‏نمایش پست‌ها با برچسب Politic. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب Politic. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۹۰

آخرین لحظات محمد نبو بلاگر اهل لیبی که جانش را در راه آزادی از دست داد



در حالی که قذافی سعی میکرد در لیبی با استفاده از امکانات دولتی رادیو و تلویزیون خود هر صدایی را در نطفه خفه کند گزارشگر- شهروند هایی مثل محمد نبو معروف به "مو" با استفاده از اینترنت تبدیل شدند به صدای مردم و با استفاده از قدرت اینترنت شروع به گزارش وقایع و جنایات قذافی به تمام جهان کردند.

تا اینکه سرانجام مو در حال تهیه یک گزارش رادیویی در میان یک تیراندازی در منطقه درگیری جانش را برای همیشه در راه آزادی از دست داد. او در زمان مرگ ۲۸ سال داشت و همسرش نیز حامله بود. روح تمام قهرمانان راه آزادی شاد.براستی که سخت ترین کار دنیا در قرن 21 ام دیکتاتور بودن است.
برای شنیدن آخرین لحظات به گزارش رادیویی زیر گوش دهید.
لینک به NPR



جمعه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۹

اشکانیان خیلی خیلی بیشتر از اونچه ما فکر میکنیم یونانی بوده اند


توجه به این عادت ایرانی کردید که هرجا میریم همه در حال به به و چه چه هستند از عظمت امپراطوری و فرهنگ مردم ایران باستانن ... البته من این رو کاملا درک میکنم اگه همین پرشین بودن رو هم برای افتخار کردن نداشته باشیم که ول معتلیم و تمام ... ولی نکته تاصف بار اینکه حتی دانشمندان ما هم به این بزرگنمایی و بزرگ جلوه دادن اون دوران بیش از اونچه واقعا بوده گرفتار بودن ... این نمونه ها زیاد هستند ولی یکی از این اخیر ترین اونها این پست بالاترین بود که :
اولين مصوبه "مهستان"، پارلمان ايران، 173 سال پيش از ميلاد: "انتخابي کردن


در حقیقت نکته خود مطلب نیست که البته درست هم هست و از سایت دکتر X محقق اومده ولی اینکه این نکته را بازگو نمیکند که دربار اشکانیان در حقیقت کپی برابر اصلی بوده است از دربار سلوکیهای یونانی و مجلس و تشکلیاتشان هم همینطور ... سلوکیها بعد از تصرف ایران به دست اسکندر مقدونی و مرگ زود هنگامش فرمانروایان ایران شدند ... این سرزمین انقدر بزرگ بود که مردمانی بسیار متفاوت در آن زندگی میکردند و همچنین حس برتر بودن یونانی ها باعث شد تا شروع کنند به ترویج مذهب و آداب و رسوم زندگی و فلسفه یونانی به عنوان طبقه برتر در این جوامع بکنند ... ساخت شهرهای یونانی مانند انتیاک در این سرزمینها یکی از این روشها بود که جامعه را شبیه یک ظرف پر از مواد مذاب در میآورد که مردم با رسم و رسوم مختلف در آن حل میشدند همچنین افزایش جمعیت در سرزمینهای اصلی یونان به آنها کمک کرد تا یونانیان را به این سرزمینها جهت دلایل استعماری انتقال دهند (مثل کاری که انگلیسیها در قرون حاکمیتشون بر آمریکا و جاهای دیگر کردند )... بزرگان ایرانی برای اینکه بتوانند در جامعه جلوه کنند میباید آداب و رسوم و زبان یونانی را میدانستند ... این چهار صد سال حکومت سلوکی چهره ایران آن روز را بسیار تغییر داده بود به طوری که تمام شاهان اشکانی بر روی سکه هایشان از زبان یونانی استفاده میکردند و خدایان یونانی هم به وفور بر روی سکه ها دیده میشدند و حتی سال استفاده شده بر روی این سکه ها سال یونانی است ... این تسلط فرهنگی یونانی آنقدر زیاد بود که اردشیر اولین پادشاه ساسانی هم زمانی که به قدرت رسید بعد از صدها سال اولین کسی بود که سکه خود را با زبان فارسی قدیم ضرب کرد .


عکس : سکه اردوان پنجم یکی از آخرین پادشاهان اشکانی که در روی آن از سال سلوکی استفاده شده است.

دوشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۹

مزه ای میدهد که ما نشسته ایم و ج.ا خودش با دست خودش ریشه هایش را با تیشه میزند

پیش خودمان بماند ولی عجب مزه ای میدهد که ما نشسته ایم و جمهوری اسلامی خودش دست به کار شده است و تمام آن چیزهایی که آن افتخار میکرد که همان ارزشهای اسلامیش بود را یکی یکی در ملع عام با تیشه از ریشه میزند ، نمونه هایش هم کم نیست به حمل الله ، رفته اند در دفتر یک مرجع تقلید و زده اند و پاشیده اند و قرآن هم آن وسط در امان نمانده است
چندی پیش هم عده که در خبرگزاری فارس ذکر خیرشان بود رفته بودند تظاهرات و شعارشان این بود که وقف دانشگاه آزاد دزدی است ، در حالی که اوقاف یکی از اصلی ترین پایه های اسلام است و در حقیقت خیریه ترین کاریست که شما در اسلام میتوانید بکنید ، و آقایان میگفتند که این کار خیر در حقیقت دزدیست ،البته توهین به پسر امام خمینی در حرم امام خمینی و در سالروز درگذشت امام خمینی دیگر بماند، مزه ای میدهد وقعا ها که جمهوری اسلامی بچه های خودش را خام خام میخورد .

