان به وطن و اسلام و نظام و ... نیستند، همه اش بازی است! من مطمئنم که اگر یک روز این مردمی که می گویند مرگ بر آمریکا به کار مدیران و وزیران دقت کنند و زیر ذره بین ببرند بعد میگویند مرگ بر آنها!

ناشناس گفت...

چو ایران نباشد به تخمم که نیست
روم جای دگر وطن که قحط نیست

ناشناس گفت...

جنگ جنگ، تا پيروزى!!


رئيس جمهورشان كه وعده پول نفت بر سر سفره مردم را داده بود، تا رأى عوام را بخرد، به فاصله فقط يكماه بعد، در جواب سؤال : شعار عدالت اقتصادی و انتقال پول نفت به سفره فقرا چه می‌شود؟ به تلويزيون سی ان ان گفت : آنها شعارهای انتخاباتی بود.

آنگاه، به دستور رژيم شان، گفته رئيس جمهورشان در مطبوعات ايران سانسور شد..

واضح بود كه اين دولت نيز هدف جنگ ديگرى براى مردم خسته و داغدار ايران و نهايتأ، نقشه حفظ قدرت فرو پاشيده ى، رژيم غير مردمى شان را داشت.

دولت تازه به قدرت رسيده، با سرعت، شعار فقر مردم و پول نفت را زمين گذاشت و فرياد( يا اتم ) را بلند كرد، و مردم ساده و وحشتزده را براى نابودى، به زير اين طرح رژيم كشيد.

رژيم از آغاز كارش، طرح رژيم قبلى و نيروگاه برق اتمى بوشهر را براى مملكتى كه روى نفت خوابيده بود، بيهوده و غير اسلامى و زائد مىخواند، اما بنا بر مصلحت روزگار، قصه عوض شد!

قصه براى مردمى بينوا بود، كه اصلا نمی دانستند اين اتم از كجا آمد؟ سوخت اتمی چه بود؟ به چه درد می‌خورد؟ و در نهايت با آنها و فرزندانشان چه خواهد كرد؟ نقشه براى مردمى بود، ساده، گرسنه و شلاق خورده، كه نميدانستند اصل ماجرا چيست؟

آنكه با فريب شعار: نان و فقر و نفت، رأى گروهى عوام و گرسنه را خريد، بعد.. نقشه بمب بر سقف خانه هايتان به جاى نان بر سر سفره هايتان را در دستشان گذاشت.

چرا؟ چون آرامش كشور، نابودى رژيم را در بر داشت، و آنها فقط با ايجاد بحران و تشنج براى كشور، ميتوانستند مردم را همچنان خفه كنند و ثروت و منابع مردم ساده و زير فشار را، تا نهايت غارت كنند.

چندى پيش، طرح جنگ ايران و عراق شان، با نتيجه نابودى نيروى جوان كشور واستحكام قدرت رژيم حاكم بر مردم، پايان گرفته بود، و جام زهر را به نام خودشان، به كام مردم جنگ زده ريخته بودند.

اكنون تكرار اين طرح را، آسان و تنها راه ادامه حكومت شان ميدانستند.

پى ريزى يك جنگ تحميلى جديد، با ثروت مردم، با همان اهداف و نتيجه اى جديد.

بعد از پايان جنگ قبلى و كشتار ونابودى كشور، مردم، معناى اصلى شعار آنها را درك كرده بودند (جنگ،جنگ تا پيروزى)



(جنگ،جنگ تا پيروزى).. چه بود آن پيروزى؟.. شكست مردم ومرگ جوانان پر شورشان و..

پيروزى و قدرت كدام گروه؟ پيروزى رژيم حاكم، بر جان و مال مردم.



براى نابودى مردم خفقان زده، كه هر روز تشنه آزادى وحق زندگى، در همه ايران وجهان فرياد ميزدند،.. رژيم بار ديگر براى زنده ماندن خود انديشيد: چه نقشه اى بهتر از يك عربده كشى دروغين جهانى، و دوباره مردم را درو كردن



( اينبار به نام اتم، جنگ جنگ تا پيروزى ).. كدام پيروزى؟؟؟



.. مردم، ديگرنتيجه را ميدانستند،

و آرى اى عزيز..( خود كرده را تدبير نيست )


.. تاريخ همچنان تكرار ميشود..


Link:


http://www.persiancultures.com/news/ahmadinejad-iran-islamic-republic-president/ahmadinejad-islamic-republic-iran-president.htm



-

ناشناس گفت...

خندم می گیره از حرف یه مشت آدم لاف زن و احساساتی!وطن چیه؟این ساختمون ها و درخت ها و خاک؟به درک که بگیرنش،جون آدم ها مهمتره.ولی اگه منظور اینه که عده ای بیان و ایران رو بگیرند و ما رو ساتثمار کنند،از حقمون محروممون کنند،به ناموسمون تجاوز کنند،اینها مهمه و باید براش جنگید،ولی وطن پرستان عزیز،سال ها است این بلا سرمون اومده و شما خفه هستید،چی شده حالا می خواین بجنگید؟تا منافع این ها که دارن ترتیبمون رو می دن بیشتر حفظ بشه؟نه،نمی جنگم،مخم عیب نداره که حالا که حق زندگی و انتخاب نوع زندگی و استفاده از وطن رو ندارم،بیام برای کسانی که این حقوق رو ازم گرفتن بجنگم،بذار بیان یه عده دیگه بخورن،چه فرقی می کنه؟

آيدا گفت...

در اين رابطه تو وبلاگم نوشتم !
به هيچ عنوان حاظر نيستم بجنگم !!!

مردی که می خندد گفت...

خاکی که برای من محلی به اندازه ی یک نفس یا یک لحظه ندارد ، چگونه باید برای خارهایش بجنگم ؟ خارهایی که گل را به خاطر زیبایش ، عطرش ، اعدام کرند ! اینجا قلب ها دیگر برای شکسته شدند ندارند ! غرورها سالهاست شکسته شده اند ! دلهای عاشقی که در انتظار یک نفس ...
حال آیا من باید برای نداشتن لحظه ای نفس و یا یک لحظه بجنگم ؟

visitor stats