چهارشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۸

چرا طرح اوباما برای برقراری رابطه عادی با ایران به نفع دمکراسی در ایران است؟



حتما شما هم شعار "اوباما اوباما یا با اونا یا باما" رو شنید و نوشته هایی که خیلی از ایرانیها و آمریکاییها خواستار این هستند که اوباما بین حکومت و مردم ٫ مردم را انتخاب کند و به دولت فشار بیاورد

ولی سوالی که باید پرسید این است که آیا این فشار در ۳۰ سال گذشته اثری داشته است؟جواب ساده است : خیر ... این فشارها هرگز باعث نشده که معترضان به حکومت ایران به عامل استکبار بودن متهم نشوند.

کافیست چند دقیقه پای سخنان آقای خامنه ای بنشیند و تعداد واژه دشمن را بشمارید تا به اهمیت وجود دشمن در ذات یک حکومت دیکتاتوری پی ببرید.

این را هم بگویم که تاثیر وجود دشمن در تمام دنیا حتی آزادترین کشورها همیشه وسیله ای بوده برای حکومتها برای منحصر کردن دمکراسی و اولین و مهمترین اصل آن آزادی بیان
در ماجرای سناتور مک کارتی در دهه ۵۰ ٫ این سناتور آمریکایی (با پشتوانه دولت ) با بیان اینکه دشمن ( کمونیستها) امنیت کشور را در خطر قرار دادند دست به پاکسازی عظیم عقیدتی در بین شهروندان آمریکایی زد و یکی از تاریک ترین دوران در دمکراسی آمریکایی رو قلم زد.

این دشمن بعدها هم در آمریکا کار خودش را کرد ٫ در فضای پر از ترس و نفرت از دشمن بعد از ۱۱ سپتامبر هم وجود یک دشمن بار دیگر اصول اولیه دمکراسی رو در آمریکا مورد هجوم قرار داد ٫ پروفسور Ward Churchill وقتی در یک برنامه زنده رادیویی سوالی پرسید بر این مبنا که : آیا شما راه بهتری میشناسید برای مخالفان با سیاستهای آمریکا در جهان که مخالفت و نفرت خود را نشان بدهند ؟ خشم مردم را برانگیخت و حق آزادی بیان از او گرفته شد به این ترتیب که با فشارهای مردم بر دانشگاه محل تدریسش از دانشگاه اخراج شد ( هرجند بعدها با شکایت از دانشگاه توانست حقش را پس بگیرد).

ولی مساله این است که همیشه وجود دشمن میتواند بهترین بهانه برای سرکوب مخالفین و محدود کردن دمکراسی و آزادی بیان شود ... فقط تصورش را بکنید که فردا اوباما به تهران بیاید و با احمدی نژاد و خامنه ای دست دهد و عکس بیاندازد ... و از خودتان بپرسید پس فردا وقتی خامنه ای نتواند واژه دشمن را در نماز جمعه بگوید آیا دق نمیکند و یا اگر از محمود آمریکا رو بگیریم دیگر چه میخواهد بگوید؟
تصورش را بکنید که جمهوری اسلام دیگر دشمن نداشته باشد ... همان اتفاقی که با شوروی افتاد زمانی که آمریکا شروع کرد به برقراری روابط عادی با یک نظام دیکتاتوری و دشمن را به مرور زمان از آنها گرفت و وقتی دشمنی وجود نداشت و ترسی ... دلیلها برای حذف مخالفان بی رنگتر و بی رنگتر شد

کاریکاتور : نیک آهنگ کوثر

پنجشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۸

مخم بلکل گوزیدم



بعد از این انتخابات احساس میکنم هیچ چیز دیگه ای مهمتر نیست و اصلا نمیتونم دو خط بنویسم ... فکر کنم مخ پخم بکل گوزیده

سه‌شنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۸

تا حد مرگ از محمود بترسیم !