سه‌شنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۹

استفاده اسرائیل از حمله سایبری در زمان حمله به تاسیسات اتمی سوریه

Richard Clark مشاور امنیتی در زمان بیل کلینتون و جرج بوش در مصاحبه با رادیو NPR به نقش و اهمیت حملات سایبری در دنیای حال میپردازد و اشاره میکند که این حملات میتواند به مراتب تخریبی در حد سلاحهای کشتار جمعی ایجاد کند.این حملات میتواند سیستم حمل و نقل ریلی ، ترافیک شهری و جریان برق را مختل کند ، باعث انفجار در خطوط لوله شود ، اطلاعات مراکز اقتصادی را مختل و یا از بین ببرد.

در همین راستا اخیرا رییس بخش سایبر وزارت دفاع آمریکا اذعان داشت که روزانه صدها هزار حمله به شبکه های تحت پوشش وزارت دفاع صورت میگیرد

در سال 2008 اطلاعات مربوط به واحدهای ارتش آمریکا در عراق و افقانستان توسط یک Worm و از طریق یک USB از کامپیوترهای وزارت دفاع آمریکا دزدیده شد، همچنین اطلاعات طراحی هواپیمای فوق پیشرفته F-35 ارتش آمریکا که هنوز به پرواز در نیامده نیز توسط هکرها دزدیده شده است.

وی اشاره میکند که برنامه های مخفی در تمام کامپیوترها توسط دولتهای مختلف وجود دارد که در صورت بروز بحران میتواند بصورت بمب سایبری عمل کند ، گزارشهایی توسط وال استریت جورنال میگوید که دولت چین به عنوان یک استراتژی جنگی برای مقابله با ایالات متحده هم اکنون این نوع بمبهای سایبری را در خطوط لوله ایالات متحده قرار داده است.

یکی از بزرگترین این حملات بر علیه آمریکا در 4 جولای 2009 توسط کره شمالی انجام شد که از طریق کامپیوترهایی در چین و کره جنوبی به قصد از کارانداختن خطوط لوله ایالات متحده انجام شد که البته بیشتر شبیه به یک مانور برای بررسی این امکان بود تا عملا خرابکاری را انجام دهد ، در جریان این حمله بخشهای زیادی مورد حمله از نوع DDOS قرار گرفتند و به نظر میرسد که کره شمالی از این مانور این نتیجه را گرفت که در صورت بروز بحران قطع ارتباط بین کره جنوبی و آمریکا کار چندان مشکلی نیست.



ایالات متحده هم در زمان قبل از اشغال عراق به حمله سایبری به کامپیوترهای مخفی ارتش عراق برای تمام فرماندهان پیغام فرستاد که قصد اشغال کشور را دارد و توصیه کرد تا پستهای خود را ترک کنند. که در عمل تعداد بسیار زیادی از آنها به این توصیه عمل کردند.



و اما جالب تر از حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی سوریه بود که در جریان این حمله هواپیماهای F-15 و F-16 ارتش اسرائیل توسط ترکیه به مرز سوریه رفته و سپس 75 کیلومتر وارد خاک سوریه شده و این تاسیسات را بمباران کردند .

نکته مهم این بود که هواپیماهای فوق که قدیمی هستند و طراحی آنها در دهه 70 صورت گرفته به قابلیت رادار گریز را ندارند و سیستم وسیع موشکهای پدافند هوایی سوریه که به موشکهای مدرن روسی مجهز هستند به سادگی قادر به رد یابی و سرنگون کردن این هواپیماها بودند ولی وقتی سوریها بعد از حمله به سراغ رادارهای خود رفتند هیچ رکوردی از هیچ هواپیمایی را در آن پیدا نکردند .

در حقیقت هکرهای ارتش اسرائیل با حمله سایبری به سیستم پدافند سوریه و در کنترل گرفتن آن تمام علایم را پاک کرده بودند به این صورت که آسمان در زمان حمله کاملا صاف دیده بشود.

تمام موارد بالا از اهمیت فوق العاده این نوع قابلیتها حکایت دارد و به نظر میرسد ارتش سایبری ایران که تا این لحظه حملاتی را به وبسایتهایی نظیر بالاترین و توییتر انجام داده است و از اسم و نام مشخصی هم استفاده نکرده است گوشه ای از تلاش ایران برای وارد شدن و عرض اندام در این عرصه است.





چهارشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۸

چگونه از روشهای مدرن برای فشار بر حکومت استفاده کنیم

برخلاف اون که تصور میشه این روشها بسیار ساده کم هزینه و کار آمد است .

این روش یکی از روشهای ماثری است که هم اکنون در ایالات متحده برای فشار بر بخصوص سناتورهای مجلس و حتی رییس جمهور استفاده میشود و بارها و بارها کار آیای خودش رو نشون داده .

