چهارشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۶

وقتی مجله تایم هم سوتی میدهد

همانجور که همه میدانیم مجله تایم یکی از معروف ترین و پیشرو ترین مجله های دنیاست ... چندی پیش کتابی رو تحت عنوان آمریکا تاریخ مصور رو چاپ کرد ... این کتاب بسیار جالب مجموعه است از عکسها فوق العاده جالب به همراه توضیحات کامل درباره تاریخ آمریکا از ابتدا تا حال ... که دیدنش واقعا خالی از لطف نیست ... ولی

همینطور که میبینید عکسی که از ماجرای گروگان گیری سفارت آمریکا در این کتاب هست بر عکس چاپ شده ... البته به احتمال قوی عکاس نباید ایرانی بوده باشه و موقع چاپ عکس نگاتیو رو چپه چاپ کرده ... این هم خیلی عجیبه ... چون عکاسهای حرفه ای در این سطح ممکن نیست پشت روی نگاتیو رو ندونند چطوره ؟ ... ولی به هر ترتیت این اشتباه در این کتاب جالب دیدنش بد نبود ... بمنظورم اینه که برای یک مجله حرفه ای که ادعای حرفه ای بودن رو دارد یک همچین سوتی واقعا زشت است ...در ضمن برای اون عزیزانی که احساسات وطن پرستانشون یهو اینجور مواقع به اوج میرسه ... بگم زیاد خونتون رو کثیف نکنید ... یک بمب بسازید ... البته گوگلی تا تخلیه شید
خود کتاب در ۱۹ دلار است در آمازون ... به من که مثلا مشترک طولانی هستم و کلی ازشون خرید کردم با تخفیف دادند ۳۵ دلار :)
البته ارزشش رو داشت

چهارشنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۸۶

برای یک مشت بالاترین

اوووه ... این دیگه آخر پست احمدی نژادیه ... حتما بالای ۱۰۰ تا رای میاره ... تا کسی نگذاشته بهتره من سریع بزارم ... که یکهو چشمام سیاهی رفت ... احساس کردم مغزم اومده توی دهنم و دارم میجوامش ... ولی
این رئیسم بود از پشت سر محکم پس گردنی رو زده بود ... همینجور که چشای من هنوز سیاهی میرفت داشت فحش میداد ... تو نمک نشناسی ... و ... آخرشم به این ختم شد که تو اخراجی
نمیدونم شما از کدوم نوعش هستید ولی اگر از نوع من باشید که سالها کیک بوکسینگ بازی کرده باشید و بدترین چیز براتون اینه که مشت اول رو از حریف بخورید ... خون جلوی چشمای شما رو هم میگرفت ... و سریع فکر میکنید ... خوب ضربه اول رو که اون زده ... پس میتونید به پلیس بگید که دعوا رو اون شروع کرده ... منم که واقعا پیش این آدم کنس و گدای انقدر حمالی به خاطر یک حقوق بخور نمیر که خیلی کمتر از اون چیزی هست که باید واقعا به من بده ... پس موقعش الانه که انتقامم رو هم بگیرم
همونجور که به سمتش چرخیدم مشت راستم رو با قدرت آوردم و از زیر ... چشمتون روز بد نبینه ... عین فیلم ماتریکس رییس ما روی هوا بلند شد و محکم به دیوار خورد و بیهوش ... گفتم کشتمش ... توی یک لحظه تمام خاطرات زندگیم از جلوی چشمم رد شد ... همکارها هم که همه توی شک بودند و سرعت این فعل و انفعالات میخشون کرده بود ... و برو بر منو و ریس ولو شده رو نگاه میکردند
ماشالا این پلیس هم هنوز ۵ دقیقه نشده بود پیداش شد و ... خودتون حدث بزنید ... پلیس آمریکا ... چهارتا چک و لگد و دو تا تیزرگان و دست بند و زندان
ولی زندان
وقتی وارد شدم همه شروع کردن به فیش فیش کردن ... یعنی گوشت تازه ... با خودم کر میکردم اگه خیلی هم قوی باشم دوتا رو بزنم ... شب اول البته انفرادی بود ... البته اینم بگم از اونجایی که ضربه خیلی سنگین بود رییس محترم ۱ روز بیهوش بود ... باسه همین قاضی با قرار وثیقه موافقت نکرده بود و عمل منو اقدام به قتل تصور کرده بود
شب دوم ولی دیگه انفرادی در کار نبود ... از ترس شب قبلش نخوابیدم ... هیچ راهی نبود ... یا باید مثل بچه آدم فر رره ... یا اینکه له و لورده میشدم فر رره ...ولی یک ایرانی تا آخرش میره تا حق مسلمش رو بگیره ... این که مشخص بود ... نمیخوام قیافه ها رو تعریف کنم که جفت کنید ... ولی شب رسید ... یهو دیدم یکی پامو گرفته ... سریع پای راستمو کشیدم بیرون و با پاشنه پا گذاشتم توی وست صورتش ... صدای شکستن استخون رو شنیدم ... ولی پامو ول نکرد ... همون موقع یکی از پشت زیر شونه هام رو گرفت ... این یکی خیلی قوی بود ... هر چی زور زدم نشود ... همین لحظه یکی چونمو گرفت ... صورتمو چرخوند سمت خودش تا چشاشو ببینم ... عجیب بود ... عجیب چشمای قشنگی داشت ... بهم گفت پاشو بابا پاشو ... جفت کردم ... خاک بر سرم این چرا فارسی حرف میزنه ... شانس مارو ... این همه آمریکایی ببین آخرش هم یه ایرانی باید ... باز گفت پاشو پاشو عزیزم ... به خودم گفتم ... زرشک ... عزیزشم شدم ... کارم تمومه ... گفت حسام پاشو ... یهو ... دیدم اه ... مریم چونم رو گرفته دستش ... مریم : کابوس میدیدی عزیزم ... گفتم آره ... کابوس بالاترینی

با الهام از یکی از نوشته های بهروز مدرسي

پ.ن : البته پستی که فرستادم ... هنوط نیومده چهارتا منفی تکراری گرفت حذف شد ... تولدت مبارک