تحلیل شرایط امروز ایران بی شک یکی از دشوارترین کارهاست برای این تحلیل قصد دارم از روش متفاوتی استفاده کنم

فرض : محمود احمدی نژاد در انتخابات با رای ۲۴ میلیونی مردم انتخاب شده است و در انتخابات هیچ تقلبی رخ نداده است (ادعای محمود و طرفداران )

در نتیجه آقایان موسوی ٫ کروبی ٫ خاتمی ٫ هاشمی و ... میبایستی با یک برنامه حساب شده و از پیش طراحی شده ( قسمتی از سخنان اخیر خامنه ای ) تمام حوادث را برنامه ریزی کرده باشند و به قول اعترافات ابطحی به یکدیگر قول داده اند که تا آخرش هم در کنار یکدیگر خواهند بود ... این بدان معنی است که آنها علم این را داشته اند که حوادث و اعتراضات حتما اتفاق خواهد افتاد و آن را برنامه ریزی هم کرده بودند و بخوبی میدانستند که نتیجه آن قبل از هر چیز دیگری از بین رفتن چیزی است که آن را جمهوری اسلامی نمایندگان خدا میدانستند ... جمهوری اسلامی که ۳۰ سال برایش از جان مایه گذاشتند


در اینجا یک سوال بسیار ساده به ذهن میرسد : چرا ؟
چرا این افراد که بعضا از ارکان مهم و صاحب قدرت و برش در این نظام بودند حاضر شدند آن را با فدا کنند ؟ چرا حاضر شدند که خانه و کاشانه خودشان را فدا کنند؟

چند دلیل برای این عمل به سرعت به ذهن میرسد

۱- نحوه اداره امور داخلی کشور : که به شدت مورد انتقاد گروههای زیادی در ۴ سال گذشته بوده ولی آیا نحوه اداره که همه میدانیم که کاملا هم تحت کنترل محمود نیست میتواند دلیل این کار باشد ( همه میدانیم که اختیارات رئیس جمهور در ایران چیزی در حد یک وزیر هم نیست ... دلیل این مدعا عقب نشینیهای متعدد رئیس جمهور در مقابل مجلس در چهار سال قبل بود) این را هم به یاد داشته باشیم که محمود نهایتا ۴ سال دیگر میتواند رئیس جمهور باشد

۲-نحوه اداره امور خارجی : که بازهم مورد انتقاد بوده ولی آن را همه میدانیم که در تمام ۳۰ سال گذشته کاملا زیر نظر رهبری بوده

۳-مسئله از میان بردن ولایت فقیه و شورای نگهبان :با اینکه میتواند دلیل بسیار مهم و منتقی باشد ولی به یاد داشته باشید که تمام این افراد ۳۰ سال در جهت تقویت آن کوشیده اند

۴-می ماند حمله محمود احمدی نژاد به هاشمی و ناطق نوری : که باز آن هم با میانجگری رهبری و برگزاری دادگاهی فرمایشی و تبرئه افراد و مسایل پشت پرده قابل حل بود ... مثل گذشته سی ساله انقلاب که مسائل همیشه در پشت درهای بسته بین خودشان حل شده بود
حتی اگر تمام موارد بالا را در کنار هم قرار دهیم بازهم درک کاری که محمود و طرفدارانش آن را "ادعای واهی تقلب" در انتخابات نامیدند به نظر منتطقی نمیرسد ... اینکه این افراد (معترضین ) بخواهند خود را خودشان آتش بزنند


جواب تنها یک چیز میتواند باشد : این افراد به طرز بسیار زیادی از محمود و طرفدارانش و آنچه آنان در ذهن دارند میترسند