این روش خیلی ساده شامل نامه و تلفن است به مثلا نماینده مجلس حوزه خودتان است

اصولا اکثر این افراد دفتر و تشکیلاتی برای ارتباط با مردم دارند ، هیچ نیازی نیست که عصبانیت خود را به عنوان یک عضو جنبش سبز نشان بدهید تا حداقل تحویلتان نگیرند ،یا احساس خطر کنید که شماره تلفنتان را متوجه بشوند

کافیست در پیامتان بگویید که از اشخاصی بودید که در انتخابات به او ( نماینده مورد نظر) رای دادید و به هیچ وجه از اداره اعتراضات توسط دولت راضی نیستید و خواستار این هستید که یک راه مسالمت آمیز برای پایان این اعتراضات پیدا شود در غیر اینصورت در انتخابات آینده به او رای نخواهید داد.

جملات بالا مشکلی برای شما ایجاد نمیکند و در حقیقت قبول اعتراضات و یا ارایه یک راه حل که همه را راضی کند همون اولین مرحله به سمت دمکراسی است که همان خواسته همه ماست، فقط فرض کنید که تلفن دفتر آقای رسایی روزی 1000 بار یا 10000 هزار بار و یا بیشتر به همین ترتیب زنگ بخورد ، استفاده از این تکنیک بارها و بارها باعث شده که خیلی قوانین در آخرین لحظه ها در مجلس سنا و یا نمایندگان در آمریکا به تصویب برسد یا نرسد.
مهم این است که اگر از این روش را مناسب دیدید در جاهای دیگر هم کپی کنید و به دوستان و نزدیکان هم انجام آن را سفارش کنید ، همچنین فراموش نکنید که آنهایی که بی طرف بوده اند ویا طرفدار جنبش سبز را با تلفن و یا نامه تشویق کنید ، مثل اشخاصی مانند آیت الله صانعی

تلفن آقای رسایی : 33551957-021 دورنگار: 33121057-021 ايميل: info@rasaee.ircd



جمعه، دی ۱۸، ۱۳۸۸

امروز مبارک باد، دوستان امروز حکومت صدای انقلاب سبزمان را به وضوح شنید


از سر تا پا غرق در شادیم و امیدوار برای ورود دمکراسیی که بیش از 100 سال است برایش جان داده ام و بی وقفه منتظرش ، آن دوران از همین امروز شروع گشت امروز جمعه 18 دیماه 1388

حضور یک اصول گرای افراطی در تلویزون جمهوری اسلامی همان اعلان ج.ا بود که صدای مخالفان را به وضوح شنیده است و اعتراف میکند به بحرانی که 7 ماه توسط ج.ا انکار شده بود
¹ ، ²


برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی در رسانه ملی به اینکه مردم حق دارند با ولایت فقیه مخالف باشند اذعان شد و برای اولین بار میگویند که باید به مخالفان حق آزادی بیان داد همان مخالفانی که در این مدت عامل صهیونیسم و محراب و فتنه گر بودند


اینها نتیجه خونها و از جان گذشتگی هایی 7 ماه گذشته بود ، این همان شروعی دادن امتیازها به جنبش سبز است که از دیروز با قربانی کردن نوکر ج.ا ،مرتضوی ،شروع شد و همان چیزی بود که ما بی صبرانه انتظارش را میکشیدیم


هنوز 30 سال به زور میگذرد که شاه در نطقش امتیاز دادن به مخالفان را شروع کرد و گفت پیام انقلاب شما را شنیدم و خودش شروع انقلاب و پایان کارش را رقم زد و این همان پایان دیکتاتوری برای او و امروز هم برای خامنه ایست.

یک سال قبل در چنین روزهایی امید داشتم که شاید زنده نباشم که چنین روزی را ببینم ، عجب دنیای پرماجرایی است این دنیا


چهارشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۸

مقام معظم رهبری به درد جلوگیری از همجنس گرایی میخورد


یک سوال که ذهن بسیاری از مردم به خودش مشغول کرده این است که از خودشان میپرسند خوب یا بد این مقام معظم رهبری در اجتماع ما به چه درد میخورد ؟

به شخصه تا قبل از قضایای انتخابات فکر میکردم اگر ایشان به هیچ دردی نخورد به یک درد که همان حکمیت که وقتی اختلافات به این شدت زیاد شد عقل و شعوری که همیشه ادعا میشد را دارد را استفاده کند و کار به صلح بکشد ولی دیدم که چه شد

کافی است همین سوال را از یکی از ذوبان در ولایت بپرسید تا حسابی به تته پته بیافتد

این همان مشکلی است که امروزه عده ای از مسولان کمی با شعور تر بعد از شنیدن شعارهایی مثل "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر خامنه ای" از خود پرسیده اند و تلاش برای اینکه بگویند واقعا این ولایت فقیه از لحاظ فقهی و اجتماعی به چه درد میخورد را شروع کردند البته در اینجا وارد قسمت فقهی نمیشوم

در مورد اهمیت اجتماعی : ولی وقتی منطقی پشت چیزی نباشد چقدر دفاع کردن از آن چیز سخت است و اشخاصی مثل این آقای دکتر فیاض چقدر مجبورند برای خودشان جفنگ ببافند ٫ متن استدلالات را که چنیدن بار از اول تا آخر بخوانید می بینید که ولی فقیه ما فقط به درد جلوگیری از غریزه افراد که ممکن است بخواهند همجنس گرا باشند میخورد