سه‌شنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۶

آیا احمدی نژاد واقعا خنگ است ؟

با توجه به گذشت مدتی از طرح سهمیه بندی بنزین اینجور به نظر میاد که کماکان طرح جیره بندی بنزین تمدید میشود ... این نکته به ذهن خطور میکند که آیا واقعا هدف جیره بندی بنزین بوده است یا خیر ؟
همانطور که میدونید پایین بودن قیمت بنزین و تاثیر آن بر جامعه و یارانه مستقیم به این کالا باعث شده همواره در دو دهه گذشته سیاستمداران با ادامه روش یارانه دهی به این محصول باعث شودند که مشکلات عدیده ای برای اقتصاد مملکت به وجود آید ... رسیدن سقف واردات بنزین به بیش از ۳ میلیارد دلار در سال ( بیش از دو برابر بیشتر از بودجه عمرانی کشور ) باعث شد که فشار عمده ای به اقتصاد وارد شود
از طرفی برآوردها نشان میداد که نهایت مصرف بنزین به تعداد اتومبیلها نباید بیش از ۴۵ میلیون لیتر در روز باشد ... در صورتی که این عدد قبل از سهمیه بندی به بیش از ۷۰ میلیون لیتر در روز رسیده بود ... این به این معنی بود که بنزین لیتری ۸۰ تومان به طور گسترده به خارج از کشور قاچاق میشد ... در نظر بگیرید که بنزین در کشور همسایه ترکیه بیش از ۱۶۰۰ تومان در لیتر به فروش میرسد این یعنی سودی ۲۰۰۰ درصدی ... البته فکر اینکه مردم دهاتی مناطق مرزی بیش از ۲۰ میلیون لیتر در روز به خارج از کشور قاچاق کنند کمی اغراق به نظر میاید ... این به این معنی است که قاچاقچیان حرفه ای مبادرت به انتقال بنزین در اندازه های خیلی بزرگتر میکرده اند در مدت کوتاهی از طرح سهمیه بندی ۱۵ میلیون لیتر از مصرف روزانه کشور کاسته شده و از اونجایی که مردم عادی کماکان از سمیه خود استفاده میکنند ... نشان دهنده این بوده که طرح دولت احمدی نژاد برای مقابله با قاچاق بنزین موفقیت آمیز بوده است ... ولی
مساله ای که این وسط مهم است اینه که من گمان میکنم دولت در آینده باز هم میزان سهمیه را افزایش خواهد داد و در حقیقت دولت هدفی برای جیره بندی بنزین از روز اول هم نداشته است بلکه تمام اینها یک برنامه جالب و زیرکانه بوده است تا مصرف بنزین در کشور تحت کنترل در آید ... اما چرا از ابتدا به این موضوع که هدف از کارتهای بنزین مقابله با قاچاق بود اشاره نشد
الف ) در صورتی که کارتهای بنزین فقط برای مقابله با قاچاق مورد استفاده قرار میگرفت مردم احساس نمیکردند که با زندگی روزمره آنها در ارتباط است و احتمالا مانند طرحهای دیگر با کم توجهی مردم ممکن بود با شکست مواجه شود
ب )‌ دلیل اصلی دیگر تبلیغات مثبت برای آقای احمدی نژاد خواهد بود که هم توانسته است جلوی قاچاق در حدود دو میلیارد دلار در سال از بودجه مملکت را بگیرد و هم اینکه با دادن سهمیه دوباره و یا آزاد کردن مصرف بنزین ( البته با کارت که بشود توزیع آن را کنترل کرد ) در زمان انتخابات نشان دهد که رییس جمهور لایقی بوده است

البته ادامه افزایش سهمیه بنزین نظر شخصی من است و باید منتظر نشست و دید که با پایان سهمیه عده بیشتر مردم چه اتفاقی خواهد افتاد و مساله دیگری که در این مدت فشار زیادی به دولت خواهد آورد مساله اماکن توریستی که با توجه به ترس مردم از پایان سهمیه به طرز شدیدی آسیب دیده است ... و در کنار این موضوع گازوییل هم میتواند چالش دیگری برای دولت باشد ( انتقال قاچاقچیان از بنزین به گازوییل ) ... این بعید به نظر میرسد که دولت جرلت برخورد مشابه با گازوییل را هم داشته باشد ...
تیتر رو به این دلیل انتخاب کردم که نوع برخورد با احمدی نژاد و مطالب مرتبط که هر روز میبینیم اینگونه به نظر میرسد که یک دیوانه زنجیزی از تیمارستان فرار کرده و شده رییس جمهور ... در صورتی که باید تمام جوانب رو دید نه فقط نیمه خالی را

چهارشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۶

چگونه بفهمیم که یک نفر ایرانی است بدون اینکه ببینیمش

یکی از تفریحات سالم من و مریم اینجا اینا اینه که وقتی میریم بیرون بگیم کی ایرانیه کی نیست ...

روش معمول اینه که از روی ظاهر بگیم که یک نفر ایرانی هست یا نه ... که از مشخصاتش میشه به رنگ پوست ... نوع آرایش صورت و چهره برای خانومها ... و نوع آرایش مو و سبیل و اینجور چیزا برای آقایون اشاره کرد ... البته این قسمتها هم همه جالب است
ولی قسمتی که میخوام الان براتون بگم روشی هست متفاوت ... اینکه چطور بدون اینکه ببینیم کسی رو بگیم طرف ایرانیه ... یکی اینکه میشه از روی فارسی صحبت کردن اینو فهمید ... ولی روشهای دیگه ای هم وجود داره که یکیشو توی یکی از ویدیو ها دیدم که کمدینه میگفت که اگه توی اداره مالیات کار میکنید و میخواین آمار یه نفر رو بگیرین و بعد میفهمید طرف خونش توی بورلی هیلز ولی یک پنی توی حسابش پول نداره بفهمید طرف باید ایرانی باشه ... ولی این یکی رو خودم کشف کردم ... اگه خواستید توی یه جای عمومی برین دستشویی و تا اومدین درو باز کنین دیدید در قفله و بعدش یه صدای اوههههههههوم اومد ... میفهمید که طرف باید ایرانی باشه ... روشهای دیگه رو شما بگید

دوشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۸۶

سوال ؟ آیا اگر اجرای مجازات های غیر انسانی باعث حرکت به سمت جامعه سالمتر شود آن مجازات ها واقعا غیر انسانی است ؟

یک از اولین مسایلی که ذهن انسان را از آغاز روند تمدن و بالاخص شهرنشینی به خودش مشغول کرده است مساله خلافکاران بوده است ... از ابتدا سعی بر آن بوده که با شیوه های مختلف جلوی اعمال خلاف گرفته شود تا با کم شدن این افراد جامعه سالم تر گردد و جامعه سالم تر به معنی پیشرفت بوده است ... یکی از اصلی ترین فلسفه های تشکیل حکومتهای کمونیستی و یا سوسیالیستی حمایت مستقیم از بخش فقیر جامعه و کاستن از تعداد افرادی که بخاطر فقر دست به خلاف میزنند بوده است