علت ترس : شاید پهن کردن جانماز اضافی برای امام زمان ٫ بشقاب اضافه برای امام زمان و یا ادعاهای مدیریت جهان توسط امام زمان و ظهور او را هر روزه شنیده ایم و با شک و تردید از کنارشان به عنوان شایعه گذشته ایم ولی نکته این است که بدانیم اگر تمام موارد بالا و ادعاهای حجتیه بودن محمود راست باشد افراد فوق را به این نتیجه رسانده است که باید به هر قیمتی شده او را متوقف کرد
هرچند اکثرا ماجرای مشایی بعد از انتخابات را بازی سیاسی دانستند ولی عصبانیت بیش از حد اصول گرایان از نامه محمود به خامنه ای که در نوع خودش بی نظیر بود را باید نشانه دیگری دانست از شخصی که معتقد است که ابزاری است برای آماده سازی دنیا برای ظهور دانست ٫ فراموش هم نکنید که اهمیت و حساسیت مساله امام زمان انقدر در ایران بالاست که در حقیقت تبدیل به پاشنه آشیل شده است که محمود دارد با آن بازی میکند و هیچ کس چیزی نمیتواند به طور مستقیم بگوید

وقتی به این قسمت تحلیل میرسیم باید گفت واقعا فرقی نمیکند که تقلب شده باشد یا نه

شنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۸

من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :


وقتی که دیدم جسد 20 هوطنم را یک ماه است که روی زمین چیدند ... و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید

من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :

وقتی که دیدم جوانان کشورم در خون غلتیدند ................................ و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید

من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :

وقتی که دیدم چینی ها 150 مسلمان را فرموده اند .......................... و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید

من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :

وقتی که در فیلم دیدم بسیجی ها با مسلسل مردم را در خیابان دریدند ......... و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید

اگر شما هم ریدید بنویسید تا اضافه کنم

سه‌شنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۸

What goes around comes around


دیروز تا در ماشینم رو دیدم که یک عوضی زده بود و رفته بود یک صحنه جلوی چشمم با وضوح کامل نمایان شد ... وقتی خود عوضیم چند سال پیش از در پارکینگ خونمون توی پونک اومدم بیرون و زرتی زدم به ماشینی که توی خیابون پارک بود و گذاشتم رفتم ( البته دوستان میدانند که بنده در زدن و این حرفها ید طولایی دارم ولی تنها یک بار این کار و کردم و دیروز ... ).

شنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۸

قابل توجه کسانی که میگویند بسیج مسلح نیست !






عکسها توسط خودم در سال 2004 گرفته شده ... همانطورکه میبینید پسری که اسلحه کلاشینکف را حمل میکند به زور 14 یا 15 سال سن دارد ... فرض کنید همین بچه با اسلحه در یک صحنه تحت فشار ممکن است چه بکند

پنجشنبه، تیر ۰۴، ۱۳۸۸

غلط کردم رضایی بعد از یک پست بالاترین !


اگر باور ندارید که وب . ۲ ٫ من و شما را از انسانهایی بی صدا که هیچوقت صدایشان به جایی نمیرسید تبدیل به کسانی کرده که حرفشان نه تنها برش دارد بلکه سیاست را در ایران بخصوص در این چند روزه برای همیشه عوض کرده است وقتش است که ایمان بیاورید.
تنها یک روز پس از کناره گیری آقای محسن رضایی پستی در بالاترین لینک شد که با استناد به حرفهای گذشته ایشان به قول خودمان گفتنی یک پایش را گذاشت اینور و یکی را گذاشت آنور و ...



محسن رضایی
از ناموسش گذشت
رضایی رای مردم را به مثابه ناموس خوانده بود اما دیروز
اعلام کرد شکایتش را پی گیری نخواهد کرد.


نتیجه این شد که فردای آن روز آقای رضایی که به نظر میرسید قصد دارد چهار چنگولی به رهبر بچسبد در وبسایتش تابناک با یک قدم عقب نشینی گفت که :باصرف نظر از شکایت شخصی، مطالبات مردم را پیگیری می کنم


بلایی که اینترنت و ما بر سر حکومت دیکتاتوری آوردیم را در تاریخ مینویسند (همین الان به انقلاب ایران میگویند انقلاب وب . ۲ )



آقای جمهوری اسلامی به دنیا تکنولوژی ما خوش
آمدی دهنت ساف است

سه‌شنبه، خرداد ۲۶، ۱۳۸۸

بیایید شرافتمان را به سیاستمان نفروشیم !