البته ایشان توضیحی ندادند در مورد کشوری که اصلا همجنسگرا ندارد تکلیف چیست ؟

یا اگر مردم در خانه شان همجنسگرا بودند مقام محترم رهبری از چه ابزاری برای جلوگیری استفاده میکند؟


چهارشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۸

چرا طرح اوباما برای برقراری رابطه عادی با ایران به نفع دمکراسی در ایران است؟



حتما شما هم شعار "اوباما اوباما یا با اونا یا باما" رو شنید و نوشته هایی که خیلی از ایرانیها و آمریکاییها خواستار این هستند که اوباما بین حکومت و مردم ٫ مردم را انتخاب کند و به دولت فشار بیاورد

ولی سوالی که باید پرسید این است که آیا این فشار در ۳۰ سال گذشته اثری داشته است؟جواب ساده است : خیر ... این فشارها هرگز باعث نشده که معترضان به حکومت ایران به عامل استکبار بودن متهم نشوند.

کافیست چند دقیقه پای سخنان آقای خامنه ای بنشیند و تعداد واژه دشمن را بشمارید تا به اهمیت وجود دشمن در ذات یک حکومت دیکتاتوری پی ببرید.

این را هم بگویم که تاثیر وجود دشمن در تمام دنیا حتی آزادترین کشورها همیشه وسیله ای بوده برای حکومتها برای منحصر کردن دمکراسی و اولین و مهمترین اصل آن آزادی بیان
در ماجرای سناتور مک کارتی در دهه ۵۰ ٫ این سناتور آمریکایی (با پشتوانه دولت ) با بیان اینکه دشمن ( کمونیستها) امنیت کشور را در خطر قرار دادند دست به پاکسازی عظیم عقیدتی در بین شهروندان آمریکایی زد و یکی از تاریک ترین دوران در دمکراسی آمریکایی رو قلم زد.

این دشمن بعدها هم در آمریکا کار خودش را کرد ٫ در فضای پر از ترس و نفرت از دشمن بعد از ۱۱ سپتامبر هم وجود یک دشمن بار دیگر اصول اولیه دمکراسی رو در آمریکا مورد هجوم قرار داد ٫ پروفسور Ward Churchill وقتی در یک برنامه زنده رادیویی سوالی پرسید بر این مبنا که : آیا شما راه بهتری میشناسید برای مخالفان با سیاستهای آمریکا در جهان که مخالفت و نفرت خود را نشان بدهند ؟ خشم مردم را برانگیخت و حق آزادی بیان از او گرفته شد به این ترتیب که با فشارهای مردم بر دانشگاه محل تدریسش از دانشگاه اخراج شد ( هرجند بعدها با شکایت از دانشگاه توانست حقش را پس بگیرد).

ولی مساله این است که همیشه وجود دشمن میتواند بهترین بهانه برای سرکوب مخالفین و محدود کردن دمکراسی و آزادی بیان شود ... فقط تصورش را بکنید که فردا اوباما به تهران بیاید و با احمدی نژاد و خامنه ای دست دهد و عکس بیاندازد ... و از خودتان بپرسید پس فردا وقتی خامنه ای نتواند واژه دشمن را در نماز جمعه بگوید آیا دق نمیکند و یا اگر از محمود آمریکا رو بگیریم دیگر چه میخواهد بگوید؟
تصورش را بکنید که جمهوری اسلام دیگر دشمن نداشته باشد ... همان اتفاقی که با شوروی افتاد زمانی که آمریکا شروع کرد به برقراری روابط عادی با یک نظام دیکتاتوری و دشمن را به مرور زمان از آنها گرفت و وقتی دشمنی وجود نداشت و ترسی ... دلیلها برای حذف مخالفان بی رنگتر و بی رنگتر شد

کاریکاتور : نیک آهنگ کوثر

سه‌شنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۸

تا حد مرگ از محمود بترسیم !


تحلیل شرایط امروز ایران بی شک یکی از دشوارترین کارهاست برای این تحلیل قصد دارم از روش متفاوتی استفاده کنم

فرض : محمود احمدی نژاد در انتخابات با رای ۲۴ میلیونی مردم انتخاب شده است و در انتخابات هیچ تقلبی رخ نداده است (ادعای محمود و طرفداران )

در نتیجه آقایان موسوی ٫ کروبی ٫ خاتمی ٫ هاشمی و ... میبایستی با یک برنامه حساب شده و از پیش طراحی شده ( قسمتی از سخنان اخیر خامنه ای ) تمام حوادث را برنامه ریزی کرده باشند و به قول اعترافات ابطحی به یکدیگر قول داده اند که تا آخرش هم در کنار یکدیگر خواهند بود ... این بدان معنی است که آنها علم این را داشته اند که حوادث و اعتراضات حتما اتفاق خواهد افتاد و آن را برنامه ریزی هم کرده بودند و بخوبی میدانستند که نتیجه آن قبل از هر چیز دیگری از بین رفتن چیزی است که آن را جمهوری اسلامی نمایندگان خدا میدانستند ... جمهوری اسلامی که ۳۰ سال برایش از جان مایه گذاشتند


در اینجا یک سوال بسیار ساده به ذهن میرسد : چرا ؟
چرا این افراد که بعضا از ارکان مهم و صاحب قدرت و برش در این نظام بودند حاضر شدند آن را با فدا کنند ؟ چرا حاضر شدند که خانه و کاشانه خودشان را فدا کنند؟