ولی تئوریها و نظریات مختلف در این زمینه هیچگاه حتی نزدیک به حد قابل قبول نیز نشدند ... نکته جالب این است که تنها تعداد انگشت شماری از کشورها توانسته اند در این زمینه آمار شگفت انگیزی داشته باشند ... که در راس آنها کشور عربستان صعودی است ( همانطور که میدانیم مجازات دزدی در عربستان صعودی قطع دست است و ... ) آمار فوق نشان میدهد که تنها در یکسال در این کشور ۱۱ فقره دزدی صورت گرفته است که در مقایسه با استرالیا با جمعیت نزدیک ... با داشتن ۴۳۶۸۶۵ فقره سرقت ... اعداد فوق واقعا تامل انگیز هستند وقتی که بدانیم در استرالیا به ازای هر ۱۰۰۰ نفر ۲۱ نفر دزد است و در عربستان با ازادی هر ۱۰۰۰ نفر ۰.۰۰۰۴۲ که در واقع یعنی صفر
نکته فوق وقتی تامل انگیزناکتر میشود که که بدانیم که تنها بودجه مبارزه با مواد مخدر در آمریکا در سال گذشته ۲۸.۷ میلیارد دلار بوده است ... و در این کشور در یک سال ۲۰۰۰۰۰۰ دزدی صورت گرفته میگیرد و اینکه بدانیم از هر ۱۰۰ نفر که در زندانها این کشور هستند ۷۹ نفر در صورت خروج از زندان به کار دیگری جز دزدی فکر نمیکنند

جمعه، تیر ۲۹، ۱۳۸۶

حجاب !

تا حالا چند بار سر این مساله با مریم دعوای حسابی کردیم ... شاید باسه همین میخوام اینجا بنویسم
حجاب از نظر من دو بخش دارد الف) اجتماعی ب) دینی
الف) تعریف حجاب در حالت اجتماعی بر میگرد به تعریف آزادی غربی « انسان آزاد است هر عملی را انجام دهد (در سن قانونی ) تا زمانی که آن عمل باعث آسیب به بقیه اشخاص جامعه نشود » بر این اساس زمانی که اکثر یک جامعه مثلا در کلیفرنیا نمیپذیرد ( نمونه این برخورد بسیار انتقادی جامعه با خانم جنت جکسون بعد از اتفاقی که در افتتاحیه اون مسابقه معروف افتاد) که کسی کاملا ل.خ.ت در خیابان راه برود ... به این معنی است که جامعه برای خودش تعریفی از حجاب ایجاد کرده که عرف جامعه میگوییم ... با توجه به تعریف آزادی غربی علت حق قانونی پلیس کلیفرنیا برای بازداشت شخصی که مثلا ل.خ.ت در خیابان راه برود این است که مردم عادی بر اثر دین شخص ل.خ.ت که از عرف جامعه خارج شده است دچار آسیب روانی میشوند
حال اگر راه رفتن زنها بدون حجاب در خیابانهای تهران باعث ایجاد آسیب روانی بر اکثریت مذهبی جامعه باشد بر طبق قانون آزادی غربی پلیس وظیفه دارد با فرد خاطی برخورد کند ... مساله بدحجابی هم در همین راستا است ... یعنی اگر اکثریت جامعه با دیدن دختری که مانتوی تنگ و آرایش زیاد دارد یا پسری که موی قلمبه یا دست لاک زده (شخصا دیدم ) دارد دچار ناراحتی روحی میشوند و احساس میکنند شخص فوق از عرف جامعه خارج شده ... بنابر تعریف آزادی غربی پلیس جامعه موضف است با فرد بد حجاب برخورد کند

ب) و اما حالت دینی ... دید من از برداشت اسلام از حجاب که منظور از حجاب در اسلام یک امر ظاهری نیست بلکه یک امر درونی است و اسلام میگوید این مغز و قلب ماست که باید حجاب داشته باشد نه موی ما ...
متاسفانه در کشور ما مخلوط کردن دین و اجتماع در این قضیه و خیلی قضیه های دیگه و ارتباط هر مساله ای به دین باعث لوس شدن یک امر عادیه اجتماعی شده است ... این جاست که یاد شعار قدیمی آقای خمینی می افتم که دیگر نمیشنویم که ... اسلام در خطر است

جمعه، تیر ۰۸، ۱۳۸۶

آخرین خبر ... آخرین خبر


یه چند وقتی اینجا چیزی ننوشتم ... حالا بگم ... سرم شلوغ بود یه ذره ... به عرض عنور تمام دوستان برسونم که ... مریم بالاخره دکتر شد ... نسخه باسه حذف پزشکی مینویسم ۷۵۰ تومان ... مفت ... میتونید تبریک بگید به من ... شوخی به خودش ... در ضمن ما داریم خونمون رو عوض میکنیم چون صاحب خونه جوابمون کرده ... میگه میخواد برا پسرش زن بگیره ... ما باید پاشیم ... شوخی
بود ... میخواد بکوبه بفروشه:)) ... اینجا حسابی رو بورسه بساز بندازی

خلاصه اینکه منم قراره یه عمل داشته باشم ... لایپو ساکشن ... اینم شوخی بود قرار نیست :))‌ ... احسان ملاحسینی هم باسم نامه نوشته ... بهش گفتم از خودت تعریف کن ... خط اولش نوشته بود ماتیز رو فروختم ۲۰۶ خریدم ... این شوخی نبود به جان شما ... از خودش بپرسید ... پژمانم بعد از ۱.۵سال یهو توی چهار روز ۱۰ باز بهم زنگ زده ... البته من خونه نبودم ( بی وقت زنگ میزنه آخه ) ... احتمالا دلش تنگ شده یهو ... دیگه اینکه من نگاران همه شما هستم که حالا که بنزین ندارید چی میخورید ... خبرشو بدین بهم

جمعه، خرداد ۰۴، ۱۳۸۶

پدیده ای به اسم بالاترین

تقریبا در حدود ۱ سال قبل سایتی شروع به کار کرد در عالم اینترنت که سرعت اطلاع رسانی به ما که دوست داریم همیشه سریع به اخبار رسمی و غیر رسمی دست رسی پیدا کنیم ... مثلا چیزایی که یکی در باره تکنولوژی مینویسه ... یا هراتفاق مهمی که توی عالم وب میگذره ... سایت بالاترین این کمک رو به من و شما میکنه که با سرعت باور نکردنی به این اطلاعات دسترسی پیدا کنیم که البته این کار توسط من و شما میکنه
من که هنوز در کفم
آدرس سایت
www.balatarin.com
اگه سانسور بود برین به این آدرس

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۶

احمدی نژاد : این بنز که میگن همینه ؟ خارجیه ها
شیخ محمد : آره
محمود :یه بوق بزنم
شیخ : نه ... محمود بشین سر جات شلوغ نکن
محمود : جون شیخ یک بوق ... این تن بمیره یه بوق
شیخ : نه عزیزم ... نکن
محمود : ببین من یک پژو ۵۰۴ دارم عروسک ... موتور تخت ... اومدی ایران حتی میزارم یه دور باهاش بری تا سر هفت حوض شیخ : خر خودتی دادش ... کچلم کردی به مولا محمود