آیا تا به حال فکر کرده اید که تفاوت اصلی بین ما مردم عادی و سیاستمداران چیست؟

سیاستمداران با منافعشان حرکت میکنند ... یعنی اگر منافعشان در دروغ گویی باشد دروغ میگویند ... اگر در براه انداختن جنگ باشد میجنگند و اگر در کشتن مخالفشان در خیابان باشد میکشند

ولی برای ما مردم عادی چیزی که از سیاست مهمتر است شرافت است ما حاضر نیستیم خون از دماغ یک نفر بیگناه بیاید و جنگ در هر شرایطی بدترین اتفاق است برایمان نه اینکه نتیجه جنگ چه باشد

و همین شرافت ما است که باعث شکل گیری دمکراسی نوین جهان شده است وقتی سیاستمداری مثل جرج بوش منافع را به سیاست ترجیح میدهد منفور ترین شخص جهان میشود و شخصی که بخواهد محبوبترین باشد در حقیقت حرفها و خاسته های من و تو را باید تکرار کند و این همان چیزیست که دمکراسی مدرن را خط و روش میدهد

در این چند روزه دیدم که روشنفکران و متفکران دنیای مجازی که هرگز توقعش را هم نداشتم دست به حمله به سایتهای دولتی زدند و آن را تبلیغ میکنند ... همانهایی که چندی پیش شعار دمکراسی و حقوق بشر سر میدادن و میگفتند که "حاضرند جان بدهند تا مخالفشان صحبت کنند" امروز چون منافع را عوض شده میداند پای به روی اصولی گذاشتند که بدون آنها چیزی بجز سیاستمدار نیستند ... اگر من و تو شرافت را به منافع بفروشیم دیگر چه چیزی میماند که بر اساس آن بتوان سیاستمداران را به جامعه بهتر سوق داد ... خواهش میکنم شرافت ما مهمترین و تنها چیزیست که ضامن جامعه دمکرات است آن را به هدر ندهیم ... امیدوارم تمام اینها تنها تحت فشار این چند روز بوده باشد و آنها هم به زودی به اشتباهاتشان پی ببرند

پنجشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۸

Locations in US for Iranian presidential election tomorrow June/12/2009


View Elections88.org in a larger map

What you need

A) born after June/12/1991

B) Iranian Passport or birth certificate

C) Between 7 am & 9 pm June/12/2009 - recommended to vote between 7am to 9:30pm because of timing difference in Tehran

For more information visit http://www.election88.org/

پنجشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۸۸

نتیجه مناظره دیشب : پایانی بر آنچیزی که آن را جمهوری اسلامی میدانستند !



اتفاقی که در مناظره موسوی و احمدی نژاد افتاد نقطه عطفی بود در تاریخ ایران که حوزه دوست عزیز از اون به عنوان خودکشی جمهوری اسلامی نام برد .
بله دیشب جمهوری اسلامی چیز خیلی مهمی از دست داد "قداستش" را


تفاوت اصلی نظام طبق ادعای جمهوری اسلامی که اون رو نه تنها بین تمام حکومتهای جهان متمایز میکرد در حقیقت پابند به اخلاقیات بودنش بود ... به این معنی که این حکومت اسلامی در حقیقت نماینده خداست و تنها حکومتی که به تمام معانی در انتظار ظهور حضرت مهدی ... و تنها حکومت الهی که این مساله آن را مقدس میکند.

این نمایندگان در مرحله اول فی سبیل الله کار میکرند و در مرحله دوم هدفی جز خدمت به مردم نداشتند.

اگر مشخصه اخلاقیات را از این مسئولین بگیریم دیگر چیزی تحت عنوان جمهوری اسلامی باقی نمی ماند که بخواهد به آن قداست الهی ببخشد ...