چند دلیل برای این عمل به سرعت به ذهن میرسد

۱- نحوه اداره امور داخلی کشور : که به شدت مورد انتقاد گروههای زیادی در ۴ سال گذشته بوده ولی آیا نحوه اداره که همه میدانیم که کاملا هم تحت کنترل محمود نیست میتواند دلیل این کار باشد ( همه میدانیم که اختیارات رئیس جمهور در ایران چیزی در حد یک وزیر هم نیست ... دلیل این مدعا عقب نشینیهای متعدد رئیس جمهور در مقابل مجلس در چهار سال قبل بود) این را هم به یاد داشته باشیم که محمود نهایتا ۴ سال دیگر میتواند رئیس جمهور باشد

۲-نحوه اداره امور خارجی : که بازهم مورد انتقاد بوده ولی آن را همه میدانیم که در تمام ۳۰ سال گذشته کاملا زیر نظر رهبری بوده

۳-مسئله از میان بردن ولایت فقیه و شورای نگهبان :با اینکه میتواند دلیل بسیار مهم و منتقی باشد ولی به یاد داشته باشید که تمام این افراد ۳۰ سال در جهت تقویت آن کوشیده اند

۴-می ماند حمله محمود احمدی نژاد به هاشمی و ناطق نوری : که باز آن هم با میانجگری رهبری و برگزاری دادگاهی فرمایشی و تبرئه افراد و مسایل پشت پرده قابل حل بود ... مثل گذشته سی ساله انقلاب که مسائل همیشه در پشت درهای بسته بین خودشان حل شده بود
حتی اگر تمام موارد بالا را در کنار هم قرار دهیم بازهم درک کاری که محمود و طرفدارانش آن را "ادعای واهی تقلب" در انتخابات نامیدند به نظر منتطقی نمیرسد ... اینکه این افراد (معترضین ) بخواهند خود را خودشان آتش بزنند


جواب تنها یک چیز میتواند باشد : این افراد به طرز بسیار زیادی از محمود و طرفدارانش و آنچه آنان در ذهن دارند میترسند

علت ترس : شاید پهن کردن جانماز اضافی برای امام زمان ٫ بشقاب اضافه برای امام زمان و یا ادعاهای مدیریت جهان توسط امام زمان و ظهور او را هر روزه شنیده ایم و با شک و تردید از کنارشان به عنوان شایعه گذشته ایم ولی نکته این است که بدانیم اگر تمام موارد بالا و ادعاهای حجتیه بودن محمود راست باشد افراد فوق را به این نتیجه رسانده است که باید به هر قیمتی شده او را متوقف کرد
هرچند اکثرا ماجرای مشایی بعد از انتخابات را بازی سیاسی دانستند ولی عصبانیت بیش از حد اصول گرایان از نامه محمود به خامنه ای که در نوع خودش بی نظیر بود را باید نشانه دیگری دانست از شخصی که معتقد است که ابزاری است برای آماده سازی دنیا برای ظهور دانست ٫ فراموش هم نکنید که اهمیت و حساسیت مساله امام زمان انقدر در ایران بالاست که در حقیقت تبدیل به پاشنه آشیل شده است که محمود دارد با آن بازی میکند و هیچ کس چیزی نمیتواند به طور مستقیم بگوید

وقتی به این قسمت تحلیل میرسیم باید گفت واقعا فرقی نمیکند که تقلب شده باشد یا نه

شنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۸

من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :


وقتی که دیدم جسد 20 هوطنم را یک ماه است که روی زمین چیدند ... و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید

من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :

وقتی که دیدم جوانان کشورم در خون غلتیدند ................................ و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید

من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :

وقتی که دیدم چینی ها 150 مسلمان را فرموده اند .......................... و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید

من یک طرفدار احمدی نژاد بودم که در شلوار خود ریدم :

وقتی که در فیلم دیدم بسیجی ها با مسلسل مردم را در خیابان دریدند ......... و او برای آن زن مصری که در آلمان کشته شد برای سازمان ملل نامه مینوسید

اگر شما هم ریدید بنویسید تا اضافه کنم

پنجشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۸۸

نتیجه مناظره دیشب : پایانی بر آنچیزی که آن را جمهوری اسلامی میدانستند !



اتفاقی که در مناظره موسوی و احمدی نژاد افتاد نقطه عطفی بود در تاریخ ایران که حوزه دوست عزیز از اون به عنوان خودکشی جمهوری اسلامی نام برد .
بله دیشب جمهوری اسلامی چیز خیلی مهمی از دست داد "قداستش" را


تفاوت اصلی نظام طبق ادعای جمهوری اسلامی که اون رو نه تنها بین تمام حکومتهای جهان متمایز میکرد در حقیقت پابند به اخلاقیات بودنش بود ... به این معنی که این حکومت اسلامی در حقیقت نماینده خداست و تنها حکومتی که به تمام معانی در انتظار ظهور حضرت مهدی ... و تنها حکومت الهی که این مساله آن را مقدس میکند.

این نمایندگان در مرحله اول فی سبیل الله کار میکرند و در مرحله دوم هدفی جز خدمت به مردم نداشتند.

اگر مشخصه اخلاقیات را از این مسئولین بگیریم دیگر چیزی تحت عنوان جمهوری اسلامی باقی نمی ماند که بخواهد به آن قداست الهی ببخشد ...

اگر عمیقتر بنگریم مساله این نبود که آیا اتهامات وارد شده به حداقل دو تن از ۱۰ مرد اصلی این نظام ٫ رفسنجانی و ناطق نوری واقعیت داشت ... مساله این بود که این اتهامات توسط یکی از مسئولین بالا رتبه این نظام زده شد ... مساله این بود که این مسئول گلچین شده و از هزاران قیلتر گذشته در میان جمع نمایندگان الهی خدا قداست را برای همیشه پایان داد ... مساله این بود که یکی از مقدسان گفت که مقدس نیستند ... ما تا به امروز در وحشی ترین رویاهایمان هم نمیدیدیم که یکی از این نمایندگان الهی در روز روشن دایره اصلی نظام را بی آبرو کند

البته خیلی از ماها این اتهامات را سالهای سال شنیده بودیم ٫ اتهاماتی که هرگز پذیرفته نشده بود و نهایتن ۲۰۰ هزار نفر که به روزنامه ها و غیره دسترسی دارند درباره آن اطلاع داشتند ... ولی با انعکاس آن در صدا و سیمایی که آن هم مهترین ارکان نشان دادن مقدس بودن نظام بود میتوان گفت تمام مردم ایران از آن آگاهی یافتند ... بله تمام مردم حالا میدانند که آن جمهوری پر از رهبران پاک و نماینده خدا دیگر وجود ندارد ... نکته این است که خودشان هم اعتراف کردند و این همان نقطه عطف برای ما مردم عادی بود.

همیشه مهمترین و اولین سد در را کسانی که میخواستند ارکان نظام را زیر سوال ببرند این بود که این یک نظامی است الهی که خداوند خود بگونه ای با تعالیم اسلام در آن نقش دارد و اگر کسی میخواست این جمهوری اسلامی مقدس را زیر سوال ببرد در حقیقت خدا را زیر سوال برده بود و به نوبه ای قبل از هر چیزی کافر بود

محمود چاخان عزیز امشب میخواهم از تو تشکر کنم ... این اولین بار است میدانم ... هرگز در خواب هم نمیدیدم ... متشکرم که با بی اخلاقی خود قداست این نظام را شکستی ... حالا دیگر این نظام هم چیزی نیست مثل تمام نظامهای دیکتاتور دنیا و دیگر پاک نیست ... ای کاش فهمیده بودی که چه کردی محمود

سه‌شنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۸

فیلم تبلیغاتی شیخ اصلاحات یا فیلم معمایی/ پلیسی !

Karoubi election film فیلم انتخاباتی مهدی کروبی



وقتی شوق و شور مردم بخصوص بالاترینیها را دیدم که بقول معروف گفتنی کفشان بریده بود و از دیدن فیلم کروبی به به و چه چهشان به آسمان رفته بود ... با خودم گفتم ای کاش من هم فیلم را دیده بود ... چند دقیقه ای نگذشت که یادم افتاد در قرن 21 ام زندگی میکنی ... قرن ما مردم عادلی ... و یکی فیلم رو روی اینترنت گذاشت

هرچه به فیلم بیشتر دقت کردم متوجه ذکاوت و زیرکی تیم انتخاباتی کروبی شدم که به احتمال قوی باهوش ترین و زبده ترین تیم انتخاباتی را دارد و باز هرچه بیشتر دیدم فهمیدم که خطوط قرمز باریکی که رد شدن از اونها جمعیت بعضا حرفه ای بالاترین را به وجد آورده بود نه تنها نشکسته بود بلکه به احتمال قوی حالا حالاها سر جایش خواهد بود

در کل میشود گفت به 3 خط قرمز در طول این فیلم اشاره شده بود که با هم نگاهی به آن میاندازیم:

1- فاطمه کدیور : آیا حجاب الزامی جواب داده است به نظر شما ؟

کروبی:" 2 کار باید بکنیم اول حالت خشونت آمیز را حذف کنیم که جواب نداده و اثر معکوس دارد" ( که منظورش برداشتن گشتهای ارشاد است که تازگی خاصی ندارد )
و زمانی که میخواهد دومی را مطرح کند کارگردان کات مکند
پس شیخ ما نه تنها قولی درباره برداشتن حجاب اجباری نداده است بلکه حتی نظر موافق و مخالف بودنش را نمیگوید

2-بلافاصله بعد از کات فوق خانم کدیور میپرسد: تعدد زوجین چه ؟
کروبی :" اصلا تعدد زوجها در جامعه ما زندگی ها را متلاشی میکند"
و من هرچه عقب و جلو میکنم و به دنبال کلمه مخالفم میگردم پیدایش نمیکنم ... یعنی همانند سوال قبلی شیخ ما نه تنها نظری نمیدهد که مخالف است یا موافق ... قولی هم در این زمینه نمیدهد

3- نوبت به آقای ابطحی میرسد که در مورد اطلاع رسانی آزاد و لزوم وجود آن صحبت میکند ولی شیخ قصه ما در این زمان ساکت است و بازهم نه نظر او را میشنویم و نه قولی

بله تیم زیرک آقای کروبی بدون اینکه لازم باشد ایشان حتی از یک خط قرمز هم رد شود مجموعه معمایی/پلیسی را برای ما تدارک دیده بود که پر بود از سوالاتی که تک تک ما آرزو داریم یکی پیدا شود و بگوید با آنها موافق و یا مخالف است ... راه حل که چگونه میخواهد در صورت موافقت آنها را عملی کند که بخورد توی سر من

حتما جمله معروف مموتی که قرار است سالها با آن توی سرش بزنیم را بخاطر دارید :" یعنی مشکل ما واقعا حجاب خانمهاست" ... ولی کروبی قصه ما در عمل هیچ چیزی هم نگفت که روزی بر علیهش استفاده کنیم و قولی هم نداد .

نظر شخصی : تمام اینها بکنار شنیدن لغط حجاب اجباری از صدا و سیما هم برای خودش عالمی دارد ... در ضمن به نظر من آقای کروبی اگر رییس جمهور بشود چیزی میشود مثل حالت جرج بوش که همه سیاستمدار و خط دهنده را در حقیقت چینی میدانستند و در زمان کروبی هم کرباسچی همه کاره خواهد بود

شنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۸

رای میدهم چون:


می دانم که با رای دادن من چیزهایی که میخواهم یا کسی که میخواهم انتخاب نمیشود ولی شاید بتوانم جلوی انتخاب نشدن کسی را که نمیخواهم بگیرم



دو دلیل اصلی من که احمدی نژاد را مناسب نمیدانم:

۱- به عنوان یک رئیس جمهور هر زمان که حرفی می زند احساس میکنم شعور من را به عنوان یک ایرانی به سخره گرفته است [1]

۲- همیشه فکر میکردم که رئیس جمهور کسی است که خوب یا بد دارای مشاورین اقتصادی حرفه ای است که این مشاوران حرفه ای تصمیم های درست یا غلط را بر اساس اصول علم اقتصاد میگردند ولی بعد از اخراج سه رئیس بانک مرکزی و یک وزیر متوجه شدم این مشاوران همه به آقای دکی تذکر داده بودند که ریختن پولهای نفتی یکشبه به دامان اقتصاد کشور باعث بزرگترین آفت اقتصاد که همانا تمام اقتصاد دانان از آن میترسند میشود ... تورم
و آنگاه متوجه شدم که پرتقال فروش سر میدان نارمک شده است رئیس جمهور کشور من و هر آدم حرفه ای که مخالف حرف او هم حرف بزند با پرتقال هایش میزند

چهارشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۸

نامه به عمو قیلترباف: گیرم که ک.و.ن را سانسور کردید با ک.و.نی که در شرت هرکدام از ماست چه میکنید؟!


مطلع شدیم که در راستای سیانت از نظام مقدس جمهوری اسلامی وبلاگ ما هم قیلتر شده است ... کفی کردیم همی ... که اگر وبلاگ میانه روی ما ¹ را هم نمیتوانند تحمل کنند واقعا پس چه چیزی را میتوانند تحمل کنند ؟! خلاصه بعد از مکاتبات با عمو قیلتر باف جواب آمد که در وبلاگ شما ۶ بار نوشته است ک.و.ن/ت.ج.اوز/ل.خ.ت/ک.و.ن/بعلاوه هیجده ... و شما به وبسایت بالاترین لینک داده اید

من رو باش که فکر میکردم علت قیلترینگ نوشتن مطالب کمدی-سیاسی ¹ ² بوده که قبلا نوشته بودم و فکر میکردم با یک اداره مجهز که حواسشان به همه چیز هست طرفم ولی به این نتیجه رسیدم که این اقدامات اخیر چیزی نیست بغیر از استعصال و بدبختی سانسور کنندگان که چون نمیدانند با این اینترنت صاب مرده چه کنند کم مانده سرشان را خودشان از جا بکنند و تنها کاری که از دستشان بر میآید سانسور لغاتی است که یک سرچ انجین برایشان پیدا میکند

حسابش را بکنید : ۱۰ میلیون کاربر اینترنت فقط در داخل ایران و بیش از ۸۰ هزار وبلاگ ... عمو قیلتر باف خواهرش که میشود عمه ما را هم نمیتواند کنترل کند چه برسد به اینترنت ... با اینهمه بگیر و ببند Alexa میگوید ۵۴ درصد کاربران بالاترین از ایران میایند که میشود ۴.۵ میلیون Hit در ماه

عمو جان وارد جنگی شده ای که نه تنها از همین الان باخته ای بلکه آخر کار ل.خ.تت هم میکنند و ک.و.نت ... خدا رحمتت کند به هر حال (ببین ما را هم که از این چیزها نمینوشتیم به کجا رسانده اند )

تیتر را از کامنت حامد قرض گرفتم البته

چهارشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۸

وب.۲ به کمک انتخابات ریاست جمهوری ایران می آید !


مهدی بالاترین سرویس WEB.2 از شرکت گوگل رو معرفی کرده که خیلی میتونه به درد بخور باشه ولی چرا ؟

یادم می آید در انتخابات ریاست جمهوری دفعه قبل نزدیک ۶ ماه وقت برای خواندن روزانه چندید روزنامه صرف کردم ... هرچه بیشتر خواندم بیشتر گیج شدم ... دلیل خیلی ساده بود آقایان کاندیدا هر روز میرفتند بالای منبر و یک مشت شعار میدادند که خیلیهاش بدون توجه به این بود که واقعا مردم چه مساله ای براشون مهم است و جواب برای چه سوالی برای اونها اولویت داره ( انتخابات مجلس رو که اصلا صحبت نکنید درباره اش )

مثلا در آمریکا : تک تک این مسایل به طور مجزا وجود دارند و اکثر روزنامه ها و غیره نظر کاندیدها رو با توجه به سخنرانیشون هر روز پیگیری میکند ...
مثل : ۱- ادامه حضور نیروهای آمریکا در عراق - اوباما : مخالف - مک کین : موافق
۲- افزودن مالیاتها : اوباما : موافق - مک کین : مخالف
۳- برقراری رابطه با ایران : اوباما : موافق - مک کین : مخالف
ولی توی ایران هرگز این مسایل برای ما تفکیک شده وجود نداشته اند ... ولی تکنولوژی امروز این امکان را به ما میدهد تا خودمان همچین چیزی را به وجود بیاوریم

البته برنامه گوگل یک مشکل مهم داره و اون اینه که جای برای مثلا نوشتن نظر موافق یا مخالف وجود نداره و ما نمیتونیم کاندیدا ها رو با هم مقایسه کنیم که این نیازمند یک وب.۲ جانبی است (شاید این دوستان با کمی تغییر در ساختار سایتشون بتونن این نیاز رو برآورده کنند) که مثلا

۱- آزادی بیشتر به دختران : احمدی نژاد : مخالف - میر حسین : ممتنعه - کروبی موافق ( به همراه لینک به متن سخنرانی )
۲- ایجاد ارتباط با آمریکا : احمدی نژاد : موافق - میر حسین : موافق - کروبی : مخالف
۳- ادامه غنی سازی : احمدی نژاد : موافق - میر حسین : مخالف - کروبی : موافق

این یعنی قدرت دست من و شما که بتونیم بگیم واقعا چه چیزی برای ما خیلی مهم است ... پس دست بکار بشید : برای این کار یک آی - دی گوگل لازم دارید که اکثرا دارند و چند دقیقه وقت برای امتیاز دادن به هر سوال - قوانین رو بخونین و دقت کنید که تعداد امتیاز به سوالاتی که از هر کاندیدا میشه برای شما محدود است ... پس به سوالاتی که برایتان بیشتر مهم است مثبت دهید ...

اوباما میگوید : اگر میخواهید تغییری ببینید از خودتان شروع کنید

سه‌شنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۸

بازی وبلاگی کودکی : تشکیل سازمان مخوف کا.گ.ب


این توضیحات آقای یوزی که خیلی خارجی بود برای این بازی ولی :

کلاس اول راهنمائی در یک مدرسه به شدت مذهبی پر از بچه های کله گنده مسئولین حکومتی ( نمیدونم من اونجا چیکار میکردم دقیقا ) بودم که :


یک روز پشت سریم که فکر کنم فامیلش عشتری بود یک تیکه مقوا به من داد و منم همینطوری فی البداهه ورداشتمش کردم کارت شناسایی و بالای کارت از اونجایی که از اسم سازمان جاسوسی شوروی کا.گ.ب خوشم میومد نوشتم K.G.B

بچه های ندید بدیده کلاس ما نمیدونم چرا همه خوششون اومد و درخواست عضویت در سازمان مخوف ما کردند در عرض مدت کوتاهی تعداد اعضاء به ۵۰ نفر از ۱۵۰ نفر کل مدرسه رسید ... نمیدونم این جو گیر شدن بود یا چی ولی قلدر کلاسمون هم از من توی مدرسه به احترام رئیس بودن حساب می برد ... یادم میاد یکی از این قلدر ها که یکبار منو داشت اذیت میکرد رو تهدید هم کردم که میدم حسابتو برسن ... در جواب خواست که عضو گروه بشه ... ولی تمام این دوران شکوه یک هفته ای بیشتر دوام نیاورد و مدیر مدرسه فهمید ... هیچوقت قیافه اش رو موقعی که فهمید منه ریزه میزه عضو گروه تواشیح و یکی از حافظان قران مدرسه و قاری و ... رئیس این تشکیلاتم یادم نمیره . بنده خدا زرد کرده بود ... نمیدونم ترسیده بود که عوامل شوروی توی مدرسه اش نفوذ کرده باشند و من همه بچه های این کله گنده های مملکت رو خراب کرده باشم ( پدر یکی از همین اعضا گروه چندی بعد کاندید ریاست جمهوری هم شد )یا میترسید کمونیست ها کشور رو از مدرسه اش شروع کنند به گرفتن یا بنده خدا عقلش به هیچ کجا نمیرسید و از کف کردن رنگش زرد شده بود... البته حالا که فکر میکنم میبینم این قضایا باید بعد از سال ۱۹۹۱ اتفاق افتاده باشه که شوروی سال ۱۹۸۹ از نقشه روزگار محو شد

خلاصه علاوه بر احضار پدر و مادر به مدرسه یک هفته اخراج از کلاس شدم و مجبورم کردن ۱۰ تا انشاء درباره بدی این کار و بدی جاسوسی و بدی کمونیسم و منافاتش با اسلام بنویسم ... دورانی بود ها

visitor stats