محمود : اگه نمیزاری بوق بزنم حداقل بگو اون علامت اون جلوی ماشین چیه ؟

شیخ : اون باسه اینه که باهاش آدمهارو نشونه بگیری زیر کنی یه وقت از دستت در نرن

محمود : اِ اِ اِ ... بگو چرا این قالبیاف پدر سوخته رفته این همه بنز خریده ... آتوشو گرفتم کارش تمومه

کی میدونه این دوتا دارن واقعا درباره چی حف میزنن احتمالا شیخ گذاشته آخرش که محمود انقدر خوشحاله لابود شیخ داده یه بوق رو بزنه

یکشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۶

تاثیر نوشیدن الکل بر بچه fetal alcohol syndrome

توی دو عکس بالای سمت راست تاثیر الکل بر دو بچه موش موش آزمایشگاهی
یکی در حالت نرمال و دیگری که به مادرش الکل داده شده است رو میبینید ... و
در سمت چپ یک نوزاد انسان که تحت تاثیر الکلی که مادرش در زمان حاملگی
خورده به دنیا اومده ... اینجا روی تمام بطریهای مشروب نوشته که مادر ها نباید در زمان
حاملگی الکل مصرف کنند ... البته توی ایران از اونجایی که کسی الکل مصرف
نمیکنه لازم هم نیست روی شیشه های الکل طبی چیزی بنویسن ... نکته ای که
میخواستم بگم اینه که الان به طور کاملا علمی تاثیر الکل
بر نوزاد انسان اثبات شده ... و این کاملا مبرحا است ... احتمال بسیار زیاد
اینه که زمانی که الکل میتواند تاثیری به این شدت در بچه انسان داشته باشد
احتمالا تاثیرات زیادی بر خود انسان دارد که علم البته قسمت
زیادیش رو میدونه که میتونه جزو مضرات کوتاه مدت باشه ولی شاید
خیلی از مضرات بلند مدت هنوز برای دانشمندها مشخص نیست
نکته جالب اینه که توی خیلی از مذاهب بخصوص اسلام الکل حرام
شده ... اینجاست که آدم به فکر فرومیره که شاید در پشت هر چیزی حتی
اگه اون چیز یک عقیده مذهبی دموده شده باشه حکمتی است البته طبق شیوه ای که
الان ما بخصوص توی ایران داریم پیش میریم این که میگن فلان چیز حرام
است یک جفنگ بیشتر نیست

دوشنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۶

ما چه میکنیم

احسان ولیز : چطوری عمو حسام ؟
من : والا تا اونجایی که من میدونم هنوز عمو نشدم ... و حالا حالا ها هم قرار نیست ... غیر از اینکه ... شما ها دست بکار شدید و به بچه هاتون هم بگین منو عمو حسام صدا کنن ... ولی در کل شکز ... خوبم عمو احسان

احسان ولیز : از یو اس چه خبر ؟
من : والا خبر نیست ... اینجا که همه خبرا از ایران میاد

احسان ولیز : یکم برای ما از آزاد نفس کشیدن بنویس
من : چشم احسان جان ... همین الان یک نفس عمیق کشیدم ... شاعر میگه در هر نفسی شکری واجب ... ولی آزاد رو نمیدونم ... چون احتمالا برای همین نفس کشیدن هم دارم 20 درصد از حقوقم رو بدون چون و چرا مالیات میدم ... تازه این منهای اون مالیاتی است که هر چیز که میخری باید یه پولی مالیات بدی روش یه 7 درصدم اونجا

اجسان ولیز : از هوای تازه از زمین بزرگ از رفاه از آزادی از خنده از ته دل
من : هوای تازه تازه که فکر کنم اگه بخوام باید پولشو بدم باسم میفرستن دم درزمین بزرگ والا این یکییرو دیگه بیلمیرم
از آزادی ... متاسفانه اینجا ما میدون آزادی نداریم ولی قراره بسازن یکی ... راستشاینجا اصلا میدون نداریم ما چه برسه به میدون آزادی
از رفاه ... راستش اینجا فروشگاه رفاه هم نداریم ... ولی یا عالمه از این فروشگاهای زنجیره ای داریم
از خنده ته دل ... دوست دارم اینجا رو یکم توضیح بدم ... بر عکس ایران که نمیشه داد و فریاد کرد و اگه داد و فریاد کنی باید بری زندان آب خنک بخوری ... اینجا تا دلت بخواد میتونی داد بزنی ولی تنها مساله کوچک اینه که اینجا همه داد میزنن و وقتی همه با هم داد میزنن دیگه صداشون به گوش کسی نمیرسه ... نتیجش میشه عین ایران که صدای کسی به گوش نمیرسه
احسان ولیز : هر جا که هستی خوش باشی
من : منظورم از همه این حرفها اینه که مهم نیست کجا هستی و چیکار داری میکنی مهم اینه که خوش باشی ... و اگه فکر کنی مثل دادش من که الان توی آخر دنیا داری زندگی میکنی و از اینجا بدتر نمیشه قافلرو باختی ... در اینجامیخوام به یک حدیث نبوی اشاره کنم
حتی اگه داری گاییده میشی از گاییده شدنت لذت ببر
امام حمید قدس ره

پ.ن : ببخشین حدیث یک مقداری بی آدبی بود ... بخاطر حفظ ارزش مجبور شدم اصلش رو بنویسم

شنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۶

Orkut

یک خبر نچندان جالب اینکه اورکات داره پروفایل کسایی رو که مدت زیادی به
سایت سر نزدند رو پاک میکنه ... اینو از اونجا فهمیدم که خودم شخصا دیدم
یهو تعداد دوستام از 37 نفر شد 19 نفر ،البته میدونم که اکثر کسایی که
سر نمیزنن به اورکاتشون باسه اینه سایت فیلتر شده ... ولی از اونجایی
که اورکات یکی از بهترین سایتهای شبیه اینه که آدم میتونه باهاش
با دوستاش در ارتباط باشه یا حداقل سر تاریخ تولدشون یادش باشه که
بهشون تبریک بگه و اینکه سایت یکم بهتر از سایتهای مشابه است
سعی خودتون رو بکنیم ... فیلتر دور زن هم اینجاست ... اگه خودش فیلتره
بگین بزارم یه جا بتونین بگیرین

جمعه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۶

Hejab


وزارت ارشاد شعر ((اتل،متل،توتوله))را به دلايل زير ممنوع كرد: 1وجود كلمات توتوله،پستان و تحريك كودكان

استفاده از كشور هندوستان

زن كردي

.ترويج بي حجابي

شعر اصلاح شده:.... اتل متل زباله،گاو حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش ضخيمه

ehsan Valizadeh



سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۶

Lake Hamoun دریاچه هامون


نمونه بالا یکی از بارزترین نمونه مهمترین مشکل حال و آینده کره زمین ... چه جنگها یی قرار است سر آب اتفاق بیافته
عکسهای فوق یکی در سال 1976 و دیگری در سال 2001 از حوزه آبریز دریاچه هاموناست که به دنبال بسته شدن سد توسط افقانستانی که با ایران مشکل داشت باعث شده است که دریاچه به طور کامل خشک شود ... ولی کمک کردن ایران به آمریکا برای اشغال افقانستان و مسایل دیگه که احتمالا تدابیر دولت مرکزی افقانستان برای دوستی با ایران و پایین آمدن تنش با همسایگان است باعث شدهکه دوباره آب به دریاچه در سال 2003 باز گردد ... البته اینکه این امر تا کی ادامه داردخدا داند ... میتونید بقیه توضیحات رو توی سایت بخونید

چهارشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۶

دیوید و من

فکر نمیکردم که هیچ وقت برای دیوید بکام آرزویی طول عمر کنم ... وقتی تصمیم گرفت که بیاد اینجا تو لس آنجلس گلکسی فوتبال بازی کنه ... همین کارش باعث شده ... بیلیتهای ورزشگاه از الان برای سال دیگه همش فروش بره ... یعنی کساییکه اصلا نمیفهما فوتبال چی هست میخوان برن ورزشکاه که آقا رو ببینن ... اگه این اومدنش باعث بشه که کانالایی تلویزینی اینجا که فقط دنبال پولن ... فوتبال نشون بدن که بعید هم نیست ... من حالی میکنم اصاصی ... آخرین فوتبالی که درست حسابی دیدم بازیه فینال ایتالیا فرانسه بود ... داشتم دق مرگ میشدم ... اینمیدونید یعنی چی ... قدرت یک سلبریتی یه همون هنرمند خودمون ... یعنی میتونه یک فرهنگ رو عوض کنه ... اونم یک شبه ... اگه این اتفاق بیفته که البته در آینده دیگه اروپا باید بره لنگ بندازه ... البته آینده ... ولی خوب خیلیها حتما مخالفت میکنن مثل ان بی ای و فوتبال آمریکایی و بیسال ... که از نبود فوتبال حسابی پول به جیب میزنن ... فقط لیگ غیره
حرفهای بسکتبال دانشگاه های آمریکا سال قبل در آمدش بیشتر از 2.5 میلیارد دلار بود ... اگه اشتباه نکنم ... نکته جالب اینه که میدونید کی باعث شده دیوید بکام بیاد اینجا ... تام کروز ... شب قبل از اینکه تصمیمش رو بگیره زنگ میزنه به دیوید بکام اقای تام کروز و دو ساعت باهاش حرف میزنه که بیاد اینجا :))دیوید جان هم برای 2 سال 250 میلیون دلار دستمزد میگیره که اینجا پول کم نیاره

چهارشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۶

سرود ملی ایران

شُد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد هم دنیا به ما
یاریگر ما دست خداست
ما را در این نبرد او رهنماست
از انقلاب ایران دِگر
کاخ ستم گشته زیر و زِبَر
تصویر آینده ما، نقش مراد ماست
شور سلحشوری ما، ایمان و اتحاد ماست
شام سیاه سختی گذشت
خورشید بخت ما تابنده گشت
در صحنه قرآن جاودان
پاینده باد نام ایران
Do you remmember ?

جمعه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۶

حسام پولیس گرفته

واقعیت این است که در دیار مردمانگان همانند سگان از صاحبان خود می هراسندندی و پولیس های چموش که میدانند که مردم از آنها به اندازه گاد میترسند با آنان رفتاری خدا بنده وار مینمایند ... بهترین دلیل بر این مدعا همانا تلفیزیون جمهوریه اسلامیست
القسه روزی از روزها که ترافیکی سخت بر ونچورا بولوار سر ون نایز حاکم بود حسام قسه ما گفت : اه چرا در این ترافیک گیر کننندم ... بروم از این ور و ترافیک را دور بزنندم ولی او نمیدانست که یک پولیس ژنده پوش با موتور سیکلت گاریش در کمین طعمه ای روز شماری میکند
حسام آنچنان خلاف کرد که پولیس که خود را خدا میپنداشتی کف کرده شده که این عجب بنده پروری است ... پولیس فوق الذکر که نمیدانست با این بنده چه کند به میان خیابان پرید و گفت : چه میکنی ای اعرابی و دستهایش تکان داد طوری که حسام فهمید که کار تمام است و کنار همی بزد و پلیس گفت : آیا میدانی که آن خط خدایی را پس کردی و اکوردینگ تو د کالیفرنا لا یو هو تو گو تو کورتننندی ... حسام که دیگر دستش رو شده بود گفت : شرمنده ... چون ننت ننویس و دست در جیب همی کرد و یک اسکناس سبزامامی همی از جیب مبارک بیرون آورد با یک کله امام ... پولیس آمریکایی بیچاره بهت زنان به کله امام نگریست و فکر کرد آخر الزمان شده ( خالی بسته شد همی در اینجا ) خلاصه برگ جریمه را به حسام داد و گفت میروی در محضر دادگاه الهی تا بفهمی دنیا دست کی است ... حسام بیچاره قصه ما یک روز از کار افتاد و در
دادگاه 192 دلار پول بی زبان داد و بعدش هم 4 ساعت آنلاین مدرسه ترافیک رفت و 19 دلار هم آنجا داد تا حالیش بشود که بندگان در کار خدایان رخنه نباید

جمعه، فروردین ۱۰، ۱۳۸۶

خوف


این عکس البته خیلی قدیمیه .... ولی یکی از خفن ترین عکسها تو اینمایه هاست ... کسی که عکس رو میگیره ...شش ماه بعدش خودکشی میکنه

دوشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۶

آخرین سال زندگی مجردی

اقایون متاهل , ضمن تبریک سال نو , واقعا عید دیدنی رفتن حال می ده ؟
من که تا بچه بودم و عیدی قلمبه می گرفتم عید و عید دیدنی رو دوست داشتم
ولی الان حالم گرفته می شه وقتی روز اول سال می شه و قرار می شه هی زرت و زرت برم خونه این و اون و هی فرت و فرت و تف توف این و این رو تف مالی کنم یا بالعکس
در کل شایعات حاکی از اینه که عید دینی برای متاهل ها فقط حال می ده ...
خدا می دونه
حالا سال بعد ما هم نظر کارشناسی خودمون رو اینجا خواهیم گفت
امسال عید که من خونه هرکس خواستم برم نبود خونه و هرکی هم اومد خونه ما من یا بیرون بودم یا توی راهروی بلوک ماچ و بوس کردم و رفتم به سمت خونه کسی که نبوده
:))
خیابونها هم که همه ماشاا... همه خلوتن بجز مسیر رانندگی من
از همکاری راهنمایی و رانندگی در این زمینه کمال تشکر رو دارم
امیدوارم امسال انرژی هسته ای از 200 تومن بسته ای به 200 تومن دبه ای برسه و ارزون بشه و همه ما از نعمت این ارزونی بهرهمند بشیم
انشاا... تعالی
حمید

یکشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۶

خبر جدید

از امروز حمید ادیگوی قراره توی این بلاگ بیاد بنویسه ... تا بتوانیم در کنار
یکدیگر ارزشهای والای انقلاب و نسل انقلاب را پاس بدهیم ... حمید جان بیا بنویس

ادامه یک روز معمولی

من سر میزم با یه عالمه کتابهای خارجی
و مطالب و وسایل محرمانه مربوط به دولت
یک کتاب کاملا انگلیسی
اینک کتاب کد ها کلیفرنیا ... من همشو حفظم ... خالی که هناق نیست ... هناق راستی اینطوری مینویسن ... من تاحالا ننوشته بودم
اینم قایق من ... میدونید اینجا مد که همه قایق دارن ... ما هم رفتیم بخریم تو رو دروایستی گیر کردیم ... این کشتیرو
خریدیم دیگه ... یه چیزیه تو مایه های تایتانیک :) البته قبل شما رو ندارد ... میزارم یه بوق بزنید باهاش

یک روز معمولی

شیشه ماشین خیسه ... من ماشینمو تو کوچه میزارم چون بهتره :) نه چون ما یک پارکینگ بیشتر نداریم ... باسه همین صبحها
آبپاشا میپاشن به ماشین من

یه دودوی باحال توی ترافیک توی ونچورا بلوارد که من اسمشو گذاشتم همون خیابونه بین فلکه اول و دوم ... اون خیابونه اسمش چی بود راستی ... اسم نداشت اصلا ... داشت؟

اینجا هم شلوغ ترین اتوبان شهره به اسم 405 که من بهش میگم همت

توی ترافیک همت من همیشه مثل بایسیکل ران چوب کبریت همرام دارم

سرعت ماشین هم دیگه کمتر رو نشون نمیده ... مگرنه میداد ... اون چراغ قرمز هم که روشنه ... فکر نکنین ماشینم خرابه ... باسه قشنگیه

چهارشنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۸۶

عید شما مبارک دنب شما سه چهارک

به شخصی که بتواند جمله بالا را به انگلیسی روان ترجمه کند جوایز نفیسی به رسمیادبود از طرف حمید تعلق میگیرد

یکشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۵

300

اینم خشایار شاه جیگر
میخواستم خودم بنویسم ولی الیاس پرسید ازم
من از فیلم خیلی خوشم اومد ... توی شب اولم رفتم دیدم
واقعیتش اینه که فیلم اصلا یک فیلم تاریخی نیست به هیچ عنوان
فیلم بر اساس یک مجله گرافیکی مصوره که سالها پیش فرانک میلر
کشیده همونی که یه شاهکاری مثل گناه شهر یا همون
Sin City
ساخته بود ... من این فیلم رو یه کار جدید دیدم که خیلی متفاوت تر از
فیلمهای معمولی بود یه چیزی مثل ماتریکس وقتی که تازه اومده بود
در کل این کار به نظر من یک کار کلاسیک جدیده که آینده فیلم سازی
رو عوض میکنه البته به نظرم کارگردانی یه ضعف هایی داشت ولی
استقاده از گرافیک بالا و صحنه هایی که با ظرافت طراحی شده بود یک
اثر واقعا چشم نواز خلق کرده بود


من فیلم رو زد ایرانی یا زد پرشین ندیدم ... اینم یه فیلم بود مثل بقیه فیلمهای
هالیوود که بد باید خیلی زشت و هیولا باشه و خوب خیلی خوش تیپ و خوشگل
و یادتون نره مبنای اینگونه فیلمها اغراق کردنه اگه کارگردانش خوده خشایار شاه
هم بود همینجوری میشد :)) یه چیز جالب دیگه این بود که شب اکران من مجبور شدم دو
تا سینما برم تا بتونم فیلم رو ببینم ... بیلیتها همه فروش رفته بود

یه جایی به شوخی نوشتم
چه شانسی اوردن بقیه کشورها که ما آلمانی نیستیم

شنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۸۵

Interne کیلو چند

نمیدونم بگم یادش بخیر یا نه ... توی ایران 3 کیلوبایت
در ثانیه فایل دانلود میکردیم ... این بالایی عکس
تست اینترنت خونه ماست ... بیشتر از 2000 کیلوبایت
در ثانیه ... از اون سرعت سنجش رد میشه و نکتش اینه
که ماهی به پول ما 18000 تومان میدیم خودتون یه مقایسه بکنید
و میتونید اینجا هم مال خودتون تست کنید بگید ببینیم سرعت
الان در چه وضعیه الان
یه چیزه باحال اولین فیلم رو هم آن لاین دیدیم ما همین دو سه روز
پیش ... آینده دنیای فیلم و غیره دیگه عوض شده ... طبق آخرین
چیزش بزودی گوگل کانالای تلویزینی رو آن لاین و زنده به همه دنیا
میده ... الان هم بطور آزمایشی این کار رو شروع کرده ... این یعنی
دنیای آینده بدون مرز و یه جور جدید
بعدا بیشتر مینویسم در این باره

جمعه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۵

خانوم روسریت کو

صحنه :
وسط سینما نشستیم و داریم یه فیلم فارسی میبینیم ... نمیدونم چی بود عروس فرنگی ... یا یه چیزی تو این مایها ...منم رفته بودم توی فیلم یهو برگشتم مریم رو نگاه کردم ... و با تعجب پیش خودم گفتم خاک بر سرم مریم روسریت کو ... بعد یهو اومدم بیرون و فهمیدم خیلی رفتم تو ایران :))بعدش کلی به خودم خندیدم

چهارشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۵

ادبيات امروزي:
کلاغي قالب پنيري ديد .........به دهان گرفت و زود پريد.................
بر درختي نشست در راهي...........که از ان مي گذشت روباهي
روباه مي ياد پاي درخت مي گه
:چطوري جيگر؟................جيگرتو بخورم خام خام
چه سري چه دمي ايول بابا اخر سر و دمي تو به مولا...............
نيست بالاتر از مشکي رنگي...............مشکي رنگ عشقه
يه دهن برامون اواز بخون بينيم................
کلاغ پنيرو گذاشت زير بالش و گفت: انرژي هسته اي حق مسلّم ماست

سه‌شنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۸۵

من نگرانم

اقایون خانوما
این قضیه جنگ خیلی خیلی جدیه ... البته میدونم که تو ایران خبری نیست ... وقتی با مامان اینا صحبت میکردیم میگفتن نه بابا خبری نیست ... ولی اینجا هر روز تو روزنامه و تلوزیون و همه جا صحبت جنگ با ایران ... البته رسانه ها تو ایران مثل اینکه یه جور اصلا دوست ندارن کسی در این باره بدونه ... خلاصه اینکه من که اینجا خیلی نگرانم ... شما هم باشید ... و بدونید چه خبره ... حتی میگن کار تا اونجا رفته که وقتشم تایین شده ...

جمعه، بهمن ۲۷، ۱۳۸۵

بمب اتم و ما

حمید-حسام شنیدی نستر داموس چی پیش بینی کرده
من- نه؟
حمید- احمدی نژاد بمب اتم میسازه نصف دنیا رو میگیره ... بعد اروپا و آمریکا ...ش رو پاره میکنن
من- خوب
حمید - میگم تا قبل از اینکه راهها بسته بشه پاشو بیا اینجا ... اون وقت دوتایی به کمرمون بمب اتم میبندیم میریم زیر تانک آمریکاییها ... کلی میخندیم
من- سر کارم وقتی باهاش چت میکنم ... انقدر میخندم که همکارام یکی یکی از پشت کیوسکاشون میان بیرون منو نگاه میکنن میگن این یارو دیگه چه خلیه ... نمیدونم چطور توضیح بدم ... بگم میخواییم به کمرومن بمب اتم ببندین کلی بخندیم

پنجشنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۸۵

Happy Birth Day to me

به این وسیله از کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی و غیره که در سالروز مبارک تولد من به اینجانب تولد مبارک گفته اند و حتی آنهایی که ساعت 1:30 شب زنگ میزنند ما را از خواب بیدار میکنند تشکر و سپاس خود را اعلام میدارم باشد که این 27 سال زندگی مشتی باشد بر ... حتی از آنهایی که یادشان بود که تولد من است ... مگر کسی هم میشود فراموش کند ... ولی گشادی مفرط باعث شد حتی نامه هم ندهند ... یا پی ام هم نگذارند ... چون میدانم که یادشان بوده تشکر دارم

شنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۵

Dr. Hossein Mozaffar

یک چیزایی آدم یعضی وقتا تو اینترنت میبینه که از خجالت آب میشه

مثل این آقای مظفر که دکتر هم هست ... سمتش عضو سازمان ایرانیها
مدافع از فلسطینیهاست ... این آقا در 20 اکتبر 2006 در شبکه قرآن حرف زده
البته حرف که چه عرض کنم ... لینک ویدئوش رو میزارم ولی از اونجایی که
احتمالا تو ایران نشه رفت توش خلاصه حرفاش رو مینویسم

در ابتدا با این شروع میکنه که "در سال 1987 هرتزل که بنیانگذار
صهیونیست است یک کنفرانس رو سوییس ترتیب میده" (همون کنفرانسی
که باعث بوجود اومدن اسراییل میشه


در سال 1987 اسراییل که دیگه نیاز به کنفرانس نداشته اونم هرتزل که
سال 1860 به دنیا اومد و سال 1904 مرده ... کنفرانس فوق اولین بار در
سال 1897 برگزار میشه و اخریش در 1947


فرض کنیم اشتباه لپی بوده ... جای دیگه میگه" هرتزل با هیتلر همدستی
میکنن تا یهودیا رو بفرستن به فلسطین" که خدا داند اینو از کجاش در آورده
هیتلر 1889 به دنیا میاد و 1945 از دنیا میره
یعنی وقتی هرتزل داشته میمرده هیتلر 10 سالش بوده
که تنها رابطه ای که یه مرد 44 ساله میتونه با یک
بچه 10 ساله داشته باشه این بوده که هرتزل ترتیب
هیتلر رو میده ... و احتمالا هیتلر به همین دلیل جری میشه
و ترتیب همه یهودیها رو میده :)) ... حالا اینکه این
آقای دکتر حسین مظفر از کجا فهمیده این دو تا همدستی میکنن
الله و اعلم
منظورم این که این آقایانی اسم خودشون گذاشتن مدافع فلسطین
و میان تو تلویزون و جلو همه دنیا میگن هولوکاست کشکه حتی
دو کلمه سواد ندارند وقتی میخوان یه زری بزنن
آبرو رو حفظ کنن حداقل کاملا از بیخ ... شعر نگن
بعد یکی هم مثل این رییس ما که یهودی هم هست میاد اینو به آدم
نشون میده میگه شما ها واقعا نمیفهید که اینا میان تو تلویزیون هر
چی دلشون میخواد میگن

چهارشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۵

I helped a begger


After years and years I finaly helped some one,
Wikipedia ,and it's worth evry singel penny ...

I love wikipedia ... and in future it will be a perfect sourse
for human knowlege . try to do something in farsi .

جمعه، دی ۲۲، ۱۳۸۵

نوشتن بسه

من یک چند وقتیه که دیگه نمینویسم راستش انگیزه نوشتن ندارم
شاید بعدا دوباره نوشتم ولی چرا بنویسم نمیدون

خلاصه اینجوری

پنجشنبه، آذر ۲۳، ۱۳۸۵

محمدعلی رامين


تأسيس بنياد جهانی هولوکاست در تهران

محمدعلی رامين دبيرکلی نهادهای ديگری به نامهای سازمان امت اسلامی و جمعيت دفاع از اقليتهای مسلمان در غرب را نيز به عهده دارد
دو روز پس از پايان همايش جنجال برانگيز هولوکاست در تهران، بنيادی جهانی برای بررسی واقعيت داشتن يا نداشتن کشتار سازمانيافته شش ميليون يهودی در زمان جنگ جهانی دوم در اروپا در ايران تأسيس شد.
آن گونه که خبرگزاری جمهوری اسلامی گزارش داده، شرکت کنندگان همايش هولوکاست که 67 نفر از سی کشور جهان بوده اند، به اتفاق آرا محمدعلی رامين، دبير اين همايش را به عنوان دبيرکل بنياد جهانی بررسی هولوکاست انتخاب کرده اند و آقای رامين به اين خبرگزاری گفته که يکی از برنامه‌ های بنياد تشکيل هيئت حقيقت ياب برای موضوع کشتار يهوديان است.
او به خبرگزاری جمهوری اسلامی گفته که دفتر مرکزی بنياد جهانی هولوکاست در تهران است اما زمانی که شرايط فراهم شود قرار است اين دفتر به برلين، پايتخت آلمان انتقال يابد.
اين در حالی است که ترديد در واقعيت هولوکاست در آلمان جرم محسوب می شود و دولت آلمان برپايی همايش هولوکاست در ايران را بشدت محکوم کرده است..
پيشينه محمدعلی رامين
محمدعلی رامين دبيرکلی نهادهای ديگری به نامهای سازمان امت اسلامی و جمعيت دفاع از اقليتهای مسلمان در غرب را نيز به عهده دارد.
او همچنين مؤسس اتحاديه راه اسلامی در اروپا و مدير مسئول ماهنامه ای با عنوان امامت است.
آقای رامين سی ام مه (نهم خرداد) گذشته طی سخنرانی در دانشگاه گيلان گفته است: "در ميان قوم يهود هميشه عناصر مخرب و
شروری وجود داشتند که پيامبران خدا را می کشتند و در برابر حق و عدالت می ايستادند، اين قوم بيشترين آسيب را در طول تاريخ به جامعه بشريت وارد کرده است، دسته ديگری از اينها هم به توطئه گری و آزار و اذيت ديگر مليتها و قوميتها می پرداختند".
وی در ادامه سخنرانی اش گفته: "اتهامات زيادی در طول تاريخ متوجه يهوديهاست، از جمله اينکه می گفتند آنها عامل انتشار بيماريهايی چون طاعون و تيفوسند زيرا يهوديها بسيار انسانهای کثيفی اند ... اين سؤالات همچنان در ذهن آگاهان جهان وجود دارد ... وقتی انقلاب اسلامی ايران به پيروزی رسيد، بيماری ايدز جهان را فراگرفت و ترس و وحشت زيادی مردم جهان را در برگرفت، حتی پس از حادثه يازدهم سپتامبر نيز بيماری سياه زخم در جهان منتشر شد و بعد از اينکه افغانستان به اشغال آمريکا درآمد اين بيماری نابود شد، در آستانه حمله نظامی به عراق نيز بيماری سارس جهان را فراگرفت و پس از اشغال عراق ريشه کن شد."
آقای رامين در اين سخنرانی درباره بيماری آنفلوآنزای مرغی نيز گفته است: "در يک سال گذشته آمريکا، انگليس و اسرائيل شکست فضاحتباری را در خاورميانه پذيرفته اند و برای منحرف کردن اذهان از اين شکست، اين بار بيماری آنفلوانزای مرغی در جهان پخش می شود و برای پنج شش ماه افکار عمومی جهانيان را به خود مشغول می کند، هيچ کس نيست بگويد مرغی که دچار بيماری آنفلوانزا شده که توان پرواز از استراليا تا سيبری را ندارد، آن وقت وزير بهداشت ايران هم در صداوسيما می گويد بيماری را در مرزهای ايران کنترل کرده اند، سپس برای دهها ميليون مرغ بيچاره هولوکاست درست و آنها را نابود می کنند، دليل کشتار مرغها نيز اين بود که قيمت مرغ و ميزان مصرف آن را تحت تأثير قرار بدهند"
.

چهارشنبه، آذر ۰۸، ۱۳۸۵

Time Magezine Man of The Year

مجله تایم هر سال یک نفر رو به عنوان مرد سال معرفی میکنه
امسال تا این لحظه محمود احمدی نژاد توی رای گیری که از بقیه جلوتره
اگه نمیخواین بشه یا نشه یا باشه یا هر چی برید به این
افراد

George W. Bush
Condoleezza Rice
Kim Jong Il
Al Gore
Mahmoud Ahmadinejad
Hugo Chavez
Nancy Pelosi
The YouTube Guys
فیلتر ش ک ن جدید
اگه نتونستین دانلود کنید یا برین توش بگین لینکش رو میزارم
اگه هم منم فیلترم خوب دیگه حداقل بهم بگین ، حالا چطوری
اینا رو میفهمید خود دانید
نتیجه تا الان

35% Mahmoud Ahmadinejad
14% The YouTube Guys
13% George W. Bush
11% Al Gore
11% Nancy Pelosi
7% Condoleezza Rice
5% Kim Jong Il
4% Hugo Chavez

یکشنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۵

یه سایت بسیجی باحال

اقا این سایت کلاشینکف یکی از بهترین بلگهایی که تا حالا دیدم
میگین نه خودتون برین نگاه کنید ... اولش آهنگ بلاگ میبرتون
به یه جاهایی که خیلی توپه

یعنی همه بسیجیها اینجورین؟ اگه هستن خوب چیزایین
من توی یه روز نصف بیشترش رو خوندم واقعا خوندنیه

این دعوای بین حسین درخشان با نیک آهنگ هم دیگه داره به جاهای
باریک میکشه ... حسابی دوتایی آبرو و حیسیت همدیگرو بردن تا حالا
این دوتا بچه کلاس پنجمی که هر جا کم میارن فحش خوار مادر میدن
ولی یه جورایی میترسن با هم بزن بزن کنن شاید زورشون به هم نرسه

اگه خاستین بخونین حتما برین از دو ماه پیش که مساییل شروع شد از اول همش رو بخونین

شنبه، آبان ۲۷، ۱۳۸۵

Iranian-American Student Abused By UCLA UCPD With Tazer GUN

اینم فیلمش
قضیه این دانشجوی ایرانی رو که حتما شنیدید ... یعنی تقریبا غیر ممکن است که نشنیده باشید
که توی یو سی ال ای یک کتک مفصل خورده از پلیس ... تلویزیون ایران محال از این چیزا
بگذره ...

ولی من الان اصلا به اون کار ندارم ... میخوام یه چیز جالب تر بگم
وقتی که گویینده اخبار اینجا میخواست اسم این آقای مصطفی طباطبایی نژاد رو
بگه باید واقعا قیافش رو میدید

واقعیت این قضیه اسمهای ما خاور میانه ای ها میتونه عملا این آمریکا ییها رو بکشده
مثلا اگه توی اسمت "خ" داشته باشه یا "ق" یا دو تا حرف ساکن دنبال هم باشن
کار طرف تممومه

بعضی ها هم یا اسمشون رو عوض میکنند یا از چیزای مشابه اینجا استفاده میکنند

مثل یه همکار ما که اسمش خسرو ... باسه اینکه طرف هنگ نکنه اسمشو میگه

کسرو

چهارشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۵

رییس جمهوری که سانسور میشود

آقای رییس جمهور فرمودند کی گفته دوتا بچه بسه ... ملت شهید پرور لطفا
بیشتر بزان ... جمعیت ما کمه ... این در حالیه که طبق آمار دولتی
یک چهارم جمعیت ایران بیکارند و قسمت عمده جمعیت زیر سنی هستند که
جزء نیروی کار به حساب آورده شوند

این حرف رو آقای ریس جمهور یک روز بعد از اون زدند که بانک مرکزی
اعلام کرد که رشد اقتصادی کشور نسبت به سال قبل تا همین موقع منفی 2.4 درصد
کاهش پیدا کرده

نکته جالب اینه که بلافاصله بعدش آقای الهام فرمودند که منظور رییس جمهور یه چیز
دیگه بوده

خدا آخر عاقبت همه ما رو به خیر کنه

احتمالا به مناسبت همین به ... رفتن اقتصاد بعد از یک سال که تشریف
فرما شدن گفتند به مردم جایزه بدیم دو روز تعطیل کنیم که اقتصاد یه
حال بیشتر هم بکنه
visitor stats