اگر عمیقتر بنگریم مساله این نبود که آیا اتهامات وارد شده به حداقل دو تن از ۱۰ مرد اصلی این نظام ٫ رفسنجانی و ناطق نوری واقعیت داشت ... مساله این بود که این اتهامات توسط یکی از مسئولین بالا رتبه این نظام زده شد ... مساله این بود که این مسئول گلچین شده و از هزاران قیلتر گذشته در میان جمع نمایندگان الهی خدا قداست را برای همیشه پایان داد ... مساله این بود که یکی از مقدسان گفت که مقدس نیستند ... ما تا به امروز در وحشی ترین رویاهایمان هم نمیدیدیم که یکی از این نمایندگان الهی در روز روشن دایره اصلی نظام را بی آبرو کند

البته خیلی از ماها این اتهامات را سالهای سال شنیده بودیم ٫ اتهاماتی که هرگز پذیرفته نشده بود و نهایتن ۲۰۰ هزار نفر که به روزنامه ها و غیره دسترسی دارند درباره آن اطلاع داشتند ... ولی با انعکاس آن در صدا و سیمایی که آن هم مهترین ارکان نشان دادن مقدس بودن نظام بود میتوان گفت تمام مردم ایران از آن آگاهی یافتند ... بله تمام مردم حالا میدانند که آن جمهوری پر از رهبران پاک و نماینده خدا دیگر وجود ندارد ... نکته این است که خودشان هم اعتراف کردند و این همان نقطه عطف برای ما مردم عادی بود.

همیشه مهمترین و اولین سد در را کسانی که میخواستند ارکان نظام را زیر سوال ببرند این بود که این یک نظامی است الهی که خداوند خود بگونه ای با تعالیم اسلام در آن نقش دارد و اگر کسی میخواست این جمهوری اسلامی مقدس را زیر سوال ببرد در حقیقت خدا را زیر سوال برده بود و به نوبه ای قبل از هر چیزی کافر بود

محمود چاخان عزیز امشب میخواهم از تو تشکر کنم ... این اولین بار است میدانم ... هرگز در خواب هم نمیدیدم ... متشکرم که با بی اخلاقی خود قداست این نظام را شکستی ... حالا دیگر این نظام هم چیزی نیست مثل تمام نظامهای دیکتاتور دنیا و دیگر پاک نیست ... ای کاش فهمیده بودی که چه کردی محمود

سه‌شنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۸

فیلم تبلیغاتی شیخ اصلاحات یا فیلم معمایی/ پلیسی !

Karoubi election film فیلم انتخاباتی مهدی کروبی



وقتی شوق و شور مردم بخصوص بالاترینیها را دیدم که بقول معروف گفتنی کفشان بریده بود و از دیدن فیلم کروبی به به و چه چهشان به آسمان رفته بود ... با خودم گفتم ای کاش من هم فیلم را دیده بود ... چند دقیقه ای نگذشت که یادم افتاد در قرن 21 ام زندگی میکنی ... قرن ما مردم عادلی ... و یکی فیلم رو روی اینترنت گذاشت

هرچه به فیلم بیشتر دقت کردم متوجه ذکاوت و زیرکی تیم انتخاباتی کروبی شدم که به احتمال قوی باهوش ترین و زبده ترین تیم انتخاباتی را دارد و باز هرچه بیشتر دیدم فهمیدم که خطوط قرمز باریکی که رد شدن از اونها جمعیت بعضا حرفه ای بالاترین را به وجد آورده بود نه تنها نشکسته بود بلکه به احتمال قوی حالا حالاها سر جایش خواهد بود

در کل میشود گفت به 3 خط قرمز در طول این فیلم اشاره شده بود که با هم نگاهی به آن میاندازیم:

1- فاطمه کدیور : آیا حجاب الزامی جواب داده است به نظر شما ؟

کروبی:" 2 کار باید بکنیم اول حالت خشونت آمیز را حذف کنیم که جواب نداده و اثر معکوس دارد" ( که منظورش برداشتن گشتهای ارشاد است که تازگی خاصی ندارد )
و زمانی که میخواهد دومی را مطرح کند کارگردان کات مکند
پس شیخ ما نه تنها قولی درباره برداشتن حجاب اجباری نداده است بلکه حتی نظر موافق و مخالف بودنش را نمیگوید

2-بلافاصله بعد از کات فوق خانم کدیور میپرسد: تعدد زوجین چه ؟
کروبی :" اصلا تعدد زوجها در جامعه ما زندگی ها را متلاشی میکند"
و من هرچه عقب و جلو میکنم و به دنبال کلمه مخالفم میگردم پیدایش نمیکنم ... یعنی همانند سوال قبلی شیخ ما نه تنها نظری نمیدهد که مخالف است یا موافق ... قولی هم در این زمینه نمیدهد

3- نوبت به آقای ابطحی میرسد که در مورد اطلاع رسانی آزاد و لزوم وجود آن صحبت میکند ولی شیخ قصه ما در این زمان ساکت است و بازهم نه نظر او را میشنویم و نه قولی

بله تیم زیرک آقای کروبی بدون اینکه لازم باشد ایشان حتی از یک خط قرمز هم رد شود مجموعه معمایی/پلیسی را برای ما تدارک دیده بود که پر بود از سوالاتی که تک تک ما آرزو داریم یکی پیدا شود و بگوید با آنها موافق و یا مخالف است ... راه حل که چگونه میخواهد در صورت موافقت آنها را عملی کند که بخورد توی سر من

حتما جمله معروف مموتی که قرار است سالها با آن توی سرش بزنیم را بخاطر دارید :" یعنی مشکل ما واقعا حجاب خانمهاست" ... ولی کروبی قصه ما در عمل هیچ چیزی هم نگفت که روزی بر علیهش استفاده کنیم و قولی هم نداد .

نظر شخصی : تمام اینها بکنار شنیدن لغط حجاب اجباری از صدا و سیما هم برای خودش عالمی دارد ... در ضمن به نظر من آقای کروبی اگر رییس جمهور بشود چیزی میشود مثل حالت جرج بوش که همه سیاستمدار و خط دهنده را در حقیقت چینی میدانستند و در زمان کروبی هم کرباسچی همه کاره خواهد بود

شنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۸

رای میدهم چون:


می دانم که با رای دادن من چیزهایی که میخواهم یا کسی که میخواهم انتخاب نمیشود ولی شاید بتوانم جلوی انتخاب نشدن کسی را که نمیخواهم بگیرم



دو دلیل اصلی من که احمدی نژاد را مناسب نمیدانم:

۱- به عنوان یک رئیس جمهور هر زمان که حرفی می زند احساس میکنم شعور من را به عنوان یک ایرانی به سخره گرفته است [1]

۲- همیشه فکر میکردم که رئیس جمهور کسی است که خوب یا بد دارای مشاورین اقتصادی حرفه ای است که این مشاوران حرفه ای تصمیم های درست یا غلط را بر اساس اصول علم اقتصاد میگردند ولی بعد از اخراج سه رئیس بانک مرکزی و یک وزیر متوجه شدم این مشاوران همه به آقای دکی تذکر داده بودند که ریختن پولهای نفتی یکشبه به دامان اقتصاد کشور باعث بزرگترین آفت اقتصاد که همانا تمام اقتصاد دانان از آن میترسند میشود ... تورم
و آنگاه متوجه شدم که پرتقال فروش سر میدان نارمک شده است رئیس جمهور کشور من و هر آدم حرفه ای که مخالف حرف او هم حرف بزند با پرتقال هایش میزند

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۸

اتومبیل طراحی شده توسط رهبر!




ايده اوليه اين ماشين از خود آقاست براي راحتي مردم ، طراحي و امنيت ماشين طوريه كه اگه بمب اتمي هم منفجر بشه هيچ اتفاقي براي ماشين نميفته [منبع]



پنجشنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۸

دیدی چه خاکی به سرم شد!


قبل از اینکه بیام آمریکا همون زمانها یک مشکل معده داشتم گفتم قبل از اینکه برم ,برم دکتر و این مساله رو حل کنم که مشکلی نباشه ٫ خلاصه رفتم دکتر و دکتر یه مقداری قرص بهم داد . دوره درمانی یک مدتی طولانی شد و وقت رفتن رسید ... سوار هواپیمای یکی از این دول کفر شدم و یکی از خدمتکارهای جینگیلی مینگیلی اومد و با یک زبان پیشرفته که بعدا فهمیدم انگلیسی بود گفت:

وات کن آی گت یو فور درینک ؟ ( البته من فقط درینک رو فهمیدم )

چشمم افتاد به بطری بزرگ شامپاین و در خواست کمی شامپاین کردم

چشمتون روز بد نبینه اولین قلپ رو که زدم دمای بدنم چند درجه رفت بالا و قلبم شروع کرد تند و تند زدن و سرم شروع کرد گیج رفتن و شروع کردم به خودم گفتن که:

دیدی چه خاکی به سرم شد بعد از یه عمر عرق سگی خوردن حالا که دستمون یه چیز درست و حسابی رسیده نسبت به الکل حساسیت پیدا کردیم ... نکته این چوب خداست که داره میزنه پس کلمون ... ای خاک بر سرت حسام


چند روز بعد فهمیدم که نباید اون داروی خاص رو وقتی که الکل میخوری استفاده کنی و در حکومت اسلامی از اونجا که پیش فرض اینه که کسی الکل نمیخوره روی قوطی نمی نویسن ... تا جوهر صرف جویی بشه !

این رو هم بی ربط نیست اگر بخوانید: بیایید برای مخالفت با اسلام و سکولار بودن با هم الکل بخوریم!

چهارشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۸

نامه به عمو قیلترباف: گیرم که ک.و.ن را سانسور کردید با ک.و.نی که در شرت هرکدام از ماست چه میکنید؟!


مطلع شدیم که در راستای سیانت از نظام مقدس جمهوری اسلامی وبلاگ ما هم قیلتر شده است ... کفی کردیم همی ... که اگر وبلاگ میانه روی ما ¹ را هم نمیتوانند تحمل کنند واقعا پس چه چیزی را میتوانند تحمل کنند ؟! خلاصه بعد از مکاتبات با عمو قیلتر باف جواب آمد که در وبلاگ شما ۶ بار نوشته است ک.و.ن/ت.ج.اوز/ل.خ.ت/ک.و.ن/بعلاوه هیجده ... و شما به وبسایت بالاترین لینک داده اید

من رو باش که فکر میکردم علت قیلترینگ نوشتن مطالب کمدی-سیاسی ¹ ² بوده که قبلا نوشته بودم و فکر میکردم با یک اداره مجهز که حواسشان به همه چیز هست طرفم ولی به این نتیجه رسیدم که این اقدامات اخیر چیزی نیست بغیر از استعصال و بدبختی سانسور کنندگان که چون نمیدانند با این اینترنت صاب مرده چه کنند کم مانده سرشان را خودشان از جا بکنند و تنها کاری که از دستشان بر میآید سانسور لغاتی است که یک سرچ انجین برایشان پیدا میکند

حسابش را بکنید : ۱۰ میلیون کاربر اینترنت فقط در داخل ایران و بیش از ۸۰ هزار وبلاگ ... عمو قیلتر باف خواهرش که میشود عمه ما را هم نمیتواند کنترل کند چه برسد به اینترنت ... با اینهمه بگیر و ببند Alexa میگوید ۵۴ درصد کاربران بالاترین از ایران میایند که میشود ۴.۵ میلیون Hit در ماه

عمو جان وارد جنگی شده ای که نه تنها از همین الان باخته ای بلکه آخر کار ل.خ.تت هم میکنند و ک.و.نت ... خدا رحمتت کند به هر حال (ببین ما را هم که از این چیزها نمینوشتیم به کجا رسانده اند )

تیتر را از کامنت حامد قرض گرفتم البته

جمعه، فروردین ۱۴، ۱۳۸۸

یک پراید خائن !

این پراید که در صفحه میبینید نه تنها مارک اجنبی Ford را بر بدنه اش دارد بلکه به طور کاملا آشکاری پرچم استکبار را با خود حمل میکند

توضیح : پراید در حقیقت محصول مشترکی بین کمپانی مفخم Ford و Kia motors است که در آمریکا با مارک Ford عرضه شده است ( بود ) .



چهارشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۸

وب.۲ به کمک انتخابات ریاست جمهوری ایران می آید !


مهدی بالاترین سرویس WEB.2 از شرکت گوگل رو معرفی کرده که خیلی میتونه به درد بخور باشه ولی چرا ؟

یادم می آید در انتخابات ریاست جمهوری دفعه قبل نزدیک ۶ ماه وقت برای خواندن روزانه چندید روزنامه صرف کردم ... هرچه بیشتر خواندم بیشتر گیج شدم ... دلیل خیلی ساده بود آقایان کاندیدا هر روز میرفتند بالای منبر و یک مشت شعار میدادند که خیلیهاش بدون توجه به این بود که واقعا مردم چه مساله ای براشون مهم است و جواب برای چه سوالی برای اونها اولویت داره ( انتخابات مجلس رو که اصلا صحبت نکنید درباره اش )

مثلا در آمریکا : تک تک این مسایل به طور مجزا وجود دارند و اکثر روزنامه ها و غیره نظر کاندیدها رو با توجه به سخنرانیشون هر روز پیگیری میکند ...
مثل : ۱- ادامه حضور نیروهای آمریکا در عراق - اوباما : مخالف - مک کین : موافق
۲- افزودن مالیاتها : اوباما : موافق - مک کین : مخالف
۳- برقراری رابطه با ایران : اوباما : موافق - مک کین : مخالف
ولی توی ایران هرگز این مسایل برای ما تفکیک شده وجود نداشته اند ... ولی تکنولوژی امروز این امکان را به ما میدهد تا خودمان همچین چیزی را به وجود بیاوریم

البته برنامه گوگل یک مشکل مهم داره و اون اینه که جای برای مثلا نوشتن نظر موافق یا مخالف وجود نداره و ما نمیتونیم کاندیدا ها رو با هم مقایسه کنیم که این نیازمند یک وب.۲ جانبی است (شاید این دوستان با کمی تغییر در ساختار سایتشون بتونن این نیاز رو برآورده کنند) که مثلا

۱- آزادی بیشتر به دختران : احمدی نژاد : مخالف - میر حسین : ممتنعه - کروبی موافق ( به همراه لینک به متن سخنرانی )
۲- ایجاد ارتباط با آمریکا : احمدی نژاد : موافق - میر حسین : موافق - کروبی : مخالف
۳- ادامه غنی سازی : احمدی نژاد : موافق - میر حسین : مخالف - کروبی : موافق

این یعنی قدرت دست من و شما که بتونیم بگیم واقعا چه چیزی برای ما خیلی مهم است ... پس دست بکار بشید : برای این کار یک آی - دی گوگل لازم دارید که اکثرا دارند و چند دقیقه وقت برای امتیاز دادن به هر سوال - قوانین رو بخونین و دقت کنید که تعداد امتیاز به سوالاتی که از هر کاندیدا میشه برای شما محدود است ... پس به سوالاتی که برایتان بیشتر مهم است مثبت دهید ...

اوباما میگوید : اگر میخواهید تغییری ببینید از خودتان شروع کنید

visitor